معرفی و دانلود کتاب همه انگشت هایم اشاره اند + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب همه انگشت هایم اشاره اندsubscriptionAvailable

کتاب همه انگشت هایم اشاره اند

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
آذر کتابی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب همه انگشت هایم اشاره اند

«همه انگشت‌هایم اشاره‌اند» ۵۲ شعر سروده آذر کتابی، شاعر و هنرمند معاصر است. «سخت که نه!»، «طبیعی یا غیرطبیعی»، «الکی‌الکی»، «خیال خام»، «پرت‌افتاده نباشید»، «مراسم اسم‌گذاری»، «پایان خیال»، «زندگی‌های جورواجور»، «سراب نیلوفر»، «این ثانیه‌ی خیلی مهم»، «به مناسبت همه‌ی مناسبت‌ها»، «پاییز آمده است و بوی ماه مهر»، «فقط یک علامت!»، «نقاشی بکشم» نام برخی از شعرهای کتابی‌اند. قبل از این مجموعه شعر «امروز، فرداست» از این شاعر به چاپ رسیده است. «بی‌اعتمادی چرا ؟ او با خودش بیابان آورده است و خاک نرم ! همه دور هم نشسته‌اند گپ می‌زنند عکس می‌گیرند و تو را صدا می‌کنند که باز هم هوایی شده‌ای ! می‌خواهد شالم را کنار بزند گندم بپاشد بر سینه‌ام . به غیر از یکی بود، یکی نبود: به غیرِ خدا پشتِ کوه‌های سر به فلک کشیده، گلیم هست شیرِ تازه نسیمی که خودش را گرم می‌کند با صورتم...»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب همه انگشت هایم اشاره اند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابهمه انگشت هایم اشاره اند
موضوعشعر معاصر
نویسندهآذر کتابی
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۹/۰۵/۱۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۴۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۲۲۹۱۲۵۷
تعداد صفحه‌ها۱۲۴ صفحه
قیمت کتاب۸۳۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

Niyaz.h
۰
موهایت به باد چه گفته است؟ که نه، سربه‌سرِ بادبادک‌هایم می‌گذارد نه مرا از راه به در می‌برد!
Niyaz.h
۰
هر چه به تاکسی گفتم: سر بهار، پیچِ شمران نبُرد گفتم: انتهای زمستان ایستاد!