با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بازگشت

دانلود و خرید کتاب بازگشت

پیام‌هایی از تجربه‌های نزدیک به مرگ

۴٫۵ از ۵۲ نظر
۴٫۵ از ۵۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بازگشت  نوشته  گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب بازگشت

کتاب بازگشت را گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر کرده است. مرگ و آنچه پس از آن اتفاق می‌افتد، همیشه برای بشر سؤال اساسی بوده. ادیان و مذاهب از تداوم حیات پس از مرگ خبر داده‌اند، اما در بیشتر آن‌ها، در مورد پدیده مرگ و حوادث پس از آن، به برخی داستان‌ها و حکایت‌های محدود اشاره شده، فقط در اسلام است که حدود یک سوم آیات قرآن و قسمت زیادی از روایات، به موضوع معاد اختصاص دارد. با این حال، همه به دنبال اطلاعات بیشتر در این زمینه هستند.

در سال‌های اخیر، با پیشرفت‌هایی که در رشته پزشکی و فرایند احیای بیماران بوجود آمده، روزنه‌هایی به جهان ناشناختهٔ پس از مرگ ایجاد شده است. «تجربیات نزدیک به مرگ» یکی از این روزنه‌هاست که کثرت شواهد ارائه‌شده از طریق آن، حتی توجه بسیاری از دانشمندان را نیز به خود جلب و آنان را وادار به تحقیق و پژوهش در این زمینه کرده است.

یکی از مهم‌ترین پیام‌های تجربه‌کنندگان نزدیک به مرگ این است که زندگی ما و جهان، براساس حساب وکتابی خلق شده و دارای معنا و هدف است و با مرگ پایان نمی‌یابد.

این کتاب روایت‌های معتبری است از کسانی که نزدیکی به مرگ را تجربه کرده‌اند.

خواندن کتاب بازگشت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به خواندن تجربیات نزدیک به مرگ پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب بازگشت

این دختر کوچک محبت خاصی به من داشت. یادم هست هرگاه ظرف شراب را در دست می‌گرفتم که بنوشم، آن را از دستم می‌گرفت و بر لباسم می‌ریخت.

اما دوران خوشی من با این کودک طولانی نشد. دوسه ساله بود که مریض شد و از دنیا رفت.

مرگش خیلی مرا غصه‌دار کرد. شب جمعه‌ای شراب خوردم و نماز نخوانده خوابیدم.

یکباره دیدم گویا قیامت شده! همه از قبرها بیرون آمده و به سوی محل حسابرسی اعمال می‌رفتند.

من هم به راه افتادم. یکباره از پشت، صدایی شنیدم! وقتی برگشتم مار سیاه و بزرگی را دیدم که بزرگتر از آن تصوّر نمی‌شد!

مار با سرعت به سمت من می‌آمد و دهان بزرگش را باز کرده بود. با ترس و لرز و باسرعت می‌دویدم. او هم به سرعت مرا دنبال می‌کرد.

در راه پیرمردی مهربان را دیدم، باعجله سلام کردم و گفتم: به فریادم برس. گفت: در برابر این افعی ناتوانم، ولی سریع برو، شاید خداوند نجاتت دهد.

با سرعت فرار می‌کردم تا اینکه به مقابل دره عمیق جهنم رسیدم. طبقات و عذاب جهنم پیدا بود. نزدیک بود همان‌جا از ترس بمیرم.

پشت سرم را نگاه کردم، دیدم آن مار همین‌طور نزدیک می‌شود، می‌خواستم از ترس مار، خودم را به جهنم بیاندازم. صدایی گفت: برگرد، تو اهل اینجا نیستی.

دلم کمی آرام شد. بعد دیدم مار هم برگشت و مرا دنبال نمی‌کند! برگشتم تا به همان پیر رسیدم، گفتم: چرا مرا کمک نکردی؟

گفت: من ناتوانم، لکن برو به سمت این کوه. در آنجا امانت‌های مسلمانان است، اگر تو هم امانتی داشته باشی تو را یاری خواهد کرد.

باتعجب به سراغ آن کوه رفتم. دیدم در آن اتاق‌هایی است که جلوی آن‌ها پرده‌هایی قرار دارد و درب‌هایی از طلا و جواهر دارد!

باتعجب دیدم دوباره آن مار به دنبال من است. دویدم به سمت آن کوه، وقتی نزدیک شدم، ملکی فریاد زد: پرده‌ها را کنار بزنید، درها را باز کنید و بیرون آیید، شاید این بیچاره در بین شما امانتی داشته باشد که او را از شر دشمن پناه دهد.

یکباره دویدم بچه‌هایی که صورت‌شان مانند ماه می‌درخشید بیرون آمدند. مار وحشتناک حسابی به من نزدیک شده بود، یک نگاهم به آن بچه‌ها بود و یک نگاهم به پشت سرم.

کودکان بیرون آمدند. دیدم دخترم که مرده بود جلو آمد. تا مرا دید گریه کرد و گفت: این پدر من است، دست چپش را در دست راست من گذاشت و با دست راست به آن مار اشاره کرد.

 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۲)
کاربر ۱۶۲۴۳۷۱
۱۳۹۹/۱۰/۰۵

خیلی کتاب خوبیه کتابی تو همین حال و هوا اگه سراغ دارید بهم معرفی کنید ممنونم

کاربر ۱۴۱۷۷۱۹
۱۳۹۹/۱۰/۰۳

بسیار از طاقچه ممنون هستم که این کتاب رو تو طاقچه گذاشتن عالی

M❤️hadese
۱۳۹۹/۱۰/۰۶

چاپی اش رادارم، بخونید خوبه☺️

amir
۱۳۹۹/۰۹/۳۰

خوب بود

کتاب
۱۳۹۹/۱۰/۰۵

من نسخه‌ی چاپی رو خوندم عالی بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۹)
العظمی بهجت را در خواب دیدم که به همراه گروهی بالای سر من آمدند. ایشان مرا نصیحت کردند و ضمن تأکید بر عدم آرایش در مقابل نامحرم و دوری از موسیقی حرام، به اهمیت به نماز اول وقت تأکید کردند و به موضوعی اشاره کردند که من خیلی احتیاج داشتم. ایشان فرمودند: ببخش تا خداوند نیز
fatemeh
شهید ما پیغام داده که تا می‌توانید برای آقا اباعبدالله (ع) کار انجام دهید. نمی‌دانید مولای ما در برزخ چه مقامی دارد.
fatemeh
من به یاد دارم که عیسی مسیح نیز آنجا بود، ولی تعجب کردم که دیدم مسیح خدا نیست و مانند ما، یکی از مخلوقات خداست و مانند ما، او نیز هدف عالی و معنوی خود را دنبال می‌کند. این بر خلاف آنچه در کلیسا از بچگی یاد گرفتم بود. به ما می‌گفتند: مسیح و خدا و ... همه یکی هستند.
جیمی جیم
عامل خیلی از گرفتاری‌های ما ضایع کردن نعمت‌های خداست
sh
امام صادق (ع) در مورد حق الناس می‌فرماید: اگر مردم آنقدری که برای نجس و پاکی وسواس دارند، کمی هم به حق الناس اهمیت می‌دادند، مشکلاتشان کم می‌شد. در حالی که اسلام، طهارت و نجاست را آسان گرفته و مردم بر خود سخت می‌گیرند؛ اما به حق‌الناس، بسیار اهمیت داده، ولی مردم آن‌ها را ساده می‌گیرند.
zahra HadiA
تا می‌توانید برای آقا اباعبدالله (ع) کار انجام دهید. نمی‌دانید مولای ما در برزخ چه مقامی دارد.
sh
من که از مشاهده عذاب‌های جهنم ترسیده بودم به آن‌ها گفتم: من چه کنم که گرفتار نشوم؟ آن‌ها به من گفتند: به نماز اول وقت اهمیت بیشتری بده، تا می‌توانی به بندگان خدا با مهربانی خدمت کن و...
sh
من که از مشاهده عذاب‌های جهنم ترسیده بودم به آن‌ها گفتم: من چه کنم که گرفتار نشوم؟ آن‌ها به من گفتند: به نماز اول وقت اهمیت بیشتری بده، تا می‌توانی به بندگان خدا با مهربانی خدمت کن و...
sh
بسیاری از مقامات عالیه در آن روز در اختیار کسانی است که قرآن را خواندند و فهمیدند و عمل کردند.
sh
بسیاری از مقامات عالیه در آن روز در اختیار کسانی است که قرآن را خواندند و فهمیدند و عمل کردند.
sh

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۶۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۹/۱۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۱۶۹-۰۷-۲
تعداد صفحات۱۶۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۹/۱۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۱۶۹-۰۷-۲