کتاب کنار درخت افرا مژده اسفندیاری راد + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب کنار درخت افرا

کتاب کنار درخت افرا

ویراستار:آزاد تیموری
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب کنار درخت افرا

کتاب کنار درخت افرا نوشته‌ی مژده اسفندیاری راد و با ویراستاری آزاد تیموری، روایتی از زندگی، خانواده و خاطرات تلخ و شیرین است که در بستر یک رمان ایرانی شکل گرفته است. این اثر توسط انتشارات طلایه منتشر شده و با نگاهی به روابط خانوادگی، مهاجرت، بازگشت به وطن و مواجهه با بحران‌های روحی و جسمی، داستانی چندلایه را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی کتاب، درگیر دغدغه‌هایی چون بیماری، فقدان، وابستگی‌های عاطفی و تصمیم‌گیری‌های دشوار هستند و نویسنده با زبانی صمیمی و جزئی‌نگر، فضای خانه، باغ، سفر و خاطرات گذشته را به تصویر می‌کشد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب کنار درخت افرا

کتاب کنار درخت افرا با محوریت شخصیت ژاله، زنی میانسال که پس از سال‌ها زندگی در خارج از کشور به دلیل بیماری همسرش به ایران بازمی‌گردد، تصویری از خانواده‌ای ایرانی را در مواجهه با بحران‌ها و دگرگونی‌های زندگی ارائه می‌دهد. مژده اسفندیاری راد در این رمان، با رجوع به خاطرات گذشته و روایت حال، پیوند میان نسل‌ها، نقش مادران و پدران، و تأثیر فقدان و بیماری را در شکل‌گیری روابط خانوادگی بررسی کرده است. ساختار کتاب مبتنی بر رفت‌وبرگشت‌های زمانی است؛ از پرواز بازگشت ژاله به ایران تا مرور خاطرات کودکی، نوجوانی و سال‌های پر فراز و نشیب زندگی خانوادگی. نویسنده با پرداختن به جزئیات زندگی روزمره، مراسم‌های خانوادگی، دغدغه‌های شغلی و تحصیلی، و حتی سفرهای کاری و خانوادگی، فضایی ملموس و آشنا برای مخاطب ایرانی خلق کرده است. کنار درخت افرا نه‌تنها به بحران‌های فردی و خانوادگی می‌پردازد، بلکه تصویری از جامعه و تغییرات آن در بستر زمان ارائه می‌دهد و با روایت صمیمی و جزئی‌نگر، خواننده را به دل زندگی شخصیت‌ها می‌برد.

خلاصه داستان کنار درخت افرا

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! داستان کنار درخت افرا با پرواز ژاله از ایتالیا به ایران آغاز می‌شود؛ زنی که به‌دلیل وخامت حال همسرش، رامین، ناچار به بازگشت شده است. ژاله در طول پرواز و توقف کوتاه در فرودگاه، درگیر خاطرات گذشته و دغدغه‌های امروز می‌شود. او با یادآوری مرگ بانو (مادربزرگ خانواده)، مراسم خاک‌سپاری، و نقش پررنگ پدرجون، مادر و دیگر اعضای خانواده، به ریشه‌های عاطفی و بحران‌های خانوادگی بازمی‌گردد. روایت با رفت‌وبرگشت میان گذشته و حال، به تدریج لایه‌های روابط میان ژاله، رامین، گیسو (دخترعمو و خواهر همدل)، و دیگر اعضای خانواده را آشکار می‌کند. بیماری، مهاجرت، وابستگی‌های عاطفی و تصمیم‌های دشوار، محور اصلی داستان هستند. ژاله در بازگشت به ایران، با چالش‌های جدیدی روبه‌رو می‌شود: وضعیت نامعلوم رامین، نگرانی برای دخترش مانلی، و تلاش برای حفظ پیوندهای خانوادگی. در کنار این دغدغه‌ها، خاطرات پروژه‌های کاری، سفرها و روزهای خوش و تلخ گذشته، همچون سایه‌ای بر زندگی امروز او حضور دارند. داستان با نگاهی انسانی و جزئی‌نگر، به تأثیر فقدان، بیماری و مهاجرت بر روابط خانوادگی و فردی می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه گذشته و حال در هم تنیده‌اند.

چرا باید کتاب کنار درخت افرا را بخوانیم؟

کنار درخت افرا با روایت صادقانه و جزئی‌نگر، تجربه‌های زیسته‌ی یک خانواده ایرانی را در مواجهه با بحران‌های عاطفی، بیماری و مهاجرت به تصویر می‌کشد. این کتاب با پرداختن به روابط میان نسل‌ها، نقش زنان در خانواده، و تأثیر فقدان و بیماری بر زندگی روزمره، فرصتی برای همدلی و بازاندیشی در ارزش‌های خانوادگی فراهم می‌کند. نویسنده با خلق شخصیت‌هایی باورپذیر و فضاهایی ملموس، امکان همذات‌پنداری را برای مخاطب فراهم کرده است. همچنین، ساختار رفت‌وبرگشتی داستان، خواننده را به سفری میان گذشته و حال می‌برد و لایه‌های پنهان روابط انسانی را آشکار می‌سازد. کنار درخت افرا برای کسانی که به دنبال روایتی عمیق از زندگی، خاطرات و پیوندهای خانوادگی هستند، تجربه‌ای متفاوت و تأمل‌برانگیز ارائه می‌دهد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ی روابط خانوادگی، مهاجرت، بازگشت به وطن، بیماری‌های مزمن و تأثیر فقدان بر زندگی را دارند. همچنین برای علاقه‌مندان به رمان‌های ایرانی با محوریت خاطرات، پیوند نسل‌ها و روایت‌های زنانه مناسب است.

بخشی از کتاب کنار درخت افرا

«با صدای زنگی از خواب می‌پرم. با چشمانی نیمه‌باز به دوروبرم نگاهی می‌اندازم، نور ضعیف آبی‌رنگی در فضای تاریک به چشمم می‌خورد. نمی‌دانم کجا هستم. چشم‌هایم را می‌بندم و چند لحظه بعد باز می‌کنم. فضای پیرامونم ناآشناست. هنوز حالت گیجی و خواب دارم. چند نفس عمیق می‌کشم. خانم مهماندار قدبلندی را که کمی جلوتر ایستاده است می‌بینم، گویی کمی هوشیار شده‌ام ولی حال خوشی ندارم. روی صندلی جابه‌جا می‌شوم. به نظرم صندلی کوچک و غیراستاندارد است. این‌قدر عجله‌ای عازم ایران شدم که اجباراً اولین بلیط موجود را خریدم و می‌دانم در این مسیر طولانی از خدمات و امکانات بیزینس کلاس محروم هستم. چهره‌ام درهم می‌رود و پریشان می‌شوم. دوباره روی صندلی جابه‌جا می‌شوم. می‌دانم مشکلم از کجاست و این صندلی معمولی ربطی به ناخوشی من ندارد. شک ندارم اگر مانلی این‌جا بود، ابروهایش را چین می‌داد و یواشکی می‌گفت "مامی این هواپیما عالیه‌ها، بزرگ و جاداره. اگر با من و دوست‌هام می‌اومدی سفر با اون هواپیماهای کوچولو چی می‌گفتی؟" من هم زیر چشمی نگاهش می‌کردم و جوابش را می‌دادم" سفر دانشجویی تو و دوست‌هات اون‌جوری مزه می‌ده، نه واسه یکی مثل من با این سن و سال." مانلی هم خنده ریزی می‌کرد و می‌گفت:" مامی تو هنوز چهل سالته، خیلی جوونی "این دفعه من ابرو چین می‌دادم و در جواب می‌گفتم" خانم جوان امسال چهل و دو سالم می‌شه و ددی جون شما پنجاه ساله می‌شه." این مکالمهٔ خیالی با مانلی در ذهنم اوج می‌گیرد و در آخر به رامین ختم می‌شود. بغض گلویم را می‌فشارد. حالم بدتر می‌شود. از لحظه‌ای که فهمیدم حال رامین بدتر شده و تصمیم گرفتم برگردم، فکر و خیال دست از سرم برنمی‌دارد. ذهنم بهم ریخته است. در این مدت حتی نتوانستم خودم را جمع‌وجور کنم. هنوز نمی‌دانم چطور کارهایم را سروسامان دادم و عازم شدم. سرم را به پشتی صندلی می‌چسبانم و در دل آرزو می‌کنم کاش مثل سال‌های قبل بود و همراه مانلی برای دیدار و تعطیلات راهی سفر شده بودم. چشم‌هایم را می‌بندم. تصویر مانلی جلوی صورتم ظاهر می‌شود اما این‌بار برخلاف همیشه خندان نیست.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۵۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۰۱ صفحه

حجم

۲۵۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۰۱ صفحه

قیمت:
۷۵,۰۰۰
۵۶,۲۵۰
۲۵%
تومان