معرفی و دانلود کتاب واژگان واژگون + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب واژگان واژگونsubscriptionAvailable

کتاب واژگان واژگون

نوع کتاب
۳.۷(از ۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
محمدرضا طهماسبی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب واژگان واژگون

واژگان واژگون در دو قالب غزل و قصیده، آخرین سروده‌های محمدرضا طهماسبی است. طهماسبی پیش از این، اولین مجموعۀ شعر خود را با نام «گزاره‌ها» منتشر کرده بود. 

شعرهای واژگان واژگون بیشتر در دو موضوع آیینی و عاشقانه سروده شده‌اند. محمدرضا طهماسبی از شاعران فعال دهۀ اخیر است که شعرش در بسیاری از جشنواره‌های معتبر، برگزیده شده است.

 خواندن کتاب واژگان واژگون را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 دوست داران شعر معاصر فارسی مخاطبان این کتاب‌اند.

 شعری از کتاب واژگان واژگون

بس پُر برکت، شبیه گندم، این خوشهٔ دسته‌دسته، مادر

نانی‌ست شریف و ترد، هرچند خرد است و خمیر و خسته، مادر

تن باشد اگر تکیده در تب، جان باشد اگر رسیده بر لب

من کودک قلوه‌سنگ در مشت، آیینهٔ دل‌شکسته، مادر

بر پهنهٔ قیل و قال قالی، همراه ترنج و ماهی و گل

در کف سند بهشتش امّا، در خانهٔ ما نشسته مادر

چون فرش کلاف مهر از خویش، بگسست و گره به پای من زد

زین روست که دل به دار دنیا، هی بسته و هی گسسته مادر

دیده‌ست غم مرا اگرچه خود عینک او ته‌استکانی‌ست

من چای به لب نبرده خوانده‌ست این قصّه به چشم بسته مادر

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب واژگان واژگون و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:واژگان واژگون
موضوع:شعر معاصر
نویسنده:محمدرضا طهماسبی
انتشارات:انتشارات شهرستان ادب
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۸/۰۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۷۶ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۶۸۸۹-۱۴-۶
تعداد صفحه‌ها:۱۱۲ صفحه
قیمت کتاب:۲۶۸۰۰ تومان
برچسب:مجموعه شعر ما

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

M.M. SAFI
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۲۵

دیگر تو نیز عمر بلندت به سر شده ای آه! ای سلاح من! ای بی اثر شده! از خود به در شوم چو غم از در برون شود از در به در نمی شود این در به در شده... - عالی بود... با این کتاب...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

M.M. SAFI
۵
ای عشق! ای تصوّر دیرینه از محال! ای قلعهٔ بنا شده بر قلّهٔ خیال!
M.M. SAFI
۳
غم سوی من می‌شتابد چون ابر امّا تو کوهی کوه یخی که گریزد همواره لبخند از تو کوهی ولی نه دماوند، تا کی تو را می‌سرایند؟ قاف محالی و سازند افسانه تا چند از تو؟
M.M. SAFI
۲
مدام عدل تو را سنگ می‌زنند این قوم مگر که سنگ بکاهد غم ترازو را
M.M. SAFI
۱
تو خود کردی به حکم خود مرا از خویشتن تبعید تو گفتی بشکنم، جاری شوم در خویشتن چون اشک تو گفتی راه دوری نیست از این ذرّه تا خورشید که با زاری مگر باز آری آن زیبای بازاری که یوسف حسن خود را بر کلافی اشک می بخشید
M.M. SAFI
۱
پیداست این‌که چون پریانی ز هر نظر ترسم که چون پری ز نظرها نهان شوی قسمت نشد که همره قند لبان تو هی چای داغ باشم و هی استکان شوی قسمت نشد که آخر قصّه کنار من با این دل شکسته، تو همداستان شوی
M.M. SAFI
۱
دیگر تو نیز عمر بلندت به سر شده ای آه! ای سلاح من! ای بی‌اثر شده! از خود به در شوم چو غم از در برون شود از در به در نمی‌شود این دربه‌در شده
M.M. SAFI
۱
به سوی چشم تو پَر می‌کشد دلش هر بار چه سود؟ راه ندارد گدا به این دربار
M.M. SAFI
۰
تو کوهی و بس باشکوهی، چه می‌شد اگر ببینم مرا «نازنینم» صدا می‌کنی من آن غار دلگیر و تاریکم، آیا تو باز ز عشق آتشی در دل من به پا می‌کنی؟ من آن چاهم، آیا ـ غریبه! ـ به امّید آب شبی تکه‌سنگی به عمقم رها می‌کنی؟ خودت هستی، آری، غریبه! خودت، شک نکن همان که مرا با خودم آشنا می‌کنی
M.M. SAFI
۰
یخ زد به دل این شوق که دلسوخته باشیم سرد است و نشد آتشی افروخته باشیم
M.M. SAFI
۰
دلم مثل دل صدپارهٔ شیخ خیابانی‌ست که می‌جوید به هر پس‌کوچه‌ای ستّارخانت را