آیا مرا، از مرگ میترسانی؟!
دور بادا، دور –
که نشانه رَوُی ات، به خطاست؛ و گُمانه زنیات، واهی!
من که، از مرگ، باکی ندارم...
و مگر شمایان، بیش تر از کُشتن، کار دیگری هم میتوانید کرد؟!
زنده باد مرگ!
آفرین بر مرگی که در راهِ خُداست؛
و شما که قادر نیستید کرامت و عزّت و شرافتم را
به نابودی کشانید –