کتاب مغز جنسیت زده جینا ریپون + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مغز جنسیت زده

کتاب مغز جنسیت زده

نویسنده:جینا ریپون
انتشارات:انتشارات خوب
امتیاز
۳.۸از ۱۹ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب مغز جنسیت زده

کتاب مغز جنسیت زده نوشته پروفسور جینا ریپون، پژوهشگر بین‌المللی حوزهٔ علوم اعصاب شناختی مرکز مغز آستون در دانشگاه آستون بیرمنگام است. او مدافع مشارکت بیشتر زنان در حوزه‌هایی مانند علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات است. علاوه بر این، وی تاکنون به‌عنوان عضوی از شبکهٔ تساوی جنسیتی اتحادیهٔ اروپا در همایش‌های مختلفی در سرتاسر دنیا نیز سخنرانی کرده است. این کتاب نخستین کتابی است که او برای مطالعهٔ عموم مردم نوشته است.

درباره کتاب مغز جنسیت زده

اندک تراژدی‌هایی می‌توانند به بزرگی جلوگیری از رشد زندگی، کمتر بی‌عدالتی‌هایی به ژرفای انکار فرصت رشد و تلاش و حتی امیدواری‌های انسان باشند؛ آن هم نه به‌خاطر محدودیت‌هایی که از بیرون تحمیل شوند، بلکه به دلیل محدودیت‌هایی که آن‌ها را به غلط درونی معرفی می‌کنند. این کتاب دربارهٔ ایده‌ای است که در قرن هجدهم شکل گرفت و ریشه دواند و امروزه همچنان پابرجاست: یعنی ایدهٔ «جنس» قائل شدن برای مغز، اینکه می‌توانید مغزی را «مؤنث» یا «مذکر» بخوانید و هر نوع تفاوت در رفتار، توانایی، موفقیت، شخصیت و حتی امید و آمال را به داشتن یکی از این انواع مغز نسبت دهید. این تفکر، علم شناخت مغز را قرن‌ها به گمراهی کشانده، کلیشه‌هایی مخرب را جا انداخته و به اعتقاد من، راه پیشرفت اجتماعی و برابری فرصت‌ها را مسدود کرده است. 

این کتاب سعی دارد باورهای غلط تکرارشونده را بررسی کند.

خواندن کتاب مغز جنسیت زده را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کسانی که می‌خواهند با حقیقت به دنیا نگاه کنند پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب مغز جنسیت زده

ظهور تصویربرداری

قرن بیستم درزمینهٔ مطالعه روی مغز شاهد تمرکزی مستمر بر پیامدهای آسیب مغزی بود، چون جنگ جهانی اول متأسفانه نمونه‌های زیادی برای مطالعه در اختیار دانشمندان قرار داد. اما مدل‌ها براساس این فرض ساخته شدند که هر ساختار خاص نقشه‌نگاری سرراستی دارد که نشانگر کارکردی ویژه است، و می‌توان روی کارکرد یک ساختار خاص، با تشخیص اینکه کدام کارکرد با آسیب دیدن سازهٔ مغز مختل می‌شود، مهندسی معکوس انجام داد. امروزه اطلاعات بیشتری دربارهٔ چگونگی تعامل بخش‌های مختلف مغز با یکدیگر و شکل‌گیری و پیاده‌سازی شبکه‌های مختلف داریم، در واقع منظور این است که ما به‌ندرت می‌توانیم ارتباطی مستقیم بین ساختار مشخص مغز (سخت‌افزار) و کارکرد مشخص آن فرض کنیم. این ادعا که با آسیب دیدن بخش به‌خصوصی از مغز، مهارت یا رفتاری خاص نیز از بین می‌رود به این معنا نیست که آن بخش به‌خصوص از مغز فقط مسئول کنترل آن مهارت خاص بوده است. متأسفانه برای دانشمندان عصب‌شناس و خوشبختانه برای ما صاحبان مغزها، رابطه‌ای بی‌نقص یک‌به‌یک بین یک مهارت ویژه و یک بخش به‌خصوص از مغز وجود ندارد.

برای درک بهتر از چگونگی پشتیبانی مغز از رفتارهای مختلف باید به یک مغز کاملاً سالم دسترسی داشته باشیم تا بتوانیم هنگامی که صاحب مغز در حال انجام فعالیت مدنظر ماست، آنچه را در عالم واقعیت رخ می‌دهد بسنجیم. فعالیت‌های مغز ترکیبی از فعالیت‌های الکتریکی و شیمیایی درون و مابین سلول‌های عصبی است. در حیوانات، یا هنگام انجام شیوه‌های خاصی از جراحی مغز روی انسان‌ها، می‌توانیم این موضوع را در مقیاس تک‌سلول عصبی مشاهده کنیم، اما در حالت کلی و در تحقیقات علوم اعصاب شناختی بحث‌شده در این کتاب، و همین‌طور دربارهٔ تغییرهای وضعیت الکتریکی سلول‌های عصبی که مسیرهای مختلف مغزی را ایجاد می‌کنند، در میدان‌های مغناطیسی کوچک مرتبط با این جریان‌های الکتریکی ناچیز، یا در ویژگی‌های خون جریان‌یافته به (یا از) مناطق پرکار مغز، فعالیت‌های مغز باید از بیرون جمجمه سنجیده شوند. با پیشرفت فناوری، انسان توانست این سیگنال‌های بیولوژیکی کوچک را تشخیص و آن را زیربنای سیستم تصویربرداری امروزی مغز قرار دهد. 

نظرات کاربران

sedighe
۱۳۹۹/۱۰/۲۱

لطفا این رو تو طاقچه بی نهایت بذارید

Peyvand
۱۴۰۰/۰۱/۰۴

ممنون میشم توی طاقچه بی نهایت قرار بدین 🙏

Azar
۱۴۰۰/۰۷/۲۶

کتاب جالبی بود و اطلاعات مفیدی در مورد مغز به دست اوردم. اما نثر کتاب به نظرم روان نبود و کمی ثقیل بود شاید چون خیلی لغات علمی در متن وجود داشت. یکی از داده های چشمگیر کتاب این بود

- بیشتر
سِـرِشک سَبــز
۱۴۰۱/۰۷/۰۵

لطفا این کتاب رو توی طاقچه بی نهایت قرار بدید ممنونم🌹🤍

mahsa sanayei
۱۴۰۰/۰۵/۱۳

متاسفانه در ترجمه جمله‌بندی‌ها زیاد دقیق نیست. بیشتر شبیه محاوره نوشته شده و این خوندن کتاب رو سخت میکنه. هرچند که موضوع کتاب خیلی جذاب و گیراست.

For all
۱۴۰۴/۰۴/۱۲

عالیه فقط کاش یکی خلاصه ش کنه

shayan
۱۴۰۲/۰۹/۰۸

توصیه میکنم بجای این کتاب، کتاب اموزش جنسی برای زوج های جوان رو از همین طاقچه دریافت کنید و واسه خوندن اون وقت و انرژی صرف کنید

بریده‌هایی از کتاب

قرن‌ها مغز زنان را وزن کردند، اندازه گرفتند و آن را کوچک و نیازمند یافتند. مغز زنان همچون بخشی از بیولوژی پست، معیوب و شکننده‌اش در مرکز هر نوع توضیحی برای فرودستی‌اش ازلحاظ تکاملی، اجتماعی و فکری قرار داشت. ماهیت نازل مغز زنان را به‌عنوان توجیه این توصیه استفاده کردند که جنس لطیف باید بر موهبت‌های زادوولدی خود تمرکز کند و آموزش، قدرت، سیاست، علم و هر کار دیگری در دنیا را بر عهدهٔ مردان بگذارد.
کتابخور
هرکدام از ما موزاییکی از مهارت‌ها، شایستگی‌ها و توانایی‌های مختلف هستیم و اقدام برای گنجاندن ما در دو جعبهٔ دارای برچسب‌های مجزا هرگز نمی‌تواند جوهرهٔ حقیقی گوناگونی انسان را پوشش دهد.
Azar
ایدهٔ «جنس» قائل شدن برای مغز، اینکه می‌توانید مغزی را «مؤنث» یا «مذکر» بخوانید و هر نوع تفاوت در رفتار، توانایی، موفقیت، شخصیت و حتی امید و آمال را به داشتن یکی از این انواع مغز نسبت دهید. این تفکر، علم شناخت مغز را قرن‌ها به گمراهی کشانده، کلیشه‌هایی مخرب را جا انداخته و به اعتقاد من، راه پیشرفت اجتماعی و برابری فرصت‌ها را مسدود کرده است.
کتابخور
باورهای ما دربارهٔ تفاوت‌های جنسی (حتی اگر بی‌اساس باشند) برکلیشه‌ها اثر می‌گذارند و دو برچسب متفاوت نیز به وجود می‌آورند ـ دختر یا پسر، مردانه یا زنانه ـ و همین کلیشه‌ها نیز اطلاعات «مطمئن» بسیاری در خود نهفته دارند و به همین دلیل هم ما دیگر زحمت قضاوت دربارهٔ افراد را با توجه به شایستگی‌ها و ویژه‌خویی آن‌ها به خود نمی‌دهیم.
کتابخور
تاکنون همیشه فرض بر این بود دو قالب بیولوژیک متمایزی که بدن متفاوت مردانه و زنانه را می‌سازند باعث بروز تفاوت‌هایی نیز در مغز می‌شوند که این تفاوت‌ها به‌نوبهٔ خود تمایزهایی جنسیتی در مهارت‌های شناختی، شخصیت و خلق‌وخو پی‌ریزی می‌کنند. اما قرن بیست‌ویکم نه‌فقط جواب‌های قدیمی بلکه حتی خود سؤال را نیز به چالش می‌کشد.
کتابخور
مغز مدام در حال حدس زدن اتفاق‌های بعدی است و قالب‌های پیش‌فرض و «تصویرهایی راهنما» را می‌سازد تا به ما کمک کند میان‌برهایی برای مسیر زندگی‌مان خلق کنیم. می‌توانیم مغز را به‌صورت سیستم حدس زدن کلمه‌ها روی صفحه‌کلید موبایل یا یک سیستم راهبری ماهواره‌ای تصور کنیم که کلمه‌ها و جمله‌های ما را برایمان کامل می‌کند، یا انتهای یک الگوی بصری را حدس می‌زند تا ما با سرعت بیشتری به زندگی خود برسیم، یا ایمن‌ترین مسیرها را برای «افرادی مثل ما» انتخاب و ما را راهنمایی می‌کند
احسان رضاپور
«دقیق‌ترین تحقیقات آناتومی ما هیچ تفاوتی را بین زن و مرد در این بخش از بدن (سر) نشان نمی‌دهند. مغز یک زن دقیقاً همانند مغز یک مرد است.»‌
کتابخور
اگر می‌توانستیم سیر مغز نوزادان دختر و پسر را در این دنیا دنبال کنیم، می‌دیدیم که از همان لحظهٔ تولد یا حتی قبل از آن، مغزهایشان روی مسیرهای متفاوتی تنظیم شده‌اند. اسباب‌بازی‌ها، لباس‌ها، کتاب‌ها، والدین، خانواده، معلمان، مدرسه، دانشگاه، کارفرمایان، هنجارهای اجتماعی و فرهنگی و البته کلیشه‌های جنسیتی همگی برای مغزهای مختلف حکم تابلوهای راهنمایی دارند که به مسیرهای جداگانه رهنمون می‌کنند.
MadEye
باورهای ما دربارهٔ تفاوت‌های جنسی (حتی اگر بی‌اساس باشند) برکلیشه‌ها اثر می‌گذارند و دو برچسب متفاوت نیز به وجود می‌آورند ـ دختر یا پسر، مردانه یا زنانه ـ و همین کلیشه‌ها نیز اطلاعات «مطمئن» بسیاری در خود نهفته دارند و به همین دلیل هم ما دیگر زحمت قضاوت دربارهٔ افراد را با توجه به شایستگی‌ها و ویژه‌خویی آن‌ها به خود نمی‌دهیم. این برچسب‌ها علاوه‌بر خلق فهرستی از خصوصیت‌ها ممکن است نوعی مُهر طبیعت یا تربیت نیز همراه خود داشته باشند؛ آیا این یک محصول «طبیعی» مبتنی بر بیولوژی با ویژگی‌های ثابت و تغییرناپذیر است یا فقط محصول تعین‌یافتهٔ اجتماعی است که از دنیای پیرامونش تغذیه می‌کند و ویژگی‌هایش با فشردن یک کلید یا کمی دادهٔ ورودی از محیط به‌سرعت از نو تنظیم می‌شود؟
MadEye
ادعاهای عجیبی نیز مطرح شده است (جایگاه فرودست زنان ناشی از این است که مغزشان ۱۴۰ گرم سبک‌تر از مغز مردان است). این ادعاهای بی‌شک مردود، هرازگاهی، به اشکالی دیگر از نو ظهور می‌کنند؛ مثلاً ناتوانی زنان در نقشه‌خوانی از ساختاربندی متفاوت مغزشان ناشی می‌شود.
کتابخور

حجم

۶۶۲٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۵۴۴ صفحه

حجم

۶۶۲٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۵۴۴ صفحه

قیمت:
۲۳۳,۰۰۰
تومان