معرفی و دانلود کتاب جاده جنگ - جلد۱ + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب جاده جنگ - جلد۱
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب جاده جنگ - جلد۱

نوع کتاب
۴.۷(از ۲۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
منصور انوری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب جاده جنگ - جلد۱

مجموعه رمان ده جلدی «جاده جنگ» اثر منصور انوری (۱۳۳۴-)، نویسنده معاصر است. او در نیشابور متولد شد و نویسندگی را از سال ۱۳۶۴، با داستان کوتاه «بی ‌بی ‌سی» آغاز کرد. پس از آن مجموعه داستان «مصافحه با ارواح» را نوشت. او تا کنون داستان‌ها و رمان‌های چندجلدی گوناگونی با موضوع دفاع مقدس، انقلاب و تاریخ ایران نوشته است. رمان ده جلدی «جاده جنگ» انوری برنده جوایز ادبی کتاب فصل، قلم زرین، کتاب سال و جلال آل احمد شده است. «جاده جنگ» یک رمان بلند تاریخی است که در کنار داستانی پرکشش و عاشقانه بخشی از تاریخ پرفراز و فرود کشور را از آغاز جنگ جهانی دوم تا پایان جنگ تحمیلی روایت می‌کند. داستان از شهریور ۱۳۲۰ آغاز می‌شود، زمانی که روس‌ها از شمال شرقی کشور به خراسان حمله می‌کنند و اشغال ایران به دست متفقین آغاز می‌شود. کتاب دو شخصیت اصلی مرئی و نامرئی دارد. شخصیت نامرئی «مرگان» نام دارد که مانند روح در تمام حوادث رمان حاضر است و در آنها نقش دارد. شخصیت دیگر این داستان «سیدرضا شریفی» یک سرجوخه ژاندارمری است که به یک افسر زن تاجیک به نام «عالیه» علاقه‌مند می‌شود و او را فراری می‌دهد. او ۳۵ سال در خارج از کشور به سر می‌برد و در انتهای رمان و زمان جنگ تحمیلی بازمی‌گردد. تا پایان داستان، حدود صد شخصیت دیگر وارد ماجراهای این اثر می‌شوند. موضوعات رمان «جاده جنگ» بر اساس واقعیات تاریخی شکل گرفته‌اند و گویای نیم‌قرن از حوادث تاریخ ایران‌اند. فضای اصلی این رمان هم کل کشور، به خصوص جاده شاهرود است که نقشی کلیدی در وقایع اصلی ابتدا و انتهای رمان دارد و به نوعی سمبلی از جنگ بی‌پایان است. نگاه چندبعدی انوری در رمان جاده جنگ، اثر او را از بسیاری رمان‌های تاریخی متمایز کرده است. همه‌جای این اثر نوآوری و خلاقیت به چشم می‌خورد. خط اصلی داستان در کنار موضوعات دیگری که هریک هویتی مستقل دارند از دست نمی‌رود و خرده داستان‌ها و فلاش‌بک‌ها به هیچ وجه آسیبی به انسجام این داستان بلند نمی‌زنند. شباهت‌های ریزی میان «جاده جنگ» و رمان «برباد رفته» مارگارت میچل وجود دارد که به نظر می‌رسد انوری در نگارش این اثر گوشه چشمی هم به اثر ماندگار میچل داشته است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب جاده جنگ - جلد۱ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:جاده جنگ - جلد۱
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:منصور انوری
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۱/۰۵/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۸۸ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۱۷۵-۴۶۰-۹
تعداد صفحه‌ها:۴۴۰ صفحه
قیمت کتاب:۳۰۸۰۰۰ تومان
برچسب:بهترین‌های ادبیات داستانی، مجموعه جاده جنگ

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Hananeh
۱۳۹۶/۱۱/۲۸

واقعا این کتاب با توصیفات زیبا و نثر روان و جالبش و همچنین معماگونه بودنس عالیه! من الان جلد سه رو دارم میخونم و حسابی دوسش دارم

۲
عاطفه سادات
۱۳۹۷/۰۹/۲۴

واقعا جذاب و زیباست من دو جلدشو خوندم حالا باید جلد سومشو شروع کنم

۷
Anahid
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۸

کتاب عالی است من‌تا جلد ۷ را از کتابخانه محل قبل از کرونا گرفتم و خواندم داستان پردازی فضاها فوق العاده با جزئیات و زیبا و جاهایی مرا در ذکر و توصیف فضاها به یاد رمان( بر باد رفته )می...بیشتر

۰
@then@
۱۳۹۶/۰۶/۲۳

از کاربر۸۱۷۵ وsخیــــــلی زیاد تشکر میکنم بابت معرفی این کتاب فوق العاده خوب

۳
داتیس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۱۲

من هشت جلدشو خوندم وبی اندازه منتظر جلد نهم هستم،یک داستان تاریخی زیبا از جایی که کمتر بهش پرداخته شده،داستان در محورجاده مشهدبه قوچان وعشق آباد میگذره با مرکزیت جایی به نام بینالود که همان چکنه است در دوره جنگ...بیشتر

۰
طهانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۲

امروز با استاد انوری ملاقات داشتم.حس بی نظیری از حضور کنار ایشون داشتم.با حوصله نوشته من رو گوش کردند وراهنمایی ام کردند.غبطه داشتن اتاق پرکتابشان را خوردم.عجب مرد صبوری! متواضع ترین استادی که تا بحال دیده ام

۰
حسین حسینی مقدم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۲۰

این کتاب از هر نظر عالیه علت طولانی بودنش هم ذکر جزئیات زیاده که داستان رو جذاب می‌کنه من قبلاً تا جلد ۸ رو خونده بودم الان دوباره از اول شروع کردم و باز هم به شدت مجذوبش شدم

۰
عرفان بهمنی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۰۷

این کتاب محشره .. به نظرم واقعا در بین بقیه رمان های فارسی مورد غفلت قرار گرفته .. وگرنه باید بیشتر از اینا خواننده داشته باشه

۰
حمیدرضا الیاسی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۱

توصیفشو شنیدم هرچندمیگن ی جاهایی اغراق شده و واقعیت نداشته

۰
davidmohammad98
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۶

دقت کرده بودین جلد یک و جلد دو باهم هست؟

۰
کاربر ۳۴۷۵۱۷۱
۱۴۰۰/۰۵/۲۱

عالی هستش

۰
زندگی با کتابها
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۱۰

جلد اول این کتابو ۱۰ دی ۱۴۰۴شروع کردم. بعد از کلیدر که چندوقت پیش گوش دادم دومین کتاب بلندیه که میخوام بخونم و به نظرم در حق این کتاب اجحاف شده.سوم اسفند جلد اولو تموم کردم. کتاب قشنگیه

۰
کاربر 4566019
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۰۱

همه کتاب های مربوط به دفاع مقدس 50درصد تخفیف خورده جز این سری کتاب ها چرا؟

۰
مهدی نوروزیان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۷

چقدر برای نوشتن این رمان زحمت کشیده شده. بسیار زیبا و تکان دهنده

۰

بریده‌هایی از کتاب

mohamad
۹
مردم در بحبوحه جنگ زود بزرگ می‌شوند.
mohamad
۸
شگفتا! گاه تسلیم محض شدن، چه آرامشی دارد!
mohamad
۶
اما ظاهراً انسان توانایی‌هایی دارد که فقط در مواقع خاص و حساس بروز می‌کند.
davidmohammad98
۶
کامیون‌ها، برخلاف خودروهای حامل افسران اسیر، پوشش برزنتی داشتند و درون آن‌ها از دید مردم پنهان بود. به نظر نمی‌رسید روس‌ها برای ملاحظه مردم کامیو‌‌ن‌ها را پوشانده و مهر و موم کرده باشند. چون، در مدت حدود یک ماه حضور خود، به چشم خود دیده بودند که هیچ نیروی مقاوم و مزاحمی بر سر راه و اعمال آن‌ها وجود ندارد. به لحاظ باارزش بودن محموله و برای سلامت حمل و نقل آن اقدام به پوشش کامیونها و مهر و موم آن کرده بودند. مردمی که در مسیر تردد خود آن‌ها را می‌دیدند، اصلاً نمی‌دانستند که انبار غله شهر به غارت رفته است و خیلی زود طعم تلخ گرسنگی و قحطی نان را خواهند چشید.
n re
۴
«اینجا کجاست؟» ـ یک کلبه‌باغی. ـ چی توی اون کلبه هست؟ ـ خاطرات کودکی‌م! و زمان به قهقرا رفت.
n re
۴
نظامیگری، با آن زرق و برقی که در یونیفورم‌های تقلیدشده از افسران آلمانی وجود داشت، برای خیلی از جوان‌ها در حد رؤیا بود، بزرگ‌ترها چندان تمایلی به آن نشان نمی‌دادند. چون پوشیدن یونیفورم، گذشته از جذبه ظاهری، مفهوم جنگ و کشتار و مرگ را نیز یدک می‌کشید و این واژه‌ها با امیال پدران و مادران هم‌خوان نبود.
n re
۳
گفتم: “نالوطی ما مثلاً قول مردونه دادیم.” زیر خنده زد و گفت: “مرد اگه دیدی از ما به اون سلام
n re
۳
سحرگاه سوم شهریور ۱۳۲۰، ایران مانند طعمه‌ای بود که گرداگردش ده‌ها هزار چشم در تاریک‌روشنی صبحگاهی می‌درخشید.
mh.mirvakili
۳
گاه تسلیم محض شدن، چه آرامشی دارد!
کاربر ۹۰۲۰۴۷۶
۳
«به نظر شما کسی که پای‌بند اصول و قوانین باشه، اقدام به جنگ می‌کنه؟!»