معرفی و دانلود کتاب مرکز مشاوره + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مرکز مشاورهsubscriptionAvailable

کتاب مرکز مشاوره

نوع کتاب
۳.۷(از ۶ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مرکز مشاوره

حسام‌الدین مقامی‌کیا، شاعر و طنزپرداز، درباره این کتاب که موضوع آن «ازدواج» است چنین نوشته: « این مرقومه، شرحی است بر تأهل، مقدمات و تبعات آن در کنار نگاه به مفاهیمی چون تجرد، عشق، تغییر، سر و سامان، مشورت و اینها، مزیّن به کلام بزرگان در سایزهای مختلف.» و در یکی از سروده‌های این مجموعه می‌خوانیم: « گوش، لب‌تشنه «بلی» شده است پشت آن چون که مخملی شده است عاملش در متون عهد عتیق بوده عشق و علاقه‌های عمیق دو نگاهی به هم گره خورده پسرک ذوق کرده و مُرده دل دختر شبیه کوره شده چشم چون ظرف آبغوره شده بعد از آن که پسر به قدرت مشت تک و تنها سه اژدها را کشت بعد تشریح پاسخی متقن به معمای آبدار خفن جان سالم اگر به در می‌برد عقد دختر به نام او می‌خورد این اداهای لوس عهد چپق حال بد می‌کنند، اه اه، عُق...»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مرکز مشاوره و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:مرکز مشاوره
موضوع:طنز
نویسنده:حسام‌الدین مقامی‌کیا
انتشارات:انتشارات کتاب قاف
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۰۱/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۱۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۷۰۷۵۲۶۵
تعداد صفحه‌ها:۵۶ صفحه
قیمت کتاب:۱۸۰۰ تومان
برچسب:شعر معاصر، قاف لبخند

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

aria101
۱۳۹۵/۰۷/۲۹

طنز ملایم و نامحسوس دوست نداشتم

۰

بریده‌هایی از کتاب

مادربزرگ💝
۱۶
بود تصویر او چو نقلی تَر عکس او از خودش کمی بهتر از کمالات او عجب کردم در فراقش سه ماه تب کردم عاقبت وضع اضطراری شد صحبت از عقد و خواستگاری شد مهربانانه گفت «مهریه زخم‌ها می‌زند به قلب و ریه» با کلامش قوی شدم، در دم هشتصد سکه مهر او کردم عاقبت حال بعد نه، ده سال مانده ایشان به گردنم چو وبال
مادربزرگ💝
۹
اگر مشاور گیر نیاوردید ستون «سنگ صبور» مجله‌ها را که ازتان نگرفته‌اند. نامه بنویسید تا جواب مقتضی مبذول دارند. خدمت آن عزیز، «سنگ صبور» یک سلام بلند از ره دور شُهره در بازکردن گره‌ای تو خودت مرکز مشاورهای مانده‌ام بنده بیخ آن ریشت سفره دل بگسترم پیشت آن‌که با مغز رفته در چاله این منم یک جوان سی ساله سال‌ها پیش از این غلط کردم دختری پایه شد، وَ چت کردم دختری ساده، مهربان و نجیب که بلد بود کارهای عجیب آن هنرها که بود در مشتش چکه می‌کرد از هر انگشتش