«همهٔ آنچه همیشه میخواستیم» رمانی نوشته امیلی گیفین است.
این رمان از داستان زندگی چند نفر را همزمان از زبان خودشان روایت میکند. نینا زنی که زندگی مرفهی دارد و با همسر و پسرش زندگی میکند و در روزمرگی رفت و آمد با همطبقه های خودش غرق شده است و از طرفی با پسر جوانش، فینچ هم مشکلاتی دارد، تام پدر مجرد دختری به نا لایلا که مشکلات خودش را دارد و نسبت به دخترش هم احساس مسئولیت میکند و لایلا دختر تام که در زندگیاش احساس پوچی میکند و بهواقع خوشحال نیست. در این میان فینچ و لایلا با هم وارد رابطهای میشوند که دردسرهایی به وجود میآورد.
از زبان لایلا میخوانید:
رسماً از زندگیام بیزار بودم. از همه چیزش، به معنای واقعی کلمه. میدانستم که میتواند از این هم بدتر باشد. میشد بیخانمان باشم یا یک بیماری صعبالعلاج بگیرم یا در کشوری زندگی کنم که افراطیها روی دخترهایی که به مدرسه میروند، اسید میپاشند. اما به جز این طور تراژدیهای واقعی، اخیراً خیلی سخت بود چیزی را پیدا کنم که بتوانم از بابتش خوشحال باشم.»
گیفین در این رمان با روایت زندگی و مشکلات خانوادگی و اجتماعی مردمی از طبقات مختلف آمریکا ما را با سبک زندگی و ذهنیات و باورها و مشکلات نسل جوان و میان سال حال حاضر این کشور بیشتر آشنا میکند. رمانی که از نگاه سه راوی مختلف، قصهی آدمهای زخمخورده از عشق، تنهایی، گذشته و تلخیهای دنیای مدرن را روایت میکند.
واشینگتنپست دربارهی «همهی آنچه همیشه میخواستیم» نوشته است:
«رمان گیفین سبک منحصربهفرد و برجستهی خود را دارد... واقعاً فوقالعاده است.»
«امیلی گیفین» یکی از پرفروشترین نویسندگان نیویورکتایمز است و همهی آثارش با استقبال خوب مخاطبان روبهرو میشوند.
«همهی آنچه همیشه میخواستیم» نیز به فاصلهی کمی بعد از انتشار، در فهرست نامزدهای نهایی گودریدز در سال ۲۰۱۸ قرار گرفت و توجه جامعهی ادبیات آمریکا را جلب کرد.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب همهی آنچه همیشه میخواستیم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
داستان از زبان یه نوجوان و دو بزرگسال روایت میشه، پدر و مادری که با مشکلات دختر و پسر نوجوانشون درگیرن، و همزمان فلاش بک هایی به زندگی خود اون پدر و مادر.
موضوع داستان خیلی زود توی همون چند صفحه...بیشتر
۰
Aa
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۴
خوندنش رو یه روزه تموم کردم، کتاب روونی هست.
موضوع قابل تاملی هم داره. اینکه بتونی محبت مادرانه رو بزاری کنار و تصمیم درستی بگیری کار خیلی سختیه.
جالبه که نمیدونستم کتاب "ترس از تنهایی" برای همین نویسنده و همین مترجم هست...بیشتر
۰
زی زی
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۷
بنظرم خوب بود. نیمه ی اول داستان برام کند پیش میرفت ولی بعد برام جذاب بود و میخواستم کشف کنم کی حقیقت رو میگه. انسان دوستی نینا و ارزشهای اخلاقیش و اینکه ارزشهاشو به پول ترجیح میداد برام تحسین برانگیز...بیشتر
۰
خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
توصیه میکنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۵
بیش از حد طولانی بود
اما در کل دوستش داشتم
۰
کاربر ۲۴۰۷۹۰۲
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۲
فوق العاده نمیشه زمین گذاشت لذت بردم
۰
کاربر 2222935
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
به نظرم موضوع داستان زیادی طولانی شده و اینکه نیازی به حضور چند راوی در داستان نیست.به هر حال زیاد منو جذب نکرد.
۰
Ghazale Poostindooz
۱۴۰۴/۱۰/۲۵
موضوع کتاب در ابتدا خیلی پرکشش و هیجان انگیز نیست
در مورد یه اتفاقیه که برای یه دختر نوجوون تو یه مهمونی چهار پنج نفره میفته و اصل داستان خیلی جذاب نیست
اما نحوه پرداخت و نوع گفتگوها و افکار شخصیت های...بیشتر
۰
کاربر ۵۰۱۶۲۱۵
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۷
سلام
به نظر من اصلا ارزش خوندن نداشت
کتاب "از ترس تنهایی" از همین نویسنده پرمفهوم تر بود
۰
Sara peivandy
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۴/۱۹
قصه یک معما داره بدون شک حل کردن معما جذابه
۰
وحیده
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۳/۳۰
کتاب خوبی بود ولی بدون هیجان
۰
رضا
۱۴۰۳/۱۲/۱۳
داستان خوب و پر کششی است. ساده و روان است فقط گاهی دچار اطناب می شود. می توانست کمی خلاصه تر باشد، اما در مجموعه کتابی خواندنی است
۰
acz
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۱۱/۲۵
بنظرم عالی بود هم از نظر موضوع و هم از لحاظ روان بودن و داستان پردازی خوب.ارزش خواندن را دارد.
۰
نیتا
۱۴۰۲/۰۴/۱۷
داستان اتفاقی که برای یک دختر نوجوان در یک مهمانی دوستانه اتفاق می افتد و قصه همزمان از زیان دختر جوان و دو بزرگسال روایت می شود. نکته مثبت داستان این بود که باید همیشه در سمت عدالت ایستاد حتی...بیشتر
خودت هم خوب میدونی که لباس آدم نشوندهندهٔ بی بندوباری نیست. مثل این میمونه که بگی یکی که دامن کوتاه پوشیده یعنی حتماً یه منظوری داره.»
نیتا
۴
با مذهب یا آدمهای مذهبی مشکلی ندارم، حتی آنها که مستقیماً دربارهٔ دین و مذهبشان حرف میزنند؛ چیزی که نمیتوانم تحمل کنم، دیدن آدمهای ریاکاری است که به خودشان اجازهٔ قضاوت می دهند،
*parastoo*
۱
یادته روانشناس بهمون گفت که قسمت قُدامی مغز پسرها تا وقتی به بیستوپنجسالگی برسن هنوز کامل رشد نکرده؟... به همین خاطر هم هست که معمولاً تجزیهوتحلیلهای اشتباه میکنن.»
Sara
۱
پدر یا مادر بودن واقعاً رُس آدم را میکشد، حتی اگر دو نفری در کارها سهیم باشند. تنهایی که دیگر افتضاح میشود
Aa
۰
روانشناس بهمون گفت که قسمت قُدامی مغز پسرها تا وقتی به بیستوپنجسالگی برسن هنوز کامل رشد نکرده؟... به همین خاطر هم هست که معمولاً تجزیهوتحلیلهای اشتباه میکنن
*parastoo*
۰
این حالت برخلاف خانمهای خانهدار دیگری بود که در بلمید زندگی میکردند و همیشه ماسک دروغین سعادت و خوشبختی به چهره داشتند. از آن دسته آدمهایی که در جواب سؤالات ساده که خیلی هم پاسخش برایت اهمیتی نداشت، مثل: «چه کارها میکنی؟»، همیشه میگفتند که چقدر زندگیشان راضیکننده و کامل است. «مشغول، مشغول، مشغول! خوشحال، خوشحال، خوشحال! همه چی خوب! مشغول، خوشحال و خوب!» دوستی داشتم که این جواب سطحی را میداد: «بهتر از عالی!» ازدواجش، بچههایش، تعطیلات تابستانش، همه، همیشه بهتر از عالی بودند.
حتی وقتی خیلی قاطع میگفتند «شکایتی ندارم!» وضع بدتر بود، چون میدانستم که شکایت دارند و عاقبت شکایت هم میکنند و به آن ادامه میدهند؛
Sara
۰
پدرها وسایلشان را جمع میکردند و بیشتر وقتها خانه را ترک میکردند، حالا یا میرفتند و خانوادهای جدید تشکیل میدادند و یا اینکه فقط میخواستند تنها باشند، اما مادرها همیشه در هر حالی در قاب تصویر باقی میماندند.
کاربر ۲۴۰۷۹۰۲
۰
پدر پاستور بین حرفهایش گفت: «عدالت فقط دربارهٔ این نیست که مجازات یک نفر چه باشد، بلکه دربارهٔ این است که او برای انسان شدن به چه چیزی نیاز دارد.»
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
داستان از زبان یه نوجوان و دو بزرگسال روایت میشه، پدر و مادری که با مشکلات دختر و پسر نوجوانشون درگیرن، و همزمان فلاش بک هایی به زندگی خود اون پدر و مادر. موضوع داستان خیلی زود توی همون چند صفحه...بیشتر
خوندنش رو یه روزه تموم کردم، کتاب روونی هست. موضوع قابل تاملی هم داره. اینکه بتونی محبت مادرانه رو بزاری کنار و تصمیم درستی بگیری کار خیلی سختیه. جالبه که نمیدونستم کتاب "ترس از تنهایی" برای همین نویسنده و همین مترجم هست...بیشتر
بنظرم خوب بود. نیمه ی اول داستان برام کند پیش میرفت ولی بعد برام جذاب بود و میخواستم کشف کنم کی حقیقت رو میگه. انسان دوستی نینا و ارزشهای اخلاقیش و اینکه ارزشهاشو به پول ترجیح میداد برام تحسین برانگیز...بیشتر
بیش از حد طولانی بود اما در کل دوستش داشتم
فوق العاده نمیشه زمین گذاشت لذت بردم
به نظرم موضوع داستان زیادی طولانی شده و اینکه نیازی به حضور چند راوی در داستان نیست.به هر حال زیاد منو جذب نکرد.
موضوع کتاب در ابتدا خیلی پرکشش و هیجان انگیز نیست در مورد یه اتفاقیه که برای یه دختر نوجوون تو یه مهمونی چهار پنج نفره میفته و اصل داستان خیلی جذاب نیست اما نحوه پرداخت و نوع گفتگوها و افکار شخصیت های...بیشتر
سلام به نظر من اصلا ارزش خوندن نداشت کتاب "از ترس تنهایی" از همین نویسنده پرمفهوم تر بود
قصه یک معما داره بدون شک حل کردن معما جذابه
کتاب خوبی بود ولی بدون هیجان
داستان خوب و پر کششی است. ساده و روان است فقط گاهی دچار اطناب می شود. می توانست کمی خلاصه تر باشد، اما در مجموعه کتابی خواندنی است
بنظرم عالی بود هم از نظر موضوع و هم از لحاظ روان بودن و داستان پردازی خوب.ارزش خواندن را دارد.
داستان اتفاقی که برای یک دختر نوجوان در یک مهمانی دوستانه اتفاق می افتد و قصه همزمان از زیان دختر جوان و دو بزرگسال روایت می شود. نکته مثبت داستان این بود که باید همیشه در سمت عدالت ایستاد حتی...بیشتر
کتاب خیلی قشنگی بود.جذاب همراه با ترجمه ی عالی...