در «بقای سرمایهداری؛ بازتولید روابط تولید»، اندیشههای مارکسیستی (دربارهٔ انقلاب، کارگر و شهر) واکاوی شده است و میخواهد تناقضها و تضادهای مارکسیسم را در بستر شهر بررسی کند. لوفور، بستر تمام اتفاقات اجتماعی را شهر میداند و از نظر او، نظام سرمایهداری بهوسیلهٔ فضا و اشغال آن توانسته است فراتر از تصورِ مارکس رشد کند:
«مارکس فکر میکرد نیروهای مولد، پیوسته خودشان را علیه موانع محدودکنندۀ روابط کنونی تولید به تکاپو میاندازند، و اینکه انقلاب احتمالاً از روی این موانع میجهد. او تصور میکرد بحرانهای جزئی میتوانند به بحرانی کلی تبدیل شوند؛ طبقۀ کارگر با بیقراری در انتظار لحظۀ موعود خواهد بود و میتواند در پی انقلاب سیاسی وارد دورۀ گذار از سرمایهداری به کمونیسم شود. اما آنچه روی داده است این است که سرمایهداری توانسته است تضادهای درونیاش را برای یک سده کماثر کند و در دستیابی به «رشد» موفق باشد. نمیتوانیم محاسبه کنیم به چه قیمتی؛ اما میدانیم به چه وسیلهای: با اشغال فضا، با تولید فضا.»
لوفور، فیلسوف و جامعهشناسی مشهور فرانسوی و با اندیشههای مارکسیستی بود که دربارهٔ فضا در شهر و بهطور مشخصتر، حق بر شهر، فعالیت کرده بود و عمدهٔ نظریاتش هم دربارهٔ همین موضوع است. لوفور نویسندهٔ بیش از شصت کتاب و حدود سیصد مقاله در حوزههای شهر و فلسفه و جامعهشناسی است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب بقای سرمایهداری؛ بازتولید روابط تولید و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
برای سدهها شغلِ معمار این بود که از طریق انتزاع فضا، با جداکردن فضا در پشت دیوارها و پرکردنِ خلاءها با نمادهای مذهبی و سیاسی، با تدابیر همخوان با نظم مستقر، از آن فضا در برابر طبیعت محافظت کند. امروز اما کار او باید تولید فضا از طریق محافظت از آن در برابر قدرت، و وفقدادن این فضا با روابطی رها از اجبارها باشد.
Sara
۲
دانش انتقادی و نقد دانش، که دانش را مستقر و نسبی میکنند، به جای آنکه آن را به هنجار و معیار تبدیل کنند، به دادِ شناخت میرسند.
Sara
۱
بنابراین انعطافناپذیرساختنِ مفهومی «مارکسیستی» مانند «شیوۀ تولید» یا هر مفهوم دیگری، و نظاممندسازی برآمده از آن بهسان مفهومی که به نحوی جداگانه در نظر گرفته میشود، چشمانداز مارکس را نابود میکند، چشماندازی که هدفش فهم آنچه در حال رویدادن است به منظور تغییر آن است؛ دیدگاهی که در پی بهچنگآوردن امر «زیسته» بهمنظور یافتن مسیری به سوی زندگی است.
Sara
۱
هیچ مشکل عمدهای پیش نمیآید به شرط اینکه پرچمداران دانش «ایدهآل» خودشان را دلمشغول فیزیک یا زیستشناسی بکنند؛ باقی جهان بیرونی دیر یا زود محدودیتهایشان را به آنها یادآوری خواهد کرد؛ اما زمانی که آنها خودشان را دلمشغول تمدن، «فرهنگ»، یا صرفاً رویدادها میکنند، آنگاه اندیشه فاجعهبار میشود: قدرتِ (سیاستمداران، تکنوکراتها، نظامیان، در ائتلافهای متنوع بر حسب بزنگاه) خیلی زود در دانش توجیهاتی را برای خودش پیدا میکند. و قدرت هیچ مرزی نمیشناسد.
Sara
۱
بتوارگی دانش مطلق، امر زیسته را مقهور میکند: اما بیهوده است اگر امر زیسته و امر بیواسطه بکوشند خودشان را از دانش برهانند. این امر، مسئلۀ صرفِ ترازکردن دو حد نیست؛ باید کوششی برای تبیین موقعیتی بهتر وجود داشته باشد، مسیری به سوی تمدن، بین بربریت عقلانیشده و بربریت غیرعقلانی.
Sara
۱
طبقۀ کارگر در خود، به خودیِ خود، و برای خود، انقلابی نیست؛ طبقۀ کارگر فاقد ذاتی انقلابی است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب