جملات زیبای کتاب تصویر عشق: مجموعه اشعار و پیام‌ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب تصویر عشق: مجموعه اشعار و پیام‌ها

بریده‌هایی از کتاب تصویر عشق: مجموعه اشعار و پیام‌ها

دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۳از ۶ رأی
۴٫۳
(۶)
همه روز اوّل صبح سکه مهر و محبّت را از قلّک دل برداریم و ببخشیم به اوّل نفری که به ما می‌تابد اوّلین عابر امروز که از کوچه ما می‌گذرد و صمیمانه بگوییم: «سلام»
Dexter
گلی در باغ اگر روئید اگر افسرد اگر خشکید رسد تاباز فصل گل به گلدان مهربانی کن
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
گر ساغرم پر می‌کنی من ترک مسجد می‌کنم میخانه برده‌ست آنچنان حلاجها بر دارها
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
حسن باران این است که زمینی‌ست، ولی آسمانی شده است
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
هیچ می‌دانی آیا ابر کالسکه نوزاد همین بارانست
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
و بدانید که در بازی عشق شرط بستم با خویش باختم دنیا را زندگی را بُردم
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
پیش چشمم امشب زندگی خواهد سوخت اختری خواهد خفت مادری خواهد مرد
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
می‌شود شعله بود با یک شعر می‌شود شب شکست با یک شمع می‌توان باغ بود با یک سرو می‌شود سایه داشت با یک برگ
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
طول عمر ما، سنّ و سال ماست عرض عمر ما قیل و قال ماست ارتفاع عمر پر و بال ماست حجم عمر ما کمال ماست
سپهر
عابری شاید عاشقی باشد پس به هر عابری سلام کنیم
سپهر