با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب خوابی به رنگ فراموشی ؛ روایتی داستانی از زندگی شهید مفتح (قهرمانان انقلاب ۲) اثر عزت‌الله  الوندی

دانلود و خرید کتاب خوابی به رنگ فراموشی ؛ روایتی داستانی از زندگی شهید مفتح (قهرمانان انقلاب ۲)

۵٫۰ از ۱ نظر
۵٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب خوابی به رنگ فراموشی ؛ روایتی داستانی از زندگی شهید مفتح (قهرمانان انقلاب ۲)  نوشته  عزت‌الله  الوندی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب خوابی به رنگ فراموشی ؛ روایتی داستانی از زندگی شهید مفتح (قهرمانان انقلاب ۲)

«خوابی به رنگ فراموشی» نوشته عزت‌الله الوندی، جلد دوم از مجموعه قهرمانان انقلاب و روایتی داستانی از زندگی شهید محمد مفتح است. «هر هفته توی خانه‌شان دعای توسّل برگزار می‌شد. با آنکه محمّد هفت‌ساله تازه وارد دبستان شده بود، تمام دعا را بلد بود از حفظ بخواند. حتّی برخی جزئیات دعا را هم ناخودآگاه یاد گرفته بود، و گاهی برای این‌که به خودش ثابت کند می‌داند زیر لب می‌گفت: وقتی ذکر حضرت فاطمه (س) شروع می‌شود، باید بگویی: یا سیدتی و مولاتی انّا توجّهنا و استشفعنا و توسّلنا بک الی‌الله و قدّمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیهۀً عندالله اشفعی لنا عندالله. یک شب وقتی چراغ‌ها برای ذکر روضه و مصیبت خاموش شد، محمّد روی زانوی پدر به خواب رفت. وقتی بیدار شد، اعضای هیئت رفته بودند. آقا شیخ محمود، پدرش، همان‌طور نشسته بود تا محمّد بیدار نشود. محمّد وقتی چشم‌هاش را باز کرد، زیر لب داشت می‌خواند: یا وجیهۀً عندالله اشفعی لنا عندالله. پدر به روی او لبخند زد و گفت: حالا بلند شو و برو سر جایت بخواب. خدا همهٔ ثواب این دعا را برایت نوشته است.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
گل نرگس
۱۳۹۹/۰۹/۲۴

کتاب خوبی بود من یک روزه خواندمش کتاب به روایت‌ قاتل دکتر مفتح که در زندان است و مورد بازجویی‌ قرار گرفته گفته شده

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲)
آن‌گاه که منطق قرآن آن است که ما از خداییم و به سوی او می‌رویم و مسیر اسلام بر شهادت در راه هدف است و اولیای خدا علیهم‌السلام، شهادت را یکی از دیگر به ارث می‌بردند و جوانان متعهّد ما برای نیل به شهادت در راه خدا درخواست دعا می‌کرده و می‌کنند، بدخواهان ما که از همه جا وا مانده‌اند، دست به ترور وحشیانه می‌زنند. ما را از چی می‌ترسانند؟...
گل نرگس
دوستان ما در بهشت زهرا ناظر بودند و دیدند که چه‌گونه کثرت جمعیت بی‌تاب، همین که نگاه‌شان به آقا می‌افتاد، گریه می‌کردند، منقلب می‌شدند... دیروز در بهشت زهرا که بنده هم افتخار داشتم در محضرشان باشم، تا آن‌جایی که توانایی ما اجازه می‌داد، سعی می‌کردیم که هجوم نشود به آقا. من خودم از پا در آمدم و حالم به هم خورد. آقا هم همین‌طور. عمامهٔ ایشان افتاد. واقعاً خدا رحم کرد. بعد آمبولانس آمد...»
گل نرگس

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۹۵ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۰۵/۱۵
شابکundefined
دسته بندی
تعداد صفحات۹۵صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۰۵/۱۵