با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
آن سوی میز

دانلود و خرید کتاب آن سوی میز

خاطرات سیاستمداران آمریکایی از تعامل و تقابل با ایران

۳٫۳ از ۴ نظر
۳٫۳ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آن سوی میز  نوشته  مهدی خانعلی‌زاده  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب آن سوی میز

کتاب آن سوی میز با همت مهدی خانعلی‌زاده و سید وحید نبوی‌زاده نمازی منتشر شده است. این کتاب خاطرات سیاستمداران آمریکایی از تعامل و تقابل با ایران است. افرادی مانند هیلاری کلینتون، جان کری، وندی شرمن، نیکی هیلی، ویلیام برنز، سوزان رایس و جان بولتون.

درباره کتاب آن سوی میز

آنچه در این کتاب ترجمه و گردآوری شده، بخش‌های مرتبط با ایران در کتاب خاطرات هفت نفر از سیاستمداران ارشد آمریکایی است که تلاش شده تا متناسب با ارتباطی که با مخاطب و جامعه ایرانی دارد، برگزیده شود. دو فصل ابتدایی که مرتبط با هیلاری کلینتون و جان کری است. باید توجه داشت که مطالب مطرح‌شدهٔ نویسندگان، برگرفته از رویکرد خصمانهٔ آن‌ها علیه کشورمان است و ادعاهایی که این افراد مطرح می‌کنند از اساس تأیید نمی‌شود. آنچه برای مخاطب ایرانی از مطالعهٔ این مجموعه به دست می‌آید، نوع نگاه آمریکایی‌ها به کشورمان و هدف آن‌ها از هرگونه تعامل و مذاکره با جمهوری اسلامی ایران است.

خواندن کتاب آن سوی میز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به علوم سیاسی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب آن سوی میز

سلطان گفت: «می‌توانم کمک کنم.» او یکی از معدود رهبرانی بود که هر دو طرف به‌عنوان میانجی صادق قبولش داشتند و روابط نزدیکی با واشنگتن، کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس و تهران داشت. پیشنهاد میزبانی گفت‌وگوهای مستقیم و مخفیانه‌ای بین ایران و ایالات‌متحده را می‌داد تا مسئلهٔ هسته‌ای حل شود. تلاش‌های پیشین برای برقراری ارتباط با رژیم مذهبی ایران شکست خورده بود، اما سلطان فکر می‌کرد که فرصتی دارد تا روزنه‌ای ایجاد کند. مخفیانه بودن در این مسئله ضروری بود تا افراط‌گرایان هر دو طرف پیش از آغاز مذاکرات نتوانند آن را از مسیر خارج کنند. آیا من مایل به پیشبرد این ایده بودم؟

ازیک‌طرف دلیلی وجود نداشت که بتوانیم به ایرانی‌ها اعتماد کنیم و دلایل زیادی وجود داشت که باور داشته باشیم ایران از هر فرصتی برای اتلاف وقت و گمراه‌کردن استفاده خواهد کرد. مذاکرات جدید می‌توانست به سوراخ خرگوش میانبری برای ایران تبدیل شود تا زمان بخرد و به هدفش در ساخت سلاح هسته‌ای که تهدیدی برای اسراییل، همسایگان ایران و جهان بود، نزدیک‌تر شود. هر امتیازی که در این مذاکرات اعطا می‌شد، می‌توانست سال‌ها کار دقیق برای ایجاد توافقی بین‌المللی برای اعمال تحریم‌هایی سنگین و فشار مضاعف بر رژیم در تهران را ملغی کند. از سوی دیگر اما پیشنهاد سلطان می‌توانست بهترین فرصت ما برای دوری از درگیری و درعین‌حال افق غیرقابل‌قبول ایرانِ مجهز به سلاح هسته‌ای باشد. شکست ما در دنبال‌کردن مسیر دیپلماسی می‌توانست باعث پایان‌یافتن ائتلاف گسترده بین‌المللی‌ای شود که ساخته بودیم تا تحریم‌ها را بر ایران اعمال و اجرا کند.۳

شاید با توجه به اتفاقاتی که از آن زمان تا به امروز افتاده، تصورش سخت باشد؛ اما ایران زمانی در طول جنگ سرد از متحدان امریکا بود. شاه، پادشاه کشوری بود که سلطنتش مدیون کودتای ۱۹۵۳ بود. کودتایی که با حمایت دولت آیزنهاور علیه دولت منتخب و دموکراتیک و همراه کمونیست‌ها انجام شد. این کودتا حرکتی کلاسیک در دورهٔ جنگ سرد بود که بسیاری از ایرانیان هیچ‌وقت امریکا را بابت آن نبخشیدند. دولت‌های ما حدود ۲۵ سال رابطه نزدیکی با هم داشتند تا اینکه در سال ۱۹۷۹، نظام استبدادی شاه با انقلابی مردمی ساقط شد. حاکمان جدید ایران مخالفت آشتی‌ناپذیری با امریکا داشتند و به ما «شیطان بزرگ» می‌گفتند. در نوامبر ۱۹۷۹، دانشجویان ایرانی به سفارت ایالات‌متحده در تهران حمله کردند و ۵۲ امریکایی را برای ۴۴۴ روز گروگان گرفتند. این سرپیچی آشکار از قوانین بین‌المللی و تجربه‌ای تکان‌دهنده برای کشور ما بود.

به یاد دارم اخبار شبانه در لیتل‌راک را تماشا می‌کردم که تعداد روزهایی را می‌شمرد که گروگان‌ها نگه داشته شده بودند و بحران همین‌طور بدون هیچ پایان مشخصی ادامه می‌یافت. ماجرا زمانی تراژیک‌تر شد که در عملیات نجاتی که نیروهای ارتش امریکا انجام دادند، تصادف یک بالگرد با هواپیمای ترابری در بیابان، هشت عضو ارتش را کشت. 

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۸)
تأکید کردم که ما نباید از نقاط ضعف و شکننده ایران چشم‌پوشی کنیم: ایران دشمنی قوی و نیرومند است ولی ده فیت قد ندارد و این یعنی خالی از نقطه‌ضعف نیست؛ اقتصاد ایران به شکل بسیار بدی اداره می‌شود و نرخ بیکاری و تورم آن رو به افزایش است. ایران با سیر شدیداً نزولی قیمت نفت آسیب‌پذیر خواهد بود و اینکه آن‌ها بسیار به تولیدات نفتی وابسته هستند. ایران هیچ دوستی در منطقه ندارد و ترک‌ها و اعراب کاملاً به آن‌ها بی‌اعتماد هستند؛ روس‌ها ارباب آن‌ها هستند و به‌نوعی حمایتشان می‌کنند و به افغان‌ها مشکوک و مظنون.
مهدی
برجام یک توافق مستحکم بود و از بسیاری جهات برای ما بیشتر از ایرانی‌ها، فایده داشت چراکه ایرانی‌ها هنوز هم با فشار اقتصادی سنگینی مواجه بودند.
مهدی
ایران بخش زیادی از دوران حرفه‌ای من را به خود اختصاص داد. در لغت‌نامهٔ سیاسی آمریکا، ایران کشوری بود مساوی با مشکلات، تهدیدها و اشتباهات؛ به زبانی دیگر ایران یک وجود تهدیدآمیز و نفوذناپذیر بود که برای نادیده‌گرفتن خیلی بزرگ و خطرناک بود و از سویی دیگر خیلی سخت تن به ارتباط می‌داد و عملاً برای درگیری سرسخت می‌نمود. این قضیه شبیه به یک میدان مین شده بود و هیچ‌کس نقشه خوبی نداشت.
مهدی
محاسبات واضح بود: اگر ایرانی‌ها نگران این شدند که پس از صدام هدف بعدی آمریکا خواهند بود، ایده بدی نخواهد بود و بگذارید کمی دلواپس شوند.
مهدی
همچنین یک پیشنهاد دیگر ارائه دادم که البته تصویب شد در واقع این بود که برای کادر کوچکی از دیپلمات‌های آمریکایی دوره‌های آموزش زبان فارسی برگزار شود و آن‌ها را در مقرهایی در حاشیه ایران مستقر کنیم تا تجربه کسب کنند و برای ازسرگیری روابط ما با ایران آماده شوند. ابتکار «دیده‌بانان ایران» همان چیزی بود که ما هفت دهه پیش دربارهٔ اتحاد جماهیر شوروی به کار بستیم و با به‌خدمت‌گرفتن متخصصان زبان روسی برای دیپلمات‌های خود سعی کردیم تا دوباره روابط دیپلماتیک خود را با آن‌ها از سر بگیریم.
مهدی
ما باید به‌طور هم‌زمان به راه‌های خلاقانه و مخرب دربارهٔ تأکید بر فاصله و اختلاف بین غرایز محافظه‌کارانه رژیم و تمایل مردم ایران برای عادی‌سازی روابط با بقیه دنیا من‌جمله آمریکا، توجه زیادی داشته باشیم.
مهدی
من به رایس پیشنهاد دادم که ما باید بی‌سروصدا به ایرانی‌ها پیشنهاد کنیم که بخش منافع خود را در تهران راه بیندازیم و چند دیپلمات خود را در آنجا به کار بگیریم؛ آن‌هم با تجدیدنظر و تغییر آرایش و وضعیت نسبت به زمانی که به سفارت ما در سال ۱۹۷۹ در تهران حمله شد و اینکه سوئیس حامی منافع ما در تهران است؛ در عوض ما به ایرانی‌ها این اجازه را می‌دهیم که پایگاه منافع خود را در واشنگتن بسازند و چندین تن از دیپلمات‌های خود را آنجا مستقر کنند و البته دولت پاکستان آن را اداره خواهد کرد. همانند بحثی که برای پیوستن به مذاکرات ۱+۵ وجود داشت، تمرکز مذاکره بر مزایای تاکتیکی بود. انتظار چندانی نداشتم که رهبر ایران با چنین پیشنهادی موافقت کند. آخرین چیزی که او می‌خواست ببیند صفی طولانی از متقاضیان ویزای ایرانی اطراف یک مرکز دیپلماتیک بود که به‌وسیله آمریکایی‌ها اداره می‌شد؛ برای آیت‌الله خامنه‌ای این واقعه حکم «اسب تروا» را داشت که نماد و وسیله نابودی است و ریشه در یونان باستان دارد.
مهدی
پیشنهاد دادم تا ما این ایده را از طریق روس‌ها به ایران ابلاغ کنیم زیرا ارتباطات و کانال‌های خوب و قوی‌ای در تهران داشتند و اگر بخواهیم برای تصویب و اعمال تحریم‌های سخت‌تر به شورای امنیت بین‌الملل بازگردیم به حمایت آن‌ها نیاز داریم. من با یک استدلال گسترده نتیجه‌گیری کردم و مفهوم کلاسیک محدود نگاه‌داشتن را که رایس به‌عنوان یک شوروی‌شناس خوب با آن آشنا بود، منعکس کردم. در مواجهه با دشمنی که با اختلافات داخلی زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد و از آن‌ها عاجز بود گفتم: «یک استراتژی موفق به یک ریسک‌پذیری حساب‌شده از سوی ما نیاز دارد که باید با ایجاد یک ائتلاف و نفوذ و رسوخ به ایران و شرکای پریشان و مضطربش همراه باشد
مهدی
در جولای من به همراه رایس برای یک نشست بی‌سروصدا با سرگئی لاوروف، به برلین رفتیم و ایده پایگاه منافع را برای وی تشریح کردیم. لاوروف قبول کرد تا این ایده را به علی‌اکبر ولایتی که مشاور سیاست‌های خارجی رهبر ایران بود، منتقل کند اما پس از آن جنگ در گرجستان شروع شد و روسیه دیگر علاقه‌ای به اینکه حامل پیام ما برای ایران باشد نداشت و از طرفی ما دیگر علاقه نداشتیم که روسیه حامل ما باشد و بدین ترتیب این ایده هیچ‌گاه پا فراتر نگذاشت و جامه عمل نپوشید؛ بااین‌حال ما زمینه‌های اصلی را برای دولت اوباما در ایجاد یک رویکرد خلاقانه‌تر و فعال‌تر برای برخورد با دوراهی موجود دربارهٔ موضوع هسته‌ای ایران فراهم کردیم.
مهدی
به‌محض اینکه او دفتر ریاست جمهوری را از بوش در ژانویه ۲۰۰۹ تحویل گرفت و رسماً ریاست جمهوری را عهده‌دار شد، ایران به‌عنوان بزرگ‌ترین عرصه ابتلا برای هر دو پیشنهاد مطرح‌شده، نمودار گردید: یعنی چه دیپلماسی فعال که با اهرم‌های نظامی و اقتصادی همراه شود و چه آمدن پای میز مذاکره و برقراری ارتباط مستقیم با سرسخت‌ترین دشمنان ما که هرکدام پیامدهای خود را در پی خواهد داشت. اوباما کلینتون را به‌عنوان یک شریک و همکار کاملاً کارآمد دربارهٔ دیپلماسی راجع به ایران انتخاب کرد. او به‌طور غریزی در درگیری و برخورد با ایرانی‌ها محتاط‌تر بود و البته خیلی تردید داشت که ما با ایرانی‌ها به توافق دست خواهیم یافت که طبق آن ایران از داشتن بمب هسته‌ای محروم شود؛ کلینتون قبول کرد و در حقیقت برخورد و هم‌نشینی با ایرانی‌ها از دو نظر بهترین روش بود: اول آنکه بهترین گزینه برای ارزیابی میزان جدیت ایرانی‌ها برای رسیدن به یک توافق بود و دوم درصورتی‌که تلاش‌های اولیه موفق نشوند، بهترین راه برای سرمایه‌گذاری در ایجاد یک ائتلاف بین‌المللی برای اعمال فشارهای بیشتر بر ایران بود.
مهدی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۴۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۷۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۳/۱۰
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۸۳۷-۶۰-۶
تعداد صفحات۳۴۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۷۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۳/۱۰
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۸۳۷-۶۰-۶