جملات زیبای کتاب مغز جنسیت زده | طاقچه
تصویر جلد کتاب مغز جنسیت زده

بریده‌هایی از کتاب مغز جنسیت زده

نویسنده:جینا ریپون
انتشارات:انتشارات خوب
امتیاز
۳.۹از ۲۰ رأی
۳٫۹
(۲۰)
قرن‌ها مغز زنان را وزن کردند، اندازه گرفتند و آن را کوچک و نیازمند یافتند. مغز زنان همچون بخشی از بیولوژی پست، معیوب و شکننده‌اش در مرکز هر نوع توضیحی برای فرودستی‌اش ازلحاظ تکاملی، اجتماعی و فکری قرار داشت. ماهیت نازل مغز زنان را به‌عنوان توجیه این توصیه استفاده کردند که جنس لطیف باید بر موهبت‌های زادوولدی خود تمرکز کند و آموزش، قدرت، سیاست، علم و هر کار دیگری در دنیا را بر عهدهٔ مردان بگذارد.
کتابخور
هرکدام از ما موزاییکی از مهارت‌ها، شایستگی‌ها و توانایی‌های مختلف هستیم و اقدام برای گنجاندن ما در دو جعبهٔ دارای برچسب‌های مجزا هرگز نمی‌تواند جوهرهٔ حقیقی گوناگونی انسان را پوشش دهد.
Azar
ایدهٔ «جنس» قائل شدن برای مغز، اینکه می‌توانید مغزی را «مؤنث» یا «مذکر» بخوانید و هر نوع تفاوت در رفتار، توانایی، موفقیت، شخصیت و حتی امید و آمال را به داشتن یکی از این انواع مغز نسبت دهید. این تفکر، علم شناخت مغز را قرن‌ها به گمراهی کشانده، کلیشه‌هایی مخرب را جا انداخته و به اعتقاد من، راه پیشرفت اجتماعی و برابری فرصت‌ها را مسدود کرده است.
کتابخور
باورهای ما دربارهٔ تفاوت‌های جنسی (حتی اگر بی‌اساس باشند) برکلیشه‌ها اثر می‌گذارند و دو برچسب متفاوت نیز به وجود می‌آورند ـ دختر یا پسر، مردانه یا زنانه ـ و همین کلیشه‌ها نیز اطلاعات «مطمئن» بسیاری در خود نهفته دارند و به همین دلیل هم ما دیگر زحمت قضاوت دربارهٔ افراد را با توجه به شایستگی‌ها و ویژه‌خویی آن‌ها به خود نمی‌دهیم.
کتابخور
تاکنون همیشه فرض بر این بود دو قالب بیولوژیک متمایزی که بدن متفاوت مردانه و زنانه را می‌سازند باعث بروز تفاوت‌هایی نیز در مغز می‌شوند که این تفاوت‌ها به‌نوبهٔ خود تمایزهایی جنسیتی در مهارت‌های شناختی، شخصیت و خلق‌وخو پی‌ریزی می‌کنند. اما قرن بیست‌ویکم نه‌فقط جواب‌های قدیمی بلکه حتی خود سؤال را نیز به چالش می‌کشد.
کتابخور
مغز مدام در حال حدس زدن اتفاق‌های بعدی است و قالب‌های پیش‌فرض و «تصویرهایی راهنما» را می‌سازد تا به ما کمک کند میان‌برهایی برای مسیر زندگی‌مان خلق کنیم. می‌توانیم مغز را به‌صورت سیستم حدس زدن کلمه‌ها روی صفحه‌کلید موبایل یا یک سیستم راهبری ماهواره‌ای تصور کنیم که کلمه‌ها و جمله‌های ما را برایمان کامل می‌کند، یا انتهای یک الگوی بصری را حدس می‌زند تا ما با سرعت بیشتری به زندگی خود برسیم، یا ایمن‌ترین مسیرها را برای «افرادی مثل ما» انتخاب و ما را راهنمایی می‌کند
احسان رضاپور
«دقیق‌ترین تحقیقات آناتومی ما هیچ تفاوتی را بین زن و مرد در این بخش از بدن (سر) نشان نمی‌دهند. مغز یک زن دقیقاً همانند مغز یک مرد است.»‌
کتابخور
اگر می‌توانستیم سیر مغز نوزادان دختر و پسر را در این دنیا دنبال کنیم، می‌دیدیم که از همان لحظهٔ تولد یا حتی قبل از آن، مغزهایشان روی مسیرهای متفاوتی تنظیم شده‌اند. اسباب‌بازی‌ها، لباس‌ها، کتاب‌ها، والدین، خانواده، معلمان، مدرسه، دانشگاه، کارفرمایان، هنجارهای اجتماعی و فرهنگی و البته کلیشه‌های جنسیتی همگی برای مغزهای مختلف حکم تابلوهای راهنمایی دارند که به مسیرهای جداگانه رهنمون می‌کنند.
MadEye
باورهای ما دربارهٔ تفاوت‌های جنسی (حتی اگر بی‌اساس باشند) برکلیشه‌ها اثر می‌گذارند و دو برچسب متفاوت نیز به وجود می‌آورند ـ دختر یا پسر، مردانه یا زنانه ـ و همین کلیشه‌ها نیز اطلاعات «مطمئن» بسیاری در خود نهفته دارند و به همین دلیل هم ما دیگر زحمت قضاوت دربارهٔ افراد را با توجه به شایستگی‌ها و ویژه‌خویی آن‌ها به خود نمی‌دهیم. این برچسب‌ها علاوه‌بر خلق فهرستی از خصوصیت‌ها ممکن است نوعی مُهر طبیعت یا تربیت نیز همراه خود داشته باشند؛ آیا این یک محصول «طبیعی» مبتنی بر بیولوژی با ویژگی‌های ثابت و تغییرناپذیر است یا فقط محصول تعین‌یافتهٔ اجتماعی است که از دنیای پیرامونش تغذیه می‌کند و ویژگی‌هایش با فشردن یک کلید یا کمی دادهٔ ورودی از محیط به‌سرعت از نو تنظیم می‌شود؟
MadEye
ادعاهای عجیبی نیز مطرح شده است (جایگاه فرودست زنان ناشی از این است که مغزشان ۱۴۰ گرم سبک‌تر از مغز مردان است). این ادعاهای بی‌شک مردود، هرازگاهی، به اشکالی دیگر از نو ظهور می‌کنند؛ مثلاً ناتوانی زنان در نقشه‌خوانی از ساختاربندی متفاوت مغزشان ناشی می‌شود.
کتابخور
یکی از اولین مواردی که توجه مغز ما را به خود جلب می‌کند قواعد بازی جنسیت است. بمباران بی‌وقفهٔ جنسیتی که از رسانه‌های اجتماعی و خبری به ما می‌رسد جنبه‌ای از زندگانی این انسان‌های کوچک است که ما باید بادقت مراقب آن باشیم. وقتی به این حقیقت پی می‌بریم که مغز ما نه‌تنها تشنهٔ یافتن قواعد جدید بازی است و اشتهایی خاص برای قواعد اجتماعی دارد، بلکه منعطف و شکل‌پذیر هم هست، قدرت کلیشه‌های جنسیتی برایمان مشهود می‌شود.
کتابخور
تا قبل از قرن بیست‌ویکم باور عمومی این بود که بیولوژی سرنوشت مغز را تعیین می‌کند. ختم کلام این بود که سوای انعطاف‌پذیری شناخته‌شده در سنین کودکی، مغز ما در بزرگسالی نیز همان است که با آن به دنیا آمده‌ایم (فقط بزرگ‌تر و با مدارهایی متصل‌تر)، و وقتی به بلوغ می‌رسیم، مغزمان به حد نهایی رشدش می‌رسد و همان اطلاعات ژنتیکی و هورمونی را منعکس می‌کند که برایش برنامه‌ریزی شده است؛ درواقع هیچ ارتقا یا سیستم‌عامل جدیدی در کار نیست. این گزاره در سی‌وچند سال اخیر تغییر کرده است، حالا می‌دانیم که مغز ما خاصیت انعطاف‌پذیری و شکل‌پذیری دارد و این یافته پیامدهای چشمگیری برای درک ما از درهم‌تنیدگی مغز با محیط به همراه دارد.
احسان رضاپور
«دقیق‌ترین تحقیقات آناتومی ما هیچ تفاوتی را بین زن و مرد در این بخش از بدن (سر) نشان نمی‌دهند. مغز یک زن دقیقاً همانند مغز یک مرد است.»‌
احسان رضاپور
اندک تراژدی‌هایی می‌توانند به بزرگی جلوگیری از رشد زندگی، کمتر بی‌عدالتی‌هایی به ژرفای انکار فرصت رشد و تلاش و حتی امیدواری‌های انسان باشند؛ آن هم نه به‌خاطر محدودیت‌هایی که از بیرون تحمیل شوند، بلکه به دلیل محدودیت‌هایی که آن‌ها را به غلط درونی معرفی می‌کنند.
سیدمحمدحسین
مغز ما درزمینهٔ جمع‌آوری اطلاعات، بیشتر از آنچه پیش‌تر تصور می‌کردیم، پیش‌کنشگرانه عمل می‌کند. مغز ما فقط به اطلاعات واردشده واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه اتفاق‌های بعدی را براساس الگوهایی پیش‌بینی می‌کند که از قبل برای خودش تشخیص داده است. اگر مشخص شود که اوضاع مطابق برنامه‌ریزی مغز پیش نرفته است، مغز این «خطای پیش‌بینی» را ثبت و خط‌مشی‌ها را بر این اساس از نو تنظیم می‌کند.
سیدمحمدحسین
می‌دانیم که مغز ما خاصیت انعطاف‌پذیری و شکل‌پذیری دارد و این یافته پیامدهای چشمگیری برای درک ما از درهم‌تنیدگی مغز با محیط به همراه دارد. حالا می‌دانیم که مغز ما، حتی در سنین بزرگسالی، پیوسته در حال تغییر است، آن هم نه‌فقط با آموزشی که دریافت می‌کنیم، بلکه با مشاغلی که به آن مشغولیم، سرگرمی‌هایی که دنبال می‌کنیم و ورزش‌هایی که انجام می‌دهیم.
سیدمحمدحسین
مغز هر فرد زندگی تجربه‌شدهٔ او را منعکس می‌کند، نه‌فقط جنسش را.
سیدمحمدحسین
وقتی به این حقیقت پی می‌بریم که مغز ما نه‌تنها تشنهٔ یافتن قواعد جدید بازی است و اشتهایی خاص برای قواعد اجتماعی دارد، بلکه منعطف و شکل‌پذیر هم هست، قدرت کلیشه‌های جنسیتی برایمان مشهود می‌شود.
سیدمحمدحسین
مغز هر فرد زندگی تجربه‌شدهٔ او را منعکس می‌کند، نه‌فقط جنسش را.
MadEye
از نظر پولان، هیچ شواهدی وجود نداشت که تأیید کند جایگاه فرودست زنان در دنیا به دلیل نقص بیولوژیکی آن‌هاست. او اعلام کرد: «ذهن هیچ جنسی ندارد.»‌
MadEye

حجم

۶۶۲٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۵۴۴ صفحه

حجم

۶۶۲٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۵۴۴ صفحه

قیمت:
۲۳۳,۰۰۰
۱۱۶,۵۰۰
۵۰%
تومان