با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
آویشن قشنگ نیست

دانلود و خرید کتاب آویشن قشنگ نیست

۳٫۴ از ۳۸ نظر
۳٫۴ از ۳۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آویشن قشنگ نیست  نوشته  حامد  اسماعیلیون  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب آویشن قشنگ نیست

آویشن قشنگ نیست، مجموعه داستانی نوشته حامد اسماعیلیون، نویسنده معاصر ایرانی است. این کتاب رمانی اجتماعی است که هر بخش آن از زبان و از نگاه یکی از شخصیت‌های داستان روایت می‌شود. 

کتاب آویشن قشنگ نیست در سال ۱۳۸۸ برنده‌ی جایزه‌ی بنیاد هوشنگ گلشیری شد و تا به حال هفت‌بار تجدید چاپ شده است.

درباره‌ی کتاب آویشن قشنگ نیست

کتاب آویشن قشنگ نیست، داستانی اجتماعی است. هرکدام از بخش‌های کتاب آویشن قشنگ نیست، از زبان یکی از شخصیت‌های داستان روایت می‌شود. آن‌ها همه کسانی هستند که در کودکی و در زمان جنگ در یک محله کرمانشاه زندگی می‌کردند و دوران نوجوانی‌شان را در جنگ گذرانده‌اند. کتاب آویشن قشنگ نیست، دارای چند داستان است که در نهایت یک کل واحد را می‌سازند. داستان‌ها از زبان پسرهای کوچه دولتشاهی کرمانشاه روایت می‌شود. تقریبا همه‌ی آن‌ها دل به عشق نیلوفر، دختر سرهنگ داده‌اند و بعدها، عشق آویشن، خواهر کوچک نیلوفر در دلشان لانه می‌کند و آن‌ها را به رقابت وامی‌دارد.

کتاب آویشن قشنگ نیست را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

کتاب آویشن قشنگ نیست داستانی اجتماعی و خواندنی دارد که برای دوست‌داران داستان‌های بلند، جذاب است. 

درباره‌ی حامد اسماعیلیون 

حامد اسماعیلیون متولد ۲۱ اسفند ۱۳۵۵ در کرمانشاه است. او از سال ۱۳۷۴ به تبریز رفت و آن‌جا مشغول تحصیل در رشته‌ی دندان‌پزشکی شد. بعد از اتمام تحصیلات مدتی را در استان گلستان و مازندران و تهران زندگی و کار کرد. او در سال ۱۳۸۹ به همراهِ خانواده به کانادا مهاجرت کرده‌است و هم‌اکنون در ریچموندهیلِ کانادا زندگی می‌کند.

پریسا اقبالیان و ری‌را اسماعیلیون، همسر و فرزند حامد اسماعیلیون به تازگی در سانحه‌ی سقوط هواپیمای اوکراین، جان خود را از دست دادند. 

از آثار حامد اسماعیلیون می‌توان به آویشن قشنگ نیست، گاماسیاب ماهی ندارد، قناری‌باز، توکای آبی و دکتر داتیس اشاره کرد. 

جملاتی از کتاب آویشن قشنگ نیست

کاش نیما این‌جاها می‌آمد. شاید هنوز هم خبر ندارد. از آن طرف دنیا کجا می‌تواند خبر داشته باشد؟ کس و کاری هم این‌جا ندارند. چقدر سال اول دانشگاه برایش نامه نوشتم. که نیماجان بالاخره بعد از سه سال همان که می‌خواستم شد. که نیماجان یک روز بیا درباره نیلوفر با هم حرف‌ بزنیم. می‌دانی شوهر کرده یا نه. که نیماجان انگاری چشم سبزهای ینگه دنیا امین‌الدوله خانه سرهنگ و باغچه پر از تربچه زنش را از خاطرت برده. همه بی‌فایده؛ نامه‌ها را جواب نمی‌داد. تلفن خانه تهران قطع بود و کسی آدرسی نداشت. تنها یک بار که هنوز پشت کنکور بودم برای نظام‌وظیفه‌اش یک روزه آمد و رفت. مهندسی را سه ساله داشت تمام می‌کرد که برود. و رفت. او هم همان که می‌خواست شد. اگر امروز خبرهای مرا بشنود باور نمی‌کند. دیگر اصلاً چه فرقی دارد؟ او هم نهایتاً خیلی سگ‌دو بزند یا در فلوریدا زیر خاک می‌رود یا چه می‌دانم مینه‌سوتا یا یکی از همان‌ها دیگر. آن یک روز هم که آمد جرئت نکردیم از نیلوفر حرف بزنیم. توی کوچه راه رفتیم. به زمین خاکی که آماده خاکبرداری بود خیره شدیم. از امین‌الدوله خانه سرهنگ گل چیدیم، اما به یاد نیاوردیم که روزهایی نه چندان دور عاشق دختر سوم این خانه بوده‌ایم. با ابروهای کشیده‌اش، لب‌های ظریفش، با چند تار موی خرمایی یکدست که به عمد از زیر مقنعه بیرون می‌گذاشت و چتر سفیدی که روزهای بارانی به دست می‌گرفت و من که ظهرها لب پنجره را قرق می‌کردم با صدای خش‌خش کشیده شدن چتر بر دیوار سیمانی خانه‌مان رؤیاهای شیرین بسیاری توی سرم می‌چرخید. وقتی فهمیدم که از دستم پریده است دیگر چیزی باقی نبود که به یاد بیاورم جز رفتار احمقانه‌ای که با نیما کردم. چند‌سال داشتم؟ گمانم شانزده.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۲)
میس سین
۱۳۹۸/۱۰/۱۹

این کتاب واقعا زیبا و غمگینه... به آقای اسماعیلیون عزیز بابت از دست دادن همسر و دخترشون از صمیم قلب تسلیت عرض میکنم . واقعا حادثه هواپیما دل هممون رو به درد آورده.

hou.hou
۱۳۹۹/۰۳/۰۳

ماها، ماهایی که یاد گرفتیم کلمه‌ها رو عبارت کنیم، عبارات رو جمله، جمله‌ها رو بند، بندها رو متن و درنهایت متن رو سروسامون بدیم و به قالب یه اثر دربیاریم، آره این ماها رو می‌گم، انگار هول داریم زودتر اثرمون

- بیشتر
هستی
۱۳۹۹/۰۱/۰۴

مثل این بود که یه کتاب 400 صفحه ای با کلی شخصیت رو خلاصه کرده باشن من اصلن حس این رو نداشتم که دارم یه کتاب کامل رو میخونم.

شاپرک
۱۳۹۵/۰۵/۳۱

کتاب خوبیه، سیرش و ایده اش تا حدی نو هست در کل از خوندنش لذت بردم

Amin D
۱۳۹۸/۰۲/۳۱

نسبت به داستان قبلی که از این نویسنده خوانده بودم (گاماسیاب ماهی ندارد) شاید به لحاظ فرم نوآورانه بود، اما به لحاظ محتوی چنگی به دل نمیزد. حتی اگر از زاویه سرگرم کنندگی هم به اثر نگاه کنیم، تنها پیوستگی

- بیشتر
akram
۱۳۹۶/۰۶/۰۲

از اون داستان هایی بود که با یه بار خوندنش چیزی دستگیرت نمیشه و باید یه دفعه ی دیگه از اول بخونیش. اونم به این خاطر بود که هر فصل از زبون یکی از شخصیت ها بیان میشد و حالت پراکندگی

- بیشتر
mehrnoosh hesary
۱۳۹۹/۱۲/۰۳

خیلی خیلی قشنگ بود.

javad1980
۱۳۹۶/۰۶/۰۱

لذتبخش بود کتاب، شیوه روایت داستان ها رو خیلی دوست داشتم،داستان هر شخص مثل پازل قصه اون یکی رو تکمیل میکرد،خوب بود درکل و از وقتی که گذاشتم براش شرمنده نیستم

نیتا
۱۳۹۹/۰۲/۱۳

انگار خلاصه یک رمان رو در قالب داستان کوتاه منتشر کرده بودند. داستانهای بریده، بریده که منتظر توصیفات بیشتر و یا سرانجام آنها بودی...

kondory
۱۳۹۶/۰۵/۲۹

قشنگ بود ولی گیچ کننده هست اازاین ور به اون میپره . من واقعا گیچ شدم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴)
«ای کاش عشق را زبان سخن بود.»
ستی
باران که می‌آید، هم همه‌چیز را کثیف و آلوده می‌کند، هم راه‌های حافظه را در ذهنم که گاهی باور می‌کنم مثل باقی چیزها فرسوده شده دوباره می‌گشاید.
ستی
جمله‌هایی که دوستت دارم در هیچ‌کدامشان نبود، اما آدم سرتاته‌اش را که می‌خواند بی‌خودی بغض می‌کرد و دلش می‌خواست سرش را به دیوار بکوبد.
نیتا
جمله‌هایی که دوستت دارم در هیچ‌کدامشان نبود، اما آدم سرتاته‌اش را که می‌خواند بی‌خودی بغض می‌کرد و دلش می‌خواست سرش را به دیوار بکوبد
محسن سفیدگر

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۱۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۸۰۴-۱۵-۲
تعداد صفحات۷۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۱۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۸۰۴-۱۵-۲