«باد زنها را میبرد» مجموعه داستانهای کوتاهی از حسن محمودی (-۱۳۴۹) است. این مجموعه چهارمین اثر داستانی نویسنده به شمار میرود و پانزده داستان برگزیده از تجربههای گوناگون نویسندگی او را در خود دارد. تنوع داستانی این مجموعه از امتیازهای آن به شمار میرود و توانسته گونهای پیوند میان شیوه داستانگویی شرقی و روایتی نو در داستانگویی برقرار کند. این کتاب جایزه نخستین دوره جایزه داستان ایرانی را از آن خود کرده است.
در بخشی از داستان «باد زنها را میبرد» از این کتاب میخوانیم:
پیش از آنکه آن فکر احمقانه به سر زنم بزند، دو نفری بههمراه بچههایمان بهروال معمول داشتیم مثل بقیهٔ آدمها زندگیمان را میکردیم. بهقول معروف با سیلی صورتمان را سرخ نگه میداشتیم و با بد و خوب زندگی میساختیم. عادت کرده بودیم یکجورهایی با بد و خوب زندگی بسازیم. تا اینکه بعد از بند آمدن طوفان غیرمنتظره و پیشبینینشده، آن فکر لعنتی به سر سیما زد.
وقتی طوفان در نیمههای تیرماه پایتخت را به تعطیلی کشاند، سیما با چشم خودش دید که طوفان زنی را در برابر چشمهای شوهرش از کف خیابان بهاندازهٔ یکمترونیم بالا برد و بهطور شگفتآوری به عقب وانتباری پر از هندوانهٔ گرد اهوازی پرتاب کرد. سیما پاک قاطی کرده بود. آنچه را با چشمهای خودش دیده بود، باورش نمیشد. شوهر چاق و قدکوتاه زن در تاکسی سبزرنگ را باز میکند و برعکس مسیری که وانتبار زنش را میبرده است، دور میشود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب باد زنها را میبرد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب