کتاب تصویر عشق: مجموعه اشعار و پیام‌ها مجتبی کاشانی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب تصویر عشق: مجموعه اشعار و پیام‌ها

کتاب تصویر عشق: مجموعه اشعار و پیام‌ها

دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۳از ۶ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب تصویر عشق: مجموعه اشعار و پیام‌ها

دکتر مجتبی کاشانی در سال ۱۳۲۷ در مشهد دیده به جهان گشود و پس از گذراندن دوره دبستان و دبیرستان به دانشگاه شیراز رفت و رشته مدیریت صنعتی را ادامه داد. سرانجام در سال ۱۳۵۶ (از مرکز مطالعات مدیریت) وابسته به دانشگاه هاروارد فوق‌لیسانس گرفت و در سال‌های ۶۵ و ۶۷ و ۶۹ دوره‌های تکمیلی تخصصی مدیریت کنترل فراگیر (TQC) را در ژاپن گذراند. وی در سال ۱۳۵۴ برای خود همراهی برگزید که دوشادوش او زندگیش را رنگ تازه‌ای بخشید و حاصل این همراهی و عشق سه دختر است. حس زلال نوع دوستی و عدالت‌خواهی از ویژگی‌های بارز اشعار مجتبی کاشانی است. نظام آراستگی و هفت‌سین صنعتی را در ایران برپا کرد و کتاب‌های «نقش دل در مدیریت» از گاراژ تا کلینک «ساماندهی صنعتی ـ خانه تکانی صنعتی و استقرار نظام آراستگی» تأثیر بسزایی در روند صنعتی ایران گذاشت. باران عشق، به آیندگان، از خواف تا ابیانه، روزنه، پل، خویش را باور کن، به همین آسانی و دانه باشیم نه سیب، نام کتاب‌های شعری است که از او به یادگار مانده است. بهره‌گیری‌های مناسبش از شعر در سیستم مدیریتی ما را به فرهنگ بالایی در زمینه صنعت رسانید و همچنین استفاد از شعر در امور اجتماعی منجر به تأسیس و بنیان جامعه یاوری فرهنگی گردید.

نظرات کاربران

فرشید
۱۳۹۴/۰۸/۲۴

این کتاب و خود مرحوم مجتبی کاشانی فرد کم نظیری بود.ممنون از زحمات تیم طاقچه

بریده‌هایی از کتاب

همه روز اوّل صبح سکه مهر و محبّت را از قلّک دل برداریم و ببخشیم به اوّل نفری که به ما می‌تابد اوّلین عابر امروز که از کوچه ما می‌گذرد و صمیمانه بگوییم: «سلام»
Dexter
گلی در باغ اگر روئید اگر افسرد اگر خشکید رسد تاباز فصل گل به گلدان مهربانی کن
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
گر ساغرم پر می‌کنی من ترک مسجد می‌کنم میخانه برده‌ست آنچنان حلاجها بر دارها
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
حسن باران این است که زمینی‌ست، ولی آسمانی شده است
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
هیچ می‌دانی آیا ابر کالسکه نوزاد همین بارانست
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
و بدانید که در بازی عشق شرط بستم با خویش باختم دنیا را زندگی را بُردم
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
پیش چشمم امشب زندگی خواهد سوخت اختری خواهد خفت مادری خواهد مرد
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
می‌شود شعله بود با یک شعر می‌شود شب شکست با یک شمع می‌توان باغ بود با یک سرو می‌شود سایه داشت با یک برگ
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
طول عمر ما، سنّ و سال ماست عرض عمر ما قیل و قال ماست ارتفاع عمر پر و بال ماست حجم عمر ما کمال ماست
سپهر
عابری شاید عاشقی باشد پس به هر عابری سلام کنیم
سپهر