معرفی و دانلود کتاب روضه نوح + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب روضه نوح
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب روضه نوح

نوع کتاب
۳.۷(از ۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
حسن محمودی
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب روضه نوح

«روضه نوح» رمانی از حسن محمودی( - ۱۳۴۹)، نویسنده و روزنامه‌نگار است. نوح به همراه ۳۲ نفر سرباز فراری در ۲۷ مهر۶۶ در حال بدرقه شدن به سوی جبهه‌های غرب است. داستان، داستان شهر با مختصات ویژه است؛ آدم‌های مختلفی وارد و تعلیق‌های زیادی ایجاد و سرنوشت آنها به واسطه نویسنده روایت می‌شود. نویسنده در «روضه نوح» نه تنها از نوجوانی تا جوانی پسری را می‌گوید که در تب و تاب عزیمت به جبهه دست به ترفندهای بی‌شماری می‌زند بلکه از سرگشتگی، مراقبت‌ها و مهر مادرانی می‌گوید که بعد از شهادت پسرانشان هنوز منتظر رسیدن نامه‌ای از آن‌ها هستند. از منور و پسرهای مفقود‌الاثرش؛ از حاجیه حجتی و پسر موجی‌اش؛ از اسماعیل لال که شاهد بریده شدن و پوست کنده شدن دوستانش است. از مهاجران جنگ‌زده‌ای که در دیار نون به راحتی از سوی دیگران مورد پذیرش واقع نمی‌شوند و گاه حتی مورد بی‌مهری وکم لطفی قرار می‌گیرند. از نسل جنگ‌زده‌ای که درگیر سرگشتگی‌های عاطفی ـ ایدئولوژی قرار می‌گیرند. از جوانی جنگ زده به نام ممدجواهری که روزهایش را به یاد نامزدش روی لاستیک به یادگار مانده پدر سر می‌کند. از سلیمه‌ای که به گروه منافقین می پیوندد و در پایان در قرارگاه اشرف در سال ۹۱ کشته می شود. از سربازان فراری این دهه در کنار رزمندگانی چون نوح یاد می‌کند که مشتاق عزیمت به جبهه است. نویسنده برای روایت این سال‌ها و اتفاقاتی که بر تک تک شخصیت‌هایش می‌گذرد از منظر دانای کل، به همراه عدم توالی زمان، سود می‌جوید. دیدگاهی که خواننده را با بیان پس و پیش زمانی به دقت و مشارکت در خوانش و پیگیری نشانه‌های متنی وامی‌دارد. آغاز داستان به لحظه‌ای اختصاص دارد که نوح در۲۷ مهر ۶۶ یعنی اواخر جنگ به همراه سربازان فراری عازم سفر است. نویسنده با استفاده از برگشت‌های متعدد زمانی- مکانی از سوی دانای کل، نه تنها به گذشته دور بلکه به آینده و زمان بعد از شهادت نوح نیز نظر دارد وگهگاه در دل بیان گذشته به روایت آینده دور نیز توجه می‌کند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب روضه نوح و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:روضه نوح
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:حسن محمودی
انتشارات:نشر ثالث
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۳/۰۸/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۰۷ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۳۸۰-۹۰۶-۵
تعداد صفحه‌ها:۲۱۶ صفحه
قیمت کتاب:۸۶۴۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

3741
۱۳۹۷/۰۳/۱۱

واقعیات اتفاق افتاده در غرب کشور,زمان دفاع مقدس به یک سبک دیگر. واقعیات. سوزناک تر

۰
elham
۱۳۹۵/۰۸/۰۷

رمانی زیبا.توصیه می کنم حتما بخوانید.ارزش داره.

۰
علیرضا
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۱

قلم کتاب اصلا جذاب نیست.‌گویی صفحه ای از روزنامه را بریده و کتاب کرده اند. داستان مناسبی است اما انتخاب اسم ها هدفش روشن نوح، حوا، یونس و ... داستان پردازی هم ندارد

۰
لیلا
۱۳۹۵/۰۹/۱۰

سلام .کتابهایی که خریده بودم و در کتابخانه بود صفحه ها بالا نمی آید.علت چیست؟

۱

بریده‌هایی از کتاب

3741
۱۰
دخترم! عمر نوح، صبر ایوب می‌خواهد. صبر ایوب هم عمر نوح را می‌طلبد. خدا به تو که مرضیۀ من هستی، در کشتی نوح، صبر ایوب بدهد.
3741
۳
«ببین چطور کبکش خروس می‌خوونه.» «لابد فکر می‌کنه جنگ، حلوا تقسیم می‌کنند.» «حرف پشت سرش زیاده انگاری.» «چه حرفی؟» «تخم سگ، نفر اول کنکور شده.» «شوخی می‌کنی؟» «نه به جون نرگس.»
3741
۳
همه‌شان می‌دانند اتوبوسِ آبکش شده قرار است سرنشینانش را یکراست ببرد جبهۀ غرب. سال‌هاست توی شهر چو افتاده است که امریه هر کسی را برای جبهه غرب صادر کنند، فاتحه‌اش ناجور خوانده شده.
aliyan
۰
با جواهر میانۀ خوبی ندارد. بدش می‌آید از جواهر که می‌خواهد واداردش برای پیداکردن رد و نشانی از پسرش، بنشیند پای رادیوی بیگانه. توی طاقچۀ اتاق خوابش، یک تلویزیون سیاه و سفید با قاب قرمز دارد. تلویزیون را به هوای شنیدن حرف‌‌های امام خمینی روشن می‌کند. برنامۀ دیگری داشته باشد، خاموشش می‌کند. وقتی امام حرف می‌زند، صدای تلویزیون را تا ته زیاد می‌کند. آن‌قدر گریه می‌کند که صدای هق هق گریه‌اش به خودش اجازه نمی‌دهد، حرف‌‌های امام خمینی را گوش کند.
aliyan
۰
پیرمرد هفتاد و دو ساله، عزادار بیست و هفت شاگردش است. شاگردهایش همین‌که فوت و فن نانوایی دستشان می‌آید، می‌گذارند می‌روند جنگ. هیچ‌کدامشان برنمی‌گردند. ابراهیم نانوا، بی‌شاگرد و وردست است.
aliyan
۰
قیامت است روز بیست و هفتم مهر ماه سال شصت و شش. فوج فوج آدم می‌آید برای بدرقه. نوای کاروان آهنگران دل به دلشویه‌‌اش می‌دهد. «‌اشک‌ریزان، زار زار، ‌اشک‌ریزان، زار زار، با نوای کاروان، با نوای کاروان، بار بندید همرهان...»