با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
باغ انگور باغ سیب باغ آیینه؛ مجموعه‌ی بانوی ماه ۴

دانلود و خرید کتاب باغ انگور باغ سیب باغ آیینه؛ مجموعه‌ی بانوی ماه ۴

۵٫۰ از ۲ نظر
۵٫۰ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب باغ انگور باغ سیب باغ آیینه؛ مجموعه‌ی بانوی ماه ۴  نوشته  احد گودرزیانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب باغ انگور باغ سیب باغ آیینه؛ مجموعه‌ی بانوی ماه ۴

«باغ انگور باغ سیب باغ آیینه» چهارمین اثر از مجموعه کتاب‌های «بانوی ماه» است. این مجموعه به گفتگو با همسران سرداران و فرماندهان شهید هشت سال دفاع مقدس پرداخته است. بی‌شک این بانوان صبور و فداکار ناگفته‌های بسیاری از همسران شهید خود داشته و دارند که شنیدنش برای علاقه‌مندان و عاشقان بسیار شیرین خواهدبود. این دفتر، گفت‌وگوی مرتضی سرهنگی و احد گودرزیانی با صفیه مدرس، همسر سردار شهید مهدی باکری است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
ستاره
۱۳۹۷/۰۵/۳۱

بسیار بسیار عالی بود و زیبا

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۷)
آقا مهدی گفته بود: «ازدواجم به خاطر خدا است، به خاطر اسلام است. معیارهایی که می‌خواهم در ایشان یافتم و مطمئن هستم ایشان همراه و هم‌عقیده من در زندگی است.»
ZAHRA.AKRAMI
. یک بار خودکاری از میان وسایلش برداشتم که بنویسم. وقتی متوجه شد نگذاشت با آن بنویسم. گفت: «خودکار مال من نیست، مال بیت‌المال است.» گفتم: «می‌خواستم دو سه کلمه بنویسم!» گفت: «اشکال دارد!»
ZAHRA.AKRAMI
یک روز بعدازظهر، تمام وسایل زندگی ما پشت یک وانت جا گرفت و راهی خانه‌مان شد و زندگی مشترک ما از همین روز آغاز شد؛ شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۵۹.
راشین
آقا مهدی می‌گفت: «دنیا مثل شیشه‌ای می‌ماند که یک‌دفعه می‌بینی از دستت افتاد و شکست!»
ZAHRA.AKRAMI
در عملیات خیبر حمید، برادر مهدی، به شهادت رسید. مهدی حتی برای شرکت در مراسم بزرگداشت برادر هم جبهه را ترک نکرد.
راشین
من قبلاً به خانواده‌ام گفته بودم که نه جهیزیه می‌برم و نه مهریه می‌خواهم و این در خانواده معروف شده بود که من می‌خواهم سنت‌شکنی کنم.
راشین
خلاصه در ذهن خودم برای مهریه این را در نظر داشتم: یک جلد کلام‌الله مجید و یک اسلحه!
راشین
وقتی آقا مهدی مسئله را مطرح کردند، گفتم: «هر چه شما بگویید، من قبول دارم.» و خوشبختانه همان چیزی که در ذهن من بود گفت؛ یک جلد کلام‌الله مجید و یک اسلحه کلت.
راشین
روز عقد ما یکشنبه یازدهم آبان سال ۱۳۵۹ بود. زندگی مشترک شما از چه زمانی شروع شد؟ صبح دوازدهم آبان سال ۱۳۵۹، آقا مهدی عازم جبهه شد. این سفر سه ماه طول کشید
راشین
حدود یک هفته به عید مانده بود که آقا مهدی شهید شد؛ ۲۵ اسفند سال ۱۳۶۳.
راشین

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۵/۱۴
شابکundefined
تعداد صفحات۳۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۵/۱۴