با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پیاده آمده بودم

دانلود و خرید کتاب پیاده آمده بودم

۴٫۸ از ۱۲ نظر
۴٫۸ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پیاده آمده بودم  نوشته  محمدکاظم کاظمی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پیاده آمده بودم

«پیاده آمده بودم...» مجموعه اشعار شاعر معاصر افغانستانی، محمدکاظم کاظمی با موضوعات آیینی، مذهبی و مقاومت است. او در این اثر، درد و رنج ملت مظلوم افغانستان را می‌سراید. اندوه غربت، آوارگی، تبعید و خشمی مقدس در بند بند این اشعار خودنمایی می‌کند: همیشه سبزترین سمت باغ از ما بود و نصف بیشتر چلچراغ از ما بود سوار رام‌ترین سرنوشت ما بودیم مقیم طاقچه‌های بهشت ما بودیم میان ما و خدا یک نماز فاصله بود ـ و هرچه پیش رسیدیم، باز فاصله بود ـ پرنده آمدن عید را خبر می‌داد فرارسیدن خورشید را خبر می‌داد کسی به زاغچه‌ها بد نگفت در ده ما کسی به چلچله مرتد نگفت در ده ما چه شد که طی شدن عید را نفهمیدیم

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵)
محمد
۱۳۹۹/۰۴/۱۸

شعرهای باشکوه، استوار و برانگیزاننده خدا خیر دهد به این شاعر افغان

مهدی نادریان
۱۳۹۸/۰۴/۱۲

باید دست شاعر را بوسید و در شعر، شاگردیش را کرد. به طرز شگفت انگیزی اشعار این کتاب تأثیرگذارند.

fatemeh
۱۳۹۹/۰۵/۱۷

شعرهاش غمگین و عمیق اند و طبیعتاً به خاطر شرایط کشورش سرشار از مقاومت ، غم و امید به روزهای آزادی ست. خیلی از شعر های لذت بردم، عالی بود.

گیله مرد
۱۳۹۹/۰۸/۰۷

بسیار زیبا و تاثیر گذار و سرشار از دغدغه

Hossein Ghorbany
۱۳۹۹/۰۸/۲۵

این کتاب دردهای تمام زندگیم بود،زنده باشی استاد.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۴)
شعر روی دست شاعر مرد
الهه...♡
شعر روی دست شاعر مرد
الهه...♡
به ملت مسلمان ایران غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد و سفره‌ای که تهی بود، بسته خواهد شد و در حوالی شب‌های عید، همسایه صدای گریه نخواهی شنید، همسایه همان غریبه که قلک نداشت خواهد رفت
منمشتعلعشقعلیمچکنم
کشور ابرهای بی‌باران کشور قبرهای بی‌عنوان کشور سقف‌های بی‌دیوار کشور ازدحام سنگ مزار کشور دود، کشور باروت کشور مرگ‌های بی‌تابوت کشور کوه‌های پا برجا کشور دشت‌های توفان‌زا کشور گردباد، کشور جنگ مهد خورشید، زادگاه تفنگ
SMMMiri
کجا می‌روی؟ ای مسافر! درنگی ببر با خودت پارهٔ دیگرت را
Autumn
ما ز تبعیدیان بهشتیم پشت پا خوردهٔ سرنوشتیم
Autumn
زهر باد آن آب کز دست شما نوشد کس
f_altaha
صحبت از دشنه‌های شبگرد است صحبت از امتداد یک درد است فصل، فصل کشندهٔ زخم است خنده گر هست، خندهٔ زخم است هرچه بر باد می‌شود، برگی است هرچه بر شانه می‌رود، مرگی است
مهدی نادریان
دل مبندید که صد فتنه در این پنهان است این همان قصهٔ اسلام ابوسفیان است مثل بیمار که صد بار تب و نوبه کند دم‌به‌دم توبه کند، بشکند و توبه کند کفر کفر است، اگر مسجد اگر قرآن است خصم خصم است، اگر بوذر اگر سلمان است پای این طایفه جز در پی شیطان فلج است قبله کج نیست، نمازی که نخواندند کج است
محمد
لحظه‌ای دست از سرم بردار آه ای اشک! راحتم بگذار...
افرا

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۵/۱۰
شابک‭۹۷۸-۹۶۴-۵۰۶-۶۰۹-۱
دسته بندی
تعداد صفحات۸۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۵/۱۰
شابک‭۹۷۸-۹۶۴-۵۰۶-۶۰۹-۱