با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
زن سرخ‌پوش

دانلود و خرید کتاب زن سرخ‌پوش

۱٫۰ از ۲ نظر
۱٫۰ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب زن سرخ‌پوش  نوشته  حسین کریمی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب زن سرخ‌پوش

کتاب زن سرخ‌‌پوش نوشته حسین کریمی یک مجموعه داستان جذاب است. این کتاب شامل داستان‌هایی با عنوان یک داستان واقعی، سوژه، زن سرخ‌پوش، نجوای مرگ، نامه‌ای برای هیچ‌کس، جنایت یک رویا است. 

درباره کتاب زن سرخ‌پوش

این کتاب داستان‌هایی را در خودش دارد که تصویری از عشق و نفرت قوی‌ترین احساسات انسانی می‌سازد. این کتاب با زبانی ساده به سراغ عشق می‌رود و سعی می‌کند این احساس فراموش شده انسانی را به خواننده یادآوری کند. شخصیت‌پردازی و ساخت داستان‌ها خواننده را ا خودش همراه می‌کند و او را به دنیای دیگری می‌برد که در واقعیت فرصت تجربه آن را ندارد. کتاب زن سرخ‌پوش روایت آدم‌هایی است که فرصت نداریم تجربیاتشان را تجربه کنیم.

خواندن کتاب زن سرخ‌پوش را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب زن سرخ‌پوش

بغض پنهانش را در خود فرو ریخت و با حالی مغموم به تنهایی خود در کنار میدان بزرگ نگریست و با سکوتی که در قصهٔ تکرار حزن خود می لرزید.

گفت: سی سال از آن روز می گذرد و این عشق و محبت تو است که هر روز من در خود احساس می کنم و مرا بی اختیار به کنار زندگی این خیابان می آورد.

لحظه ها در آرزوهایش می مردند و عابران از کنار تمامی رویا هایش گام برمی داشتند و ماشین ها در سرابی از هیاهو احساس او را با خود به کوچه ها و خیابانهای شهر به ارمغان می بردند.

چشمانش را بست و بی خود از خود و همهٔ اطرافش بود که نم نم باران تمام لحظات او را غرق خود ساخت. آهی کشید و آرام تر از همیشه گفت: اما حالا من انتظار را دیگر خوب می‌شناسم و هر روز که منتظر تو می مانم بیشتر شبیه آن روزهای پر از انتظار می شوم. با ذوق کودکانه ای به لباسهای خود نگریست.

گفت: می بینی چقدر شبیه آن روز شده ام.

و اندکی بعد با صدایی که لطافتی خاص از تنهایی در آن لبریز می شد گفت:

همهٔ دنیا برای من همیشه بوی آن لحظه را می دهد. پنجره، خیابان، آسمان، حتی این چمدان کوچک که همهٔ زندگی و خاطره هایم ام در آن جا گرفته است. در حالی که دوباره به لباسهایش دست می کشید و به آنها نگاه می کرد.

گفت: حتی این لباس های کهنه هم بوی رنگ دیدار دوبارهٔ تو را می دهد. نگاه کن و ببین همهٔ آنها به رنگ سرخ اند، به شکل همان لحظه و همان رنگی که هر دو دوست داشتیم به رنگ و بوی همین باران.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
m.gh
۱۳۹۸/۱۲/۱۹

بد نبود

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۱۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۱/۰۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۰۹-۱۹۴-۱
تعداد صفحات۱۱۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۱/۰۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۰۹-۱۹۴-۱