با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
نیمه پنهان یک اسطوره؛ مجموعه‌ی بانوی ماه ۱

دانلود و خرید کتاب نیمه پنهان یک اسطوره؛ مجموعه‌ی بانوی ماه ۱

۴٫۵ از ۱۴ نظر
۴٫۵ از ۱۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب نیمه پنهان یک اسطوره؛ مجموعه‌ی بانوی ماه ۱  نوشته  احد گودرزیانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب نیمه پنهان یک اسطوره؛ مجموعه‌ی بانوی ماه ۱

«نیمه پنهان یک اسطوره» نخستین اثر از مجموعه کتاب‌های «بانوی ماه» است. این مجموعه به گفتگو با همسران شهدا که به تعبیری نیمه‌های پنهان یک اسطوره هستند پرداخته است. بی‌شک این بانوان صبور و فداکار ناگفته‌های بسیاری از همسران شهید خود داشته و دارند که شنیدنش برای علاقه‌مندان و عاشقان بسیار شیرین خواهدبود. این دفتر، گفت‌وگوی احد گودرزیانی با ژیلا بدیهیان، همسر سردار شهید محمد ابراهیم همت است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
شهیدگمنام
۱۳۹۹/۰۴/۱۲

این کتاب عالی بود. اگر کمی متن را افزایش دهند بهتر است از احساساتشان حرف بزنند بهتر است.

کاف
۱۳۹۹/۱۰/۰۸

زیبا بود، کمی نواقص داشت در تعریف وقایع نسبت به کتاب های دیگر شهید از زبان همسرش ولی مختصر و مفید بود

Hamid badami
۱۳۹۹/۱۰/۱۳

واقعا عالی هست که بفهمی همچین زنان و مردانی که رنج و سختی فراوانی دیده اند چه زحمت ها و چه تلاش هایی کرده اند

محمدابراهیم همت
۱۳۹۹/۱۱/۱۸

سلام خدا برشهدا. برشهیدوالامقام، برشهیدبزرگوار، شهیدحاج همت وهمسربزرگوارشون. شهیدبزرگی که بااین که فرزندان وهمسرشون روخیلی دوست داشتن امابه خاطرجنگ ودفاع ازکشورازشون دل کند.

مانا
۱۴۰۰/۰۴/۰۱

مختصر مفید

Fateme Mohammadi
۱۳۹۸/۰۸/۱۰

لطفا نیمه ی پنهان ماه رو هم اضافه کنید...کتابدهای شهید اوینی مثل ماجرای فکر اوینی ک نوشته اقای یامین پوره هم اضافه بشه تشک

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۵)
«شاید خیلی‌ها به مرحله و لیاقت و توفیق شهادت رسیده باشند، ولی شهید نشوند. چراکه انسان، یک وقتی منافع و حسابی با دنیا دارد و همان مانع شهادتش می‌شود. انسان تا نخواهد شهید نمی‌شود. باید دعا کند که شهید شود. یک وقتی انسان، از لحاظ خلوص کامل شده، ولی وابستگی او به دنیا و انتظارات دنیا از او، باعث می‌شود که شهید نشود. پس نگران است!»
محمد۳۱۳
(و بعد به گریه می‌افتاد و می‌گفت:) خدایا! من زن جوانم را به کی بسپارم!؟ در جامعه‌ای که در هزار نفرشان یک مرد نیست و یا اگر هست، انگشت‌شمار است!» (و همین‌طور اشک می‌ریخت.)
خاک‌پای‌دوست‌داران‌خدا
بعد از شهادت حاجی، یک شب خواب دیدم حاجی با همان جنازه آمده است و برادرش هم با اوست. ولی جلو نمی‌آید. به برادرش گفتم: «چرا حاجی جلو نمی‌آید؟» گفت: «از شما خجالت می‌کشد. روی جلو آمدن ندارد!»
کاف
گاهی در سرنوشت آدمی مسائلی پیش می‌آید که حکمتش بعدها مشخص می‌شود.
زینب هاشم‌زاده
برای رفراندوم، صندوق رأی را پیش خانمی بردیم. او با آب جوش سوخته بود و به خاطر کمبود امکانات درمانی رژیم گذشته فلج شده بود. محل سوختگی کرم زده بود. من می‌دیدم که کرم‌ها از بدن او بیرون می‌آیند. واقعاً دیدم. یا زنی را در مناطق کوهپایه دیدم که محل استراحت و خواب شبش در تنور بود! همین مظلومیت‌ها باعث سقوط رژیم پهلوی شد.
خاک‌پای‌دوست‌داران‌خدا
دیدن این‌ها باعث تقید بیشتر من به انقلاب در دانشگاه شد.
خاک‌پای‌دوست‌داران‌خدا
آن زمان مسئله جنگ با گروهک‌ها در کردستان و پشتیبانی از رزمندگان در این مناطق مطرح بود. سفر عجیبی بود. پس از حرکت از اصفهان و رسیدن به منطقه، نیروها تقسیم شدند. هرکسی تلاش می‌کرد جای مشخصی برود، ولی من نه! گفتم: «هرجایی که ماند و کسی نرفت.» من با غسل شهادت راه افتاده بودم. در تمام مسیر سفر یا قرآن می‌خواندم و یا دعا. اصلاً نخوابیدم. به دنبال عاقبت‌به‌خیری بودم. ترسی از مرگ نداشتم. شهادت را به خودم نزدیک می‌دیدم. (آدم، یک وقت‌هایی خیلی راحت دربارهٔ آخرتش فکر می‌کند!)
خاک‌پای‌دوست‌داران‌خدا
حاجی گفت: «فکر کرده‌ای من خیلی خشکه‌مقدسم... من بعد از ازدواج مانع رشد و فعالیت‌های شما نخواهم بود. من دوست دارم همسرم چریک باشد. مطمئن باشید فعالیت‌هایتان بیشتر می‌شود که کمتر نخواهد شد. من خودم کمکتان می‌کنم. در کنار هم خیلی راحت‌تر می‌توانیم به انقلاب، ادای دین کنیم.» خیلی محترمانه به حاجی گفتم: «برادر! من اصلاً نمی‌خواهم ازدواج کنم!»
خاک‌پای‌دوست‌داران‌خدا
حاجی همیشه می‌گفت: «شاید خیلی‌ها به مرحله و لیاقت و توفیق شهادت رسیده باشند، ولی شهید نشوند. چراکه انسان، یک وقتی منافع و حسابی با دنیا دارد و همان مانع شهادتش می‌شود. انسان تا نخواهد شهید نمی‌شود. باید دعا کند که شهید شود. یک وقتی انسان، از لحاظ خلوص کامل شده، ولی وابستگی او به دنیا و انتظارات دنیا از او، باعث می‌شود که شهید نشود. پس نگران است!» حاجی می‌گفت: «ولی من نگران بچه‌هایم نیستم. چون آنان را به دست زنی مثل تو می‌سپارم. نگران پدر و مادرم هم نیستم. چون بعد از عمری، با افتخارِ شهادتِ فرزندشان در پیش خدا روبه‌رو می‌شوند.»
خاک‌پای‌دوست‌داران‌خدا
(آدم، یک وقت‌هایی خیلی راحت دربارهٔ آخرتش فکر می‌کند!)
زینب هاشم‌زاده

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۵/۱۴
شابکundefined
تعداد صفحات۴۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۵/۱۴