معرفی و دانلود کتاب شهر خفتگان در‌ گردنبند جادویی (جلد سوم) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب شهر خفتگان در‌ گردنبند جادویی (جلد سوم)subscriptionAvailable

کتاب شهر خفتگان در‌ گردنبند جادویی (جلد سوم)

نوع کتاب
۴.۸(از ۱۶ امتیاز)
انتشارات: 
انتشارات طلایه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شهر خفتگان در‌ گردنبند جادویی (جلد سوم)

«شهر خفتگان در‌ گردنبند جادویی» جلد سوم از مجموعه رمانی تخیلی و سه جلدی برای نوجوانان است که به قلم نویسنده جوان ایرانی «سید سعید جدیری» نوشته شده.

رمان «شهر خفتگان در‌ گردنبند جادویی» میان خرافه، رویا، خواب و بیداری اتفاق می‌افتد و داستان‌های جذابی را برای نوجوانان داستان که ناخواسته درگیر آن شدند رقم می‌زند. آنها در دنیایی عجیب اسیر شدند و برای برگشتن به دنیای خودشان تلاش می‌کنند.

این کتاب در ادامه «جلد دوم، شهر خفتگان در پسرعموهای افسانه‌ای» و «جلد اول، شهر خفتگان در طالع نحس» نوشته شده‌است.

در قسمتی از کتاب می‌خوانیم: «فردای آن روز، صبح خیلی زود چشم‌هایم را باز کردم و بعد از این‌که کش و قوسی به بدنم دادم از جایم بلند شدم و روی تخت نشستم. به دور اطرافم نگاهی انداخته و بعد به افسون که بالای تخت روی حریر خوابیده بود نگاهی انداختم. دوباره سر جایم دراز کشیدم و به اتفاقاتی که افتاده بود اندیشیدم و در مغزم سعی کردم به همهٔ آن‌ها نظم خاصی بدهم.

امروز روز حادثه‌سازی بود. اگر گردنبند را پیدا می‌کردم می‌توانستم طلسم داخل قلعه را بشکنم و تمام مردم را نجات دهم و بعد از آن، ما می‌توانستیم به دنیای خودمان برگردیم. فکر این‌که به زمان خودمان برگردیم به شدت خوشحالم می‌کرد. یعنی می‌شد که دوباره خانواده‌ام را ببینم؟ شاید هم در یک خواب عمیقی به سر می‌بردم. درست است که چندین‌بار به این موضوع فکر کرده بودیم اما بعضی وقت‌ها با خودم می‌گفتم: شاید این یک خواب عمیق و طولانی‌ترین روز سال هستش.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شهر خفتگان در‌ گردنبند جادویی (جلد سوم) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:شهر خفتگان در‌ گردنبند جادویی (جلد سوم)
موضوع:رمان، داستان کودک و نوجوانان، داستان ایرانی
نویسنده:سید سعید جدیری
ویراستار:آزاد تیموری
انتشارات:انتشارات طلایه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۷/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۹۱ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۷۶۰۲۷۳۷
تعداد صفحه‌ها:۲۱۴ صفحه
قیمت کتاب:۳۱۵۰۰ تومان
برچسب:کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۸، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۹

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

آروین
۱۳۹۸/۰۶/۱۷

عالیه.حرف نداره حتما بخونید.انقد خوبه من منتظر جلد چهارمش هستم. این جلد سه هستش. من این زیر اسم جلد های دیگه ش رو نوشتم. ((جلد اول)شهر خفتگان در طالع نحس) ((جلد دوم)شهر خفتگان در پسر عمو های افسانه ای) ((جلد سوم)شهر خفتگان در گردنبند جادویی) ((جلد...بیشتر

۲
homayun
۱۳۹۸/۰۳/۰۳

عالیه پسر یعنی تو ایرانم اینطور نویسنده های داریم.دمش گرم به خدا

۴
شکوفه
۱۳۹۸/۰۷/۲۶

خوب بود موفق باشی

۰
meelisaa
۱۳۹۷/۰۸/۳۰

خیلی قشنگ‌ بوود

۲
معصومه کاووسی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۷

سلام کتاب بسیار عالی در دسته بدنی فانتزی بود . این بهترین کتابی بود که بعد از میدگار خواندم به شما توصیه میکنم حتما این مجموعه چهار جلدی را بخوانید.

۰
کاربر 7064386
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۸

خیلی کتاب عالی هستش هرچهار جلدش رو دارم و همش رو بالای چند مرتبه خواندم خیلی داستان جالبی داره

۰
zeinab_ghanbaryian
۱۴۰۲/۰۵/۲۷

اگه دوست دارید سرنوشت پسرعموهای افسانه ای رو دنبال کنید بپرید تو کتاب من که نباید چیزی بگم هرکی جلدهای قبلو خونده خودش میدونه توی دنیای آقا سید سعید جادوگر، چه خبرای نسبتا جذابیه. البته بگم: به پای هری‌پاتر یا بازی...بیشتر

۰
کاربر ۵۰۹۳۸۹۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۴

بهترین کتاب از این مجموعه خیلی پسندیدم و بنظرم تو این کتاب داستان به اوج شکوفایی خودش رسید و نویسنده هم نسبت به کتاب اول پیشرفت چشم گیری داشت از این کتاب همه میتونن لذت ببرن(جز علمایی که هر مدل...بیشتر

۰
......
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۲۶

بهترین کتابی که خوندم این بوده خیلی زیبا بود دست نویسندش درد نکنه من خیلی دنبال این کتاب در کتابخانه ها میگشتم حتی از تهران سفارشش داده بودم اما متاسفانه انگار این کتاب یکی از نادرترین کتابها است و تا...بیشتر

۰
shaygun
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۵

مثل ۲ جلد قبل عالی

۰
محدثه محمدزاده
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۱۹

عالیییی

۰

بریده‌هایی از کتاب

آروین
۲
ساحره‌ها بدون آمادگی هر دو به دام عصا افتاده بودند و درحالی‌که زنجیرهای دیگری مثل مار از آن بیرون آمده و دور ساحره‌ها می‌پیچیدند، صداهای وحشتناکی می‌آمد. مثل این‌که چند صد نفر را هم‌زمان شلاق می‌زدند.
reyhane
۱
صدای دیگری نبود و ما به این سکوت دیوانه کننده عادت کرده بودیم؛ که ناگهان صدای رسایی از داخل عصا گفت: -قربان... خودتان فکر کنید در آن حالت ما چه حالی شدیم، من انگار از فرق سرم تا نوک پایم آب داغ ریختن و میلاد به بغل هیرداد پرید و هیرداد از ترس او را به زمین انداخت و سارا جیغ بلندی کشید و به پشت سنگ رفت و پناه گرفت و مجید در جایش خشکش