«ناگفتههای جنگ » خاطرات سپهبد شهید علی صیاد شیرازی به قلم احمد دهقان است.
در مقدمه اثر میخوانید:
در یکی از روزهای بهار سال ۱۳۷۱، در محلی که به آن بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح میگفتند، میهمان ایشان بودیم. در آنجا شاخههای صحبت ما گل انداخت و گفتیم دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برای تدوین خاطرات جنگ چه کارهایی کرده است و دوست دارد چه کارهایی بکند و اینکه یکی از این کارها، تدوین خاطرات ایشان است. ایشان با مجموعه دفتر آشنا بودند و تعدادی از کتابهای آن را خوانده بودند. توجه ایشان بیشتر روی خاطرات نظامیان عراقی دور میزد.
همان جا بود که موافقت ایشان را برای گرفتن خاطراتشان جلب کردیم.
قرار شد در اولین قدم خاطراتی که از وی در روزهای پایانی جنگ روی بیست و دو نوار ضبط شده بود، روی کاغذ بیاید که آمد. این گفتوگوها با آقای سعید فخرزاده صورت گرفته بود. بعدها آقای فخرزاده یکی از اعضای گروه معارف جنگ شد.
محصول کار در سال ۱۳۷۳ به ایشان ارائه شد تا نظر نهاییشان را در متن اعمال کنند. این امر همزمان شد با تلاش گروه معارف جنگ که با سرپرستی خود او حوادث هشت سال دفاع مردم ایران را جمعآوری و تدوین میکرد. بنا شد این خاطرات با محصول نهایی گروه معارف جنگ کامل شود. این گروه آخرین مراحل کار خود را میگذراند که در یکی از همین روزهای بهاری آرزوی سپهبد علی صیاد شیرازی برآورده شد و به دیدار یاران پیشتاختهٔ خود رفت.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب ناگفته های جنگ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
حقیقتا مطالب کتاب با عنوان کتاب همخوانی داره...ناگفته های جالبی رو شهید بزرگوار روایت کرده...
خداوند شهید صیاد رو قرین رحمت کنه که تکرار نشدنیِ...
۲
سید
۱۳۹۷/۰۸/۲۷
صفحات پایانی این کتاب را که از کتابخانه مسجد گرفته ام ،دارم می خوانم.
واقعا جالب است.اخلاص شهید در روایت خاطراتش کاملا هویداست.
کتابهای دفاع مقدسی که پیش از این خوانده بودم خاطرات سربازان و پاسداران معمولی بود.اما این یکی فرمانده است...بیشتر
۰
زینب هدایتی
توصیه میکنم.
۱۳۹۸/۰۶/۱۵
کتاب از نظر محتوا خیلی خوبه
شهید بزرگوار در این کتاب برادری و توکل و وحدت زمان جنگ رو به طرز زیبایی بازنمایی کردن
زیباترین،جالب ترین و مهیج ترین قسمت های کتاب در توصیف عملیات ها در جنگ تحمیلی، ستون کشی ها...بیشتر
۱
alireza atighehchi
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۵
کتاب نثر روان و خوش خوانی دارد. به شخصه برای من از لحاظ دانستن اطلاعاتی در مورد وقایع کردستان و همچنین سال های اولیه جنگ از دید یک ارتشی جالب بود.
شهید صیاد مشخص است که فردی خود ساخته بوده و...بیشتر
۰
3149759234
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۷
درک بزرگان بزرگی میخواهد
۰
محمد مهدی
توصیه میکنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۲
من خودم به شخصه به شهید صیادشیرازی و شهید بروجردی بسیار ارادت دارم و هر مطلبی درباره این عزیزان باشد میخوانم واقعا انسان های بسیار والایی بودند.
توصیه میکنم کتاب های «در کمین گل سرخ» و «محمد مسیح کردستان»را حتما بخوانید.
۰
flanker57
توصیه نمیکنم.
۱۴۰۲/۰۸/۱۲
تماما برگرفته از کتاب در کمین گل سرخ!
۰
سید مهدی
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۵
نام کتاب کمی ابهام دارد چون در آن، مبارزه با دشمنان داخلی چه سیاسی چه رزمی هم از خاطرات شهید بزرگوار نقل شده است. خواندن این کتاب که به بُعد ارتشی جنگ از بعد سپاهی کمتر پرداخته شده است را...بیشتر
تجربه نشان داده که انسان، هم در پیروزی گرفتار میشود و هم در شکست. در مقابل شکست یا ناکامی، انسان باید صبور و بردبار باشد و در آزمایش خدا از رزمندگان، صبر و شکیبایی آنها را در سختیها آزمایش میشود. ولی در پیروزیها، انسان باید در مقابل آفت پیروزی، که غرور است، آماده باشد.
کاربر ۱۳۸۲۹۵۳
۳
قه یک هماهنگی ضمنی با آیتالله خامنهای داشتم. ایشان واقعاً پشتیبان من بود و راهنماییهایشان خیلی اثر داشت. تماس گرفتم و گفتم که وضعیت به اینجا رسیده و نامه را همه جا پخش کردهاند که هیچ کارهام. باز هم بمانم یا نه؟ ایشان فرمود: "دیگر درنگ نکن و آنجا نمان. سریع منطقه را ترک کن.» فهمیدم خدمت حضرت امام هم رفتهاند و حضرت امام فرمودهاند که با او طبق قانون برخورد کنید.
درجه اصلیام سرگرد بود. دو درجه گرفته بودم و سرهنگ تمام شده بودم. ابلاغ شد. درجهٔ مرا پس گرفتند و از فرماندهی هم سلب شدم. چون مصدوم بودم، باید خودم را به ستاد مشترک معرفی میکردم. یعنی مرا از نیروی زمینی هم بیرون کردند.
همه چیز قابل تحمل بود؛ ولی از نیروی زمینی رفتن خیلی مشکل بود. هم علاقه داشتم در نیروی زمینی بمانم و هم اینکه این مطلب را گران میدانستم. کاری نکرده بودم که مرا از نیروی زمینی بیرون
alireza atighehchi
۳
ظرفیت ما انسانها برای پذیرش نعمتهای عظیم خدا، خیلی پایین است. بنابراین، وقتی که غرق در نعمت میشویم، اولین سستی و سهلانگاری ما فراموشی خداست؛ غفلت از یاد خدا.
لیلا
۲
متوجه شدم که یکی در پشت در به شدت هقهق میکند؛ به طوری که گریهٔ همه را تحتالشعاع قرار داده بود. برگشتم عقب. دیدم که سرتیپ شهید نیاکی است که پنجاه و هشت سال داشت. پیرترین آدم بود؛ نه تنها در بین ما، بلکه در ارتش. ما از او پیرتر نداشتیم. دستمال سفیدی را گرفته بود جلوی صورتش و گریه میکرد. من خودم از گریهٔ او احساس حقارت کردم. با خودم گفتم: "ما میگوییم تعهدمان بیشتر است و انقلابیتر هستیم و مدعی هم هستیم. ولی به این حال نیفتادیم.»
لیلا
۲
رفتیم سراغ حضرت امام گزارش بدهیم که در آنجا چه کردهایم و باید چه بکنیم. حضرت امام، به گزارش گوش دادند و بعد یک باره فرمودند: "این نیروهایی که بردید آنجا، اگر خون از دماغشان بیاید، من مسئولیتش را قبول نمیکنم. بگویید سریع برگردند.»
من تا آن روز دستوری به این قاطعیت و صراحت، مستقیم از امام نشنیده بودم که فرمانده کل قوا به ما مستقیم دستور بدهند که چه بکنیم
mh.ranjbari
۲
برای من یک تجربه شد که اگر وضع و حال و اخلاص ما روبهراه باشد و به ائمهٔ اطهار متوسل بشویم و از آنها کمک و شفاعت بگیریم، جواب داده میشود. منتها شرایطی میخواهد.
alireza atighehchi
۲
این احساس شخصی من است که بین صحنهٔ خطرناک و استقامت، یک رابطه متناسب وجود دارد. وقتی استقامت بر آن چربید، یاری خدا را بلافاصله میبینیم.
alireza atighehchi
۲
خداوند نصرت را به آنهایی نمیدهد که فکر میکنند فقط خودشان هستند و از خدا غافل میشوند. غرور، بزرگترین آفتی بود که به سراغ ما آمد.
شیدا
۱
متوجه شدیم که آنها تیربارهای ۲۳ میلیمتری را، که برای ضدهوایی است، خواباندهاند روی سطح زمین و آتش درو اجرا میکنند. به این شکل، همهٔ بچههای ما را قلع و قمع میکردند و اجازه نمیدادند که به آنها نزدیک شوند. منطقه صاف بود و هیچ مانعی نداشت.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
حقیقتا مطالب کتاب با عنوان کتاب همخوانی داره...ناگفته های جالبی رو شهید بزرگوار روایت کرده... خداوند شهید صیاد رو قرین رحمت کنه که تکرار نشدنیِ...
صفحات پایانی این کتاب را که از کتابخانه مسجد گرفته ام ،دارم می خوانم. واقعا جالب است.اخلاص شهید در روایت خاطراتش کاملا هویداست. کتابهای دفاع مقدسی که پیش از این خوانده بودم خاطرات سربازان و پاسداران معمولی بود.اما این یکی فرمانده است...بیشتر
کتاب از نظر محتوا خیلی خوبه شهید بزرگوار در این کتاب برادری و توکل و وحدت زمان جنگ رو به طرز زیبایی بازنمایی کردن زیباترین،جالب ترین و مهیج ترین قسمت های کتاب در توصیف عملیات ها در جنگ تحمیلی، ستون کشی ها...بیشتر
کتاب نثر روان و خوش خوانی دارد. به شخصه برای من از لحاظ دانستن اطلاعاتی در مورد وقایع کردستان و همچنین سال های اولیه جنگ از دید یک ارتشی جالب بود. شهید صیاد مشخص است که فردی خود ساخته بوده و...بیشتر
درک بزرگان بزرگی میخواهد
من خودم به شخصه به شهید صیادشیرازی و شهید بروجردی بسیار ارادت دارم و هر مطلبی درباره این عزیزان باشد میخوانم واقعا انسان های بسیار والایی بودند. توصیه میکنم کتاب های «در کمین گل سرخ» و «محمد مسیح کردستان»را حتما بخوانید.
تماما برگرفته از کتاب در کمین گل سرخ!
نام کتاب کمی ابهام دارد چون در آن، مبارزه با دشمنان داخلی چه سیاسی چه رزمی هم از خاطرات شهید بزرگوار نقل شده است. خواندن این کتاب که به بُعد ارتشی جنگ از بعد سپاهی کمتر پرداخته شده است را...بیشتر