
کتاب مغز جنسیت زده
علم نوین اعصاب علیه باورهای غلط درباره مغز زنان
انتشارات:
انتشارات خوب٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کتابخور
۹
قرنها مغز زنان را وزن کردند، اندازه گرفتند و آن را کوچک و نیازمند یافتند. مغز زنان همچون بخشی از بیولوژی پست، معیوب و شکنندهاش در مرکز هر نوع توضیحی برای فرودستیاش ازلحاظ تکاملی، اجتماعی و فکری قرار داشت. ماهیت نازل مغز زنان را بهعنوان توجیه این توصیه استفاده کردند که جنس لطیف باید بر موهبتهای زادوولدی خود تمرکز کند و آموزش، قدرت، سیاست، علم و هر کار دیگری در دنیا را بر عهدهٔ مردان بگذارد.
Azar
۵
هرکدام از ما موزاییکی از مهارتها، شایستگیها و تواناییهای مختلف هستیم و اقدام برای گنجاندن ما در دو جعبهٔ دارای برچسبهای مجزا هرگز نمیتواند جوهرهٔ حقیقی گوناگونی انسان را پوشش دهد.
کتابخور
۴
ایدهٔ «جنس» قائل شدن برای مغز، اینکه میتوانید مغزی را «مؤنث» یا «مذکر» بخوانید و هر نوع تفاوت در رفتار، توانایی، موفقیت، شخصیت و حتی امید و آمال را به داشتن یکی از این انواع مغز نسبت دهید. این تفکر، علم شناخت مغز را قرنها به گمراهی کشانده، کلیشههایی مخرب را جا انداخته و به اعتقاد من، راه پیشرفت اجتماعی و برابری فرصتها را مسدود کرده است.
کتابخور
۳
باورهای ما دربارهٔ تفاوتهای جنسی (حتی اگر بیاساس باشند) برکلیشهها اثر میگذارند و دو برچسب متفاوت نیز به وجود میآورند ـ دختر یا پسر، مردانه یا زنانه ـ و همین کلیشهها نیز اطلاعات «مطمئن» بسیاری در خود نهفته دارند و به همین دلیل هم ما دیگر زحمت قضاوت دربارهٔ افراد را با توجه به شایستگیها و ویژهخویی آنها به خود نمیدهیم.
کتابخور
۳
تاکنون همیشه فرض بر این بود دو قالب بیولوژیک متمایزی که بدن متفاوت مردانه و زنانه را میسازند باعث بروز تفاوتهایی نیز در مغز میشوند که این تفاوتها بهنوبهٔ خود تمایزهایی جنسیتی در مهارتهای شناختی، شخصیت و خلقوخو پیریزی میکنند. اما قرن بیستویکم نهفقط جوابهای قدیمی بلکه حتی خود سؤال را نیز به چالش میکشد.
Bud
۳
پیام نهفته در قلب این کتاب این است که دنیایی جنسیتزده، مغزی جنسیتزده نیز خلق میکند.
Setayesh Talebiyan
۳
اینکه میتوانید مغزی را «مؤنث» یا «مذکر» بخوانید و هر نوع تفاوت در رفتار، توانایی، موفقیت، شخصیت و حتی امید و آمال را به داشتن یکی از این انواع مغز نسبت دهید. این تفکر، علم شناخت مغز را قرنها به گمراهی کشانده، کلیشههایی مخرب را جا انداخته و به اعتقاد من، راه پیشرفت اجتماعی و برابری فرصتها را مسدود کرده است.
MadEye
۲
اگر میتوانستیم سیر مغز نوزادان دختر و پسر را در این دنیا دنبال کنیم، میدیدیم که از همان لحظهٔ تولد یا حتی قبل از آن، مغزهایشان روی مسیرهای متفاوتی تنظیم شدهاند. اسباببازیها، لباسها، کتابها، والدین، خانواده، معلمان، مدرسه، دانشگاه، کارفرمایان، هنجارهای اجتماعی و فرهنگی و البته کلیشههای جنسیتی همگی برای مغزهای مختلف حکم تابلوهای راهنمایی دارند که به مسیرهای جداگانه رهنمون میکنند.
احسان رضاپور
۱
مغز مدام در حال حدس زدن اتفاقهای بعدی است و قالبهای پیشفرض و «تصویرهایی راهنما» را میسازد تا به ما کمک کند میانبرهایی برای مسیر زندگیمان خلق کنیم. میتوانیم مغز را بهصورت سیستم حدس زدن کلمهها روی صفحهکلید موبایل یا یک سیستم راهبری ماهوارهای تصور کنیم که کلمهها و جملههای ما را برایمان کامل میکند، یا انتهای یک الگوی بصری را حدس میزند تا ما با سرعت بیشتری به زندگی خود برسیم، یا ایمنترین مسیرها را برای «افرادی مثل ما» انتخاب و ما را راهنمایی میکند
کتابخور
۱
«دقیقترین تحقیقات آناتومی ما هیچ تفاوتی را بین زن و مرد در این بخش از بدن (سر) نشان نمیدهند. مغز یک زن دقیقاً همانند مغز یک مرد است.»
MadEye
۱
باورهای ما دربارهٔ تفاوتهای جنسی (حتی اگر بیاساس باشند) برکلیشهها اثر میگذارند و دو برچسب متفاوت نیز به وجود میآورند ـ دختر یا پسر، مردانه یا زنانه ـ و همین کلیشهها نیز اطلاعات «مطمئن» بسیاری در خود نهفته دارند و به همین دلیل هم ما دیگر زحمت قضاوت دربارهٔ افراد را با توجه به شایستگیها و ویژهخویی آنها به خود نمیدهیم. این برچسبها علاوهبر خلق فهرستی از خصوصیتها ممکن است نوعی مُهر طبیعت یا تربیت نیز همراه خود داشته باشند؛ آیا این یک محصول «طبیعی» مبتنی بر بیولوژی با ویژگیهای ثابت و تغییرناپذیر است یا فقط محصول تعینیافتهٔ اجتماعی است که از دنیای پیرامونش تغذیه میکند و ویژگیهایش با فشردن یک کلید یا کمی دادهٔ ورودی از محیط بهسرعت از نو تنظیم میشود؟
Bud
۱
مغز ما فقط به اطلاعات واردشده واکنش نشان نمیدهد، بلکه اتفاقهای بعدی را براساس الگوهایی پیشبینی میکند که از قبل برای خودش تشخیص داده است. اگر مشخص شود که اوضاع مطابق برنامهریزی مغز پیش نرفته است، مغز این «خطای پیشبینی» را ثبت و خطمشیها را بر این اساس از نو تنظیم میکند.
Bud
۱
تحقیقات جدیدتر نشان دادهاند که شاید واقعاً ارتباطی بین هورمونهای زنانه و تغییرهای رفتاری مثبت وجود داشته باشد
Bud
۱
امروزه محققان بر این موضوع اجماع دارند که مطمئنترین یافتهها حاکی از بهبود پردازش شناختی و عاطفی در زمان تخمکگذاری و پس از آن است، نه افت عملکرد کذایی که ادعا میشد پیش از قاعدگی رخ میدهد.
Bud
۱
بهبود عملکرد در حافظهٔ کلامی و ابعادی با سطح بالای هورمون استرادیول در خون ارتباط دارد.
رضاامیر
۱
یک دختر و مغز او در واقع مسیرهایی متفاوت با پسران و مغزشان طی میکنند: از اسباببازیهایی که در کودکی با آنها محصور شده، نگرش و انتظارات معلمان دبستان (و همینطور والدینش که هرچه تلاش میکنند، باز هم باورها و امیدهایی متفاوت برای دختربچهشان در سر دارند) تا آگاهی تدریجی از جنسیت و کلیشههای جنسیتی، از حضور یا غیاب افراد الهامبخش و قدرت فشار همسالان و تغییرات مغز در دوران بلوغ گرفته تا انتخابهای تحصیلاتی و کاری، زندگی حرفهای یا مادر شدن.
کتابخور
۰
ادعاهای عجیبی نیز مطرح شده است (جایگاه فرودست زنان ناشی از این است که مغزشان ۱۴۰ گرم سبکتر از مغز مردان است). این ادعاهای بیشک مردود، هرازگاهی، به اشکالی دیگر از نو ظهور میکنند؛ مثلاً ناتوانی زنان در نقشهخوانی از ساختاربندی متفاوت مغزشان ناشی میشود.
کتابخور
۰
یکی از اولین مواردی که توجه مغز ما را به خود جلب میکند قواعد بازی جنسیت است. بمباران بیوقفهٔ جنسیتی که از رسانههای اجتماعی و خبری به ما میرسد جنبهای از زندگانی این انسانهای کوچک است که ما باید بادقت مراقب آن باشیم. وقتی به این حقیقت پی میبریم که مغز ما نهتنها تشنهٔ یافتن قواعد جدید بازی است و اشتهایی خاص برای قواعد اجتماعی دارد، بلکه منعطف و شکلپذیر هم هست، قدرت کلیشههای جنسیتی برایمان مشهود میشود.
احسان رضاپور
۰
تا قبل از قرن بیستویکم باور عمومی این بود که بیولوژی سرنوشت مغز را تعیین میکند. ختم کلام این بود که سوای انعطافپذیری شناختهشده در سنین کودکی، مغز ما در بزرگسالی نیز همان است که با آن به دنیا آمدهایم (فقط بزرگتر و با مدارهایی متصلتر)، و وقتی به بلوغ میرسیم، مغزمان به حد نهایی رشدش میرسد و همان اطلاعات ژنتیکی و هورمونی را منعکس میکند که برایش برنامهریزی شده است؛ درواقع هیچ ارتقا یا سیستمعامل جدیدی در کار نیست. این گزاره در سیوچند سال اخیر تغییر کرده است، حالا میدانیم که مغز ما خاصیت انعطافپذیری و شکلپذیری دارد و این یافته پیامدهای چشمگیری برای درک ما از درهمتنیدگی مغز با محیط به همراه دارد.
احسان رضاپور
۰
«دقیقترین تحقیقات آناتومی ما هیچ تفاوتی را بین زن و مرد در این بخش از بدن (سر) نشان نمیدهند. مغز یک زن دقیقاً همانند مغز یک مرد است.»
سیدمحمدحسین
۰
اندک تراژدیهایی میتوانند به بزرگی جلوگیری از رشد زندگی، کمتر بیعدالتیهایی به ژرفای انکار فرصت رشد و تلاش و حتی امیدواریهای انسان باشند؛ آن هم نه بهخاطر محدودیتهایی که از بیرون تحمیل شوند، بلکه به دلیل محدودیتهایی که آنها را به غلط درونی معرفی میکنند.
سیدمحمدحسین
۰
مغز ما درزمینهٔ جمعآوری اطلاعات، بیشتر از آنچه پیشتر تصور میکردیم، پیشکنشگرانه عمل میکند. مغز ما فقط به اطلاعات واردشده واکنش نشان نمیدهد، بلکه اتفاقهای بعدی را براساس الگوهایی پیشبینی میکند که از قبل برای خودش تشخیص داده است. اگر مشخص شود که اوضاع مطابق برنامهریزی مغز پیش نرفته است، مغز این «خطای پیشبینی» را ثبت و خطمشیها را بر این اساس از نو تنظیم میکند.
سیدمحمدحسین
۰
میدانیم که مغز ما خاصیت انعطافپذیری و شکلپذیری دارد و این یافته پیامدهای چشمگیری برای درک ما از درهمتنیدگی مغز با محیط به همراه دارد.
حالا میدانیم که مغز ما، حتی در سنین بزرگسالی، پیوسته در حال تغییر است، آن هم نهفقط با آموزشی که دریافت میکنیم، بلکه با مشاغلی که به آن مشغولیم، سرگرمیهایی که دنبال میکنیم و ورزشهایی که انجام میدهیم.
سیدمحمدحسین
۰
مغز هر فرد زندگی تجربهشدهٔ او را منعکس میکند، نهفقط جنسش را.
سیدمحمدحسین
۰
وقتی به این حقیقت پی میبریم که مغز ما نهتنها تشنهٔ یافتن قواعد جدید بازی است و اشتهایی خاص برای قواعد اجتماعی دارد، بلکه منعطف و شکلپذیر هم هست، قدرت کلیشههای جنسیتی برایمان مشهود میشود.
MadEye
۰
مغز هر فرد زندگی تجربهشدهٔ او را منعکس میکند، نهفقط جنسش را.
MadEye
۰
از نظر پولان، هیچ شواهدی وجود نداشت که تأیید کند جایگاه فرودست زنان در دنیا به دلیل نقص بیولوژیکی آنهاست. او اعلام کرد: «ذهن هیچ جنسی ندارد.»
Bud
۰
اگر برای مثال، شما به دلیل مرد بودن تجربهٔ بیشتری در ساختن چیزها یا تجسم سهبعدی اشکال پیچیده (مثل مهارت لازم برای ساختن لگو) دارید، به احتمال زیاد این موضوع در مغزتان نشان داده میشود. مغز هر فرد زندگی تجربهشدهٔ او را منعکس میکند، نهفقط جنسش را.
Bud
۰
باید این حقیقت را به رسمیت بشناسیم که رابطهٔ بین مغز و دنیایش نه خیابانی یکطرفه بلکه جریانی پیوسته و دوطرفه است.
رضاامیر
۰
داروین دراینباره کاملاً آشکار عنوان کرد که تفاوت کلیدی بین مردان و زنان این است که زنان، با توجه به اینکه در مقایسه با مرد تکامل کمتری یافتهاند، اعضای درجهدوم نسل بشر محسوب میشوند. تصور اینکه نویسندهٔ یکی از مهمترین نظریههای علمی جهان چنین دیدگاهی دربارهٔ نصف جمعیت موردمطالعهاش داشته است رعشه بر تن آدمی میاندازد:
قدرتهای فکری دو جنس مرد و زن، با دستیابی مرد به رتبههای بالاتر در تمام امور، در مقایسه با زنان مشهود است، چه در امور نیازمند به تفکر عمیق، منطق، تخیل چه در کارهایی به سادگی بهکارگیری دست و حواس.»(۵)