با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
حلقه‌ای نو برایم بخر

دانلود و خرید کتاب حلقه‌ای نو برایم بخر

۳٫۸ از ۱۳ نظر
۳٫۸ از ۱۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب حلقه‌ای نو برایم بخر  نوشته  منصور یوسف‌زاده شوشتری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب حلقه‌ای نو برایم بخر

حلقه‌ای نو برایم بخر نوشته منصور یوسف‌زاده شوشتری یک رمان روان‌شناسانه بر مبنای روان‌شناسی کارل گوستاو یونگ درباره بحران در روابط زناشویی در نیمه دوم عمر انسان است.

اگر روانشناسی یونگ را می‌شناسید، مطمئناً می‌دانید، آنچه رابطه را به بحران می‌کشد، ربط چندانی به گفتگوهای ظاهری طرفین رابطه ندارد. عمق این موضوع و بحران، به دوران کودکی افراد باز می‌گردد. ما ناخواسته و نادانسته، کمبودها، احساسات سرکوب شده، انتظارات برآورده نشده و ... را که در کودکی تجربه کرد‌ه‌ایم به رابطه می‌آوریم و بحران آغاز می‌شود. ما نیاز داریم تا به جای وقت صرف کردن روی مفاهیم رو بنایی که افراد در برخوردهای زناشویی آن را طرح می‌کنند، به عمق و ریشه کلام آنها رویم.

رفتن به ضمیر گفتگوهای زناشویی ما، رابطه ما را، مخصوصاً اگر در نیمه دوم عمر خود باشیم، جذاب‌تر می‌کند.

این کتاب موضوع رابطه زناشویی را در قالب رمانی جذاب، به تصویر می کشد، از بحران می‌گوید و در نهایت از روبرو شدن عالمانه با این بحران.

خلاصه کتاب حلقه‌ای نو برایم بخر

زن و مردی به مشاور مراجعه می‌کنند. مرد بعد از سی سال زندگی مشترک درخواست طلاق داده و ادعا می کند که زنش او را دوست نداشته و تمام مدت در رابطه دنبال منافع خود بوده است.

خواندن کتاب حلقه ای نو برایم بخر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این داستان درواقع نوعی راهنما برای زوج‌هایی است که بعد از مدت زیادی زندگی مشترک دچار بحران در روابط خود شده‌اند و احساس می‌کنند عشق میانشان در حال نابودی و کمرنگ شدن است.

جملاتی از کتاب حلقه‌ای نو برایم بخر

مشاور گفت:

«شوهرت، حساب پس انداز مشترک با تو داره»؟

من گفتم:

«بله که دارم. من حسابم با اون مشترکه».

مشاور از زنم پرسید:

«از حساب مشترک با شوهرت، چه حسی داری»؟

زنم با خشم به من نگاه کرد و پاسخ داد:

«حالم بهم می‌خوره؛ حس می‌کنم اون منو تحقیر می‌کنه»!

من با مشت به پیشانی ام کوبیدم. گفتم:

«بشکنه این دست که نمک نداره»!

مشاور پرسید:

«اون تحقیرت می‌کنه، یا خودت تحقیر میشی»؟

زنم گفت:

«فرقی نداره! وقتی پول از درآمد خودم نیست، تحقیر میشم».

" واسه اینکه حس تحقیرت کنار بره، چه کار می‌کنی »؟

زنم سرش را پایین انداخت. مشاور سکوت کرد. کمی بعد زنم آهسته گفت:

«به شوهرم تأیید نمی‌دم! حالشو خراب می کنم، مثل حال خودم»!

من روی صندلی ام نیم خیز شدم. انگار کشیده ای به گوشم خورده بود! مشاور از او پرسید:

«خودت متوجهٔ عواقب این کار میشی»؟

زنم گفت:

«نه. ولی انگار همیشه منتظرم اون اسم منو از حسابش خط بزنه»!

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۰)
moona
۱۳۹۸/۱۲/۱۸

فوق العاده کتاب خوبیه ..به همه افراد چ مجرد و متاهل توصیه میکنم بخونیدش

امیر هاشمی
۱۳۹۸/۰۹/۰۳

کتاب ، روایت اول شخص مفرد، با حضور یک دانای کل شکل گرفته، شبیه یک صحنهٔ نمایش تصویری مشاوره خانواده نوشته شده، نکتهٔ مهم که از قلم کاتب آن دور نمانده، بحث میل و علت میل است، که ارزش کتاب

- بیشتر
ماری
۱۳۹۸/۰۸/۳۰

کتاب خیلی خیلی جالبیه یک دور خوندنش کمه

ati
۱۳۹۸/۰۸/۳۰

به تمام افرادی که به مسائل روانشناسی در حوزه روابط علاقه دارند و همین طور به دانشجویان روانشناسی این کتاب فوق العاده رو پیشنهاد میدم.

somaye habibee
۱۳۹۹/۰۸/۲۶

فقط ابهامات رو بیشتر کرد برام بعضی قسمت ها هم اصلا معلوم نبود منظور نویسنده چیه ترجمه هم نبود بگم ترجمه ایراد داشته، دیگه متن فارسی نباید گنگ باشه

هانا
۱۴۰۰/۰۱/۱۶

در کل ناامید کننده بود. همه زیر سایه والدین شون زندانی بودن. در شرح و کشف و نامگذاری مشکلات با دقت و مفصل، ولی در اصلاح و درمان و التیام، فقط حلقه رو باید حواله داد به آبشار سرنوشت😒

آناهيتا
۱۴۰۰/۰۵/۰۳

اگه روانشناسی خوندید یا کلا کتابای روانشناسی زیاد می خونید این کتاب اذیتتون می کنه ولی برای مبتدیای روانشناسی خوبه اگه رمانای سنگین خوندید بازم توصیه نمیشه پایان بندی نداشت اما زبان روان داشت و به هر حال توی ایران

- بیشتر
عالی بود
۱۳۹۹/۰۵/۱۸

خیلی بد افتضاح ،، اگر میخواستم کتاب روانشناسی بخرم اونو میخریدم نمیدونم این کتاب تو لیست رمان چه میکنه

کاربر ۱۲۱۷۵۳۶
۱۳۹۸/۰۸/۳۰

۲۰٪ SB98HJJXC1B64V

miss.sd
۱۳۹۸/۰۸/۳۰

کد تخفیف۳۰% SB984Z3Y6RTWP1

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۳)
مربی رو به نازنین کرد و گفت؟: " دخترها وقتی زیبایی شون و زنانگی شون توسط پدر تایید نشه این خلا همیشه در وجودشون باقی می مونه تا وقتی که مرد درونی خودشون و برای حمایت فراخوان کنن؛ هیچ جفتی نمی تونه برای تمام لحظات از تنهایی و ناتوانی ما حمایت کنه ...ما تنها دارایی خودمون هستیم. تنها در اینصورته که میشه عشق رو تجربه کرد بدون توقع و نیاز "!
فرجی
«تا پدرت رو نبخشی، از همهٔ دنیا متنفری»! به گریه افتادم. اشک از چشمانم بی دریغ جاری شده بود. چرا من باید پدرم را بابت شکستن استخوان بندی ام ببخشم!؟ مشاور درون روانم نشسته بود. پاسخ داد: «به خاطر آرامش خودت»!
فرجی
تاب تحمل سکوت به من عطا فرما، تا صداهای کمک کننده از سوی تو را بشنوم "!
فرجی
«نه؛ به جنگ اعتقاد مطلق ندارم! ولی به خود بودن در ارتباط، باور دارم»! خود بودن، عنصر مفقودهٔ من در ارتباط بود. من همیشه برای رعایت حال دیگری، خودم بودن را قربانی می کردم. مربی گفت: «ولی بعدها انتقام این خود نبودن را صدبرابر میزان واقع، از طرفت میگیری»!
ماری
«دیگه نمیتونم این نقاب رو با خودم حمل کنم. من از دست همهٔ کسانی که برایشان فداکاری کرده ام، خشمگینم. باید با شرایط بعد از این سنگ روبرو بشم»!
ماری
وقتی فان های تو با او یکی نیست، چگونه لذتی مشترک را تدارک خواهی دید!
هانا
او ادامه داد: «هیچ مادری به راحتی اجازه نمیده پسرش از دایرهٔ توجه مادرانه اش، بیرون بره و فراز و نشیب استقلال رأی رو تجربه کنه! معمولا این رو به قایم کردن کلید بلوغ، زیر بالش مادر تشبیه می کنن؛ دزدیدن این کلید و قدم گذاشتن در جادهٔ سختی های پادشاه شدن پسر، توسط پدر انجام میشه! با توجه به غایب بودن پدرت از صحنهٔ زندگیت، این کار رو چه کسی واست انجام داده»؟ به پدرم فکر کردم که وقت کافی برای گذراندن با من نداشت! ولی مادرم نیز جز غذا پختن و آسان کردن زندگی روزمره، کاری برای من انجام نمی داد که آن را از من دریغ کند!؟ مشاور گفت: «شاید عاشق دختری شده ای که برات این کلید رو از مادرت بدزده؛ و تو رو بالغ کنه»!؟
فرجی
" زمانی ما آماده شنیدن حقیقت می شیم که به راه حل های مداوم و نداهای تکراری درونمان برای مدتی توقف دهیم؛ صداهایی که بی ارادهٔ ما دائما ما رو به انجام دادن یا ندادن ترغیب می کنن. برای لحظاتی دست از اطمینان برداریم! بگذاریم تا ترس ها و رنج ها حرفهایشان رو بزنن. بعد از اون و تنها بعد از اون، قلب شما می تونه به شما اعتماد کنه و با شما حرف خواهد زد "!
فرجی
صدای زنی از پشت سرم به گوش رسید که به همراهش گفت: «کسی که قادر به تحمل بحث کردن نباشه، دیر یا زود یارش رو به دوئل دعوت می‌کنه»!
فرجی
مشاور گفت: «و اینکه خودتون چرا از سند خونه تون سلب مالکیت کردین»؟ قبل از آنکه جوابی در من شکل بگیرد که مشاور هم بفهمد، گفتم: «به خاطر عشق»! مشاور به زنگ نگاه کرد. گفت: «عشق به کی؟ مادرتون یا همسرتون»!؟ یهو عصبانی شدم. گفتم: «مادرم کجا بود این وسط»!؟ مشاور گفت: «اونجا! تو کودکیتون! بدون پشتیبانی پدرتون»! تمام صحنهٔ بگو مگوی پدرم با مادرم یادم آمد. آنجا که تصمیم گرفتم همیشه از مادرم حمایت کنم. آن موقع بود که قسم خوردم از همسر آینده ام نیز همیشه حمایت کنم. هیچ وقت او را از خودم نا امید نکنم؛ نه مثل پدرم که اصرار داشت، مادرم را از حمایت خود ناامید کند!
Aida

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۲۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۸/۱۲
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۰۱۴-۶۷-۰
تعداد صفحات۳۲۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۸/۱۲
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۰۱۴-۶۷-۰