با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
آدمکش حرفه‌ای (جلد دوم)

دانلود و خرید کتاب آدمکش حرفه‌ای (جلد دوم)

۴٫۸ از ۹ نظر
۴٫۸ از ۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آدمکش حرفه‌ای (جلد دوم)  نوشته  یوو وو  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب آدمکش حرفه‌ای (جلد دوم)

«آدمکش حرفه‌ای» رمانی از یو وو، نویسنده چینی برای نوجوانان است.

«یوریتی که همیشه لنزهای جادویی می‌پوشید، ترسیده بود که نتواند در سفر ماجراجویانه آنها را به خوبی بشورد، پس مجبور شده بود تا عینک بزرگش را به چشم بزند. اما یک دختر جذاب همیشه جذاب است. برای این‌که لباس‌ها را هماهنگ کند، بیش از ده عینک با خودش آورده بود که بیش از یک سوم اثاثیک‌اش را شامل می‌شدند.

«گنج!» مینان دستی به پیشانی خود کشید. از دیدن آن همه ظرف چینی و نقره‌های حکاکی شده و چلچراغ‌های منحصر به فرد تزئین شده با جواهرات شوکه شده بود. داشتند ضیافت مهمانی در چنین فضای هنرمندانه‌ای چقدر باشکوه می‌شد.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵)
اوتاناوآرمیتا
۱۳۹۹/۰۲/۰۶

عالیییییییییی محشره عاشقشم کتابای طلوع ققنوس عاااااااالللللللیییییییی هستن❤💜🧡💛💚💙💗💕💔💓💓💓💓💓💓💓💓

MOBINA
۱۳۹۹/۰۴/۱۷

مثل جلد اول خیلی قشنگ بود فقط ترجمه اش یکم مشکل داره

کاربر ۱۰۲۴۷۴۷
۱۳۹۸/۰۳/۰۴

عالیه

Arminabdoli
۱۳۹۹/۰۶/۲۹

عالی من خیلی فانتزی خوندم ولی این حرف ندار یک مجموعه ۱۳ جلدی عالی

Najmehhdy
۱۳۹۹/۰۵/۲۸

به بچه‌های ۱۲ تا ۱۶ سال معرفی می‌کنم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲)
«اینجا خیلی ترسناکه.» پیوریتی مکث کرد. برای او مکان‌های تاریک و سرد خیلی ترسناک بودندد. کایسر با عصبانیت گفت: «تا حالا دیدی جایی که گنج توش باشد ترسناک و عجیب نباشد؟ اگر اون‌قدر ترسناک نبود، گنج‌ها را تا حالا برده بودند یا فکر کردی گنج‌ها منتظر تو می‌موندن؟ پس هر چی اینجا ترسناک‌تر باشد بهتره چون اینجوری دیگران قبل از تو به اینجا نمیان. متوجه شدی؟!» پیوریتی و مینان سرهایشان را تکان دادند، انگار که درس باارزشی گرفته باشند.
کاربر ۱۷۳۷۷۷۹
آنیسه با همان بی‌خیالی همیشگی‌اش پرسید. «لیولا، تو به سرنوشت اعتقاد داری؟» «نه.» آنیسه خندید. «واقعاً؟ فکر نمی‌کنی که دیدارمون کار سرنوشته؟ اگر کسی دستور کشتن منو نداده بود، دستگیر نمی‌شدم و به اینجا آورده نمی‌شدم و اگر نمی‌دونستم چطور درمان کنم، تشکیلات من رو نگه نمی‌داشت. اون روز اگر برای اولین در طول زندگی حرفه‌ایت زخمی نشده بودی، برای درمان پیش من نمی‌اومدی.» ناگهان آنیسه دست‌های لیولا را گرفت و با احساس گفت: «من به سرنوشت اعتقاد دارم، لیولا. من باور دارم که رویارویی مون خیلی تاثیرگذار بود. امیدوارم از این مساله فرار نکنی، باشه؟»
کاربر ۱۷۳۷۷۷۹

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۳۳ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۱۳
تعداد صفحات۱۳۳صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۱۳