با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
جغرافیای رازها

دانلود و خرید کتاب جغرافیای رازها

۴٫۸ از ۱۰ نظر
۴٫۸ از ۱۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب جغرافیای رازها  نوشته   ابوالقاسم   حسینجانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب جغرافیای رازها

کتاب «جغرافیای رازها» مجموعه اشعار عاشورایی ابوالقاسم حسینجانی، شاعر معاصر است. این کتاب شامل چهار بخش غزل، نوسروده‌ها، مثنوی و همچنین دوبیتی و رباعی است که هر بخش به شیوه‌ای زیبا و بر اساس محتوای اشعار آن نامگذاری شده است. برای مثال حسینجانی برای بخش غزل نام «کوفه این تردیدی‌ست، که شمایان دارید» را انتخاب کرده و «نبودن؛ نه این و نه آن بودن» اسم بخش نوسروده‌ها است. همچنین شاعر عنوان «زبان شورش کولاک» را برای دوبیتی‌ها و رباعی‌ها و «کربلا؛ جفرافیای رازها» را برای بخش مثنوی‌ها انتخاب کرده است. آقای حسینجانی شاعر شعر معروف "جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم" که جناب آهنگران آن را خوانده است . این شعر در کتاب "جغرافیای راز ها " آمده است. شعری دیگر از این کتاب را زمزمه کنیم: "کربلا، زاری نیست؛ دین، عزاداری نیست مومنِ گریه به دست! ذوالفقارِ تو، کجاست؟! آی... مردم، مردم! مویه، راهِ حل نیست روحِ عاشورایی، راه حلّ دُنیاست."

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۳۹۷/۰۱/۲۴

اشعار لطیف و زیبایی داشت و پر درد...

احسان صادقی یزدان آباد
۱۳۹۵/۰۴/۱۸

عالی

علیرضا
۱۳۹۵/۰۸/۱۵

کتابی بسیار با ادبیاتی خاص است . خداوند نگه دارد اهل قلم ولایتمدار را .

🌾ساغر🌾
۱۳۹۵/۰۸/۱۶

عالیی🌟🌟🌟🌟🌟

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۷)
مَشربی بی ریا، به من بدهید جُرعه یی کربلا، به من بدهید
مهدی
نارفیقان! کو، زیارت نامه تان؟ شعرسازان! کو، شهادت نامه تان؟!
ادریس
مداری دیگر حُسین – آوازِ خون را، ساز می‌کرد نگاهِ تشنگان را،       باز می‌کرد. زمین، در زیر پایِ رویشِ خون – مدارِ دیگری، آغاز می‌کرد!
S
زبانِ شورشِ کولاک ،سرخ ست/دوبیتی و رباعی توفان زبانِ شورشِ کولاک، سُرخ ست هوایِ شورِ دریا:       زخمه در دست ردایِ بی دلی، بر دوشِ توفان از این شوریده تر،       آیا سری هست؟!
S
کاش! من هم،       دردِ زینب داشتم رودِ آتش می‌شدم؛ تب داشتم. شیعه بودم، شیعه‌ی تیغِ دو دَم شیعه بودم، عاشقِ شادی و غم!
ادریس
رندانِ تشنه لب را، جامی نمی‌‌دهد کس – گویی: ولی شناسان، رفتند از این ولایت. در زُلفِ چون کمندش، ای دل مپیچ؛ کآنجا – سرها بُریده بینی، بی جُرم و بی جنایت!
مهدی
حُسین – آوازِ خون را، ساز می‌کرد نگاهِ تشنگان را،       باز می‌کرد. زمین، در زیر پایِ رویشِ خون – مدارِ دیگری، آغاز می‌کرد
ادریس
شهر، خالی‌ست ز عُشّاق؛ بُوَد کز طرفی – مردی از خویش برون آید و، کاری بکند؟!
ادریس
با دلِ خویش، راه می‌آییم بر لبِ قتلگاه، می‌آییم. نیزه داران، مگر چه می‌خواهند؟ - با سری       - رو به راه -             می آییم! دست در دستِ غیرتِ خورشید رو به سویِ پگاه،       می آییم. وام، از چشمِ آب، می‌گیریم: از حکایاتِ چاه، می‌آییم!
میـمْ.سَتّـ'ارے
سجده‌ی سجّاد، در زنجیر – هم – پَر، وا کند باغِ معراج است، گُلپروانه ‌ی آزادگان
f_altaha

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶,۴۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۸۷۹۲-۶۱-۴
تعداد صفحات۸۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۶,۴۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۸۷۹۲-۶۱-۴