با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پیرمرد و دریا

دانلود و خرید کتاب پیرمرد و دریا

۳٫۹ از ۳۸ نظر
۳٫۹ از ۳۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پیرمرد و دریا  نوشته  ارنست همینگوی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پیرمرد و دریا

ترجمه بهزاد جنت‌سرای نمین از «پیرمرد و دریا» اثر زیبا و تا‌ثیرگذار ارنست همینگوی، نویسنده محبوب آمریکایی، بسیار روان و دوست‌داشتنی است. داستان پیرمرد ماهیگیر لاغر و نحیفی که زمانی دریا قلمرو پادشاهی‌اش بود اما اکنون مدتی با قایق خالی‌ از دریا برمی‌گشت بی‌آن‌که صیدی داشته‌باشد. او آرزو داشت قبل از مرگ بزرگترین ماهی زندگی‌اش را صید کند تا این‌که بلاخره اتفاق بزرگ افتاد ... این رمان واپسین اثر مهم داستانی ارنست همینگوی است که در سال ۱۹۵۱، در کوبا ‌آن را نوشت و سال بعد به چاپ رساند: دریا بسیار زیبا و مهربان است اما می‌تواند به قدری ظالم باشد و ناگهانی عمل کند که چنین پرندگانی که پرواز می‌کنند، غوطه ور شده و شکار می‌کنند، با صدای محزون ضعیفشان، برایش بیش از حد ظریف ساخته شده‌باشند. او همیشه دریا را با عنوان «لامار «که اسپانایی‌ها وقتی دریا را خیلی دوست دارند به این نام می‌خوانند، تصور می‌کرد. آنهایی که دریا را دوست دارند، گاهی حرف‌های بدی در موردش میزنند اما همیشه به گونه‌ای از آن یاد می‌کنند که گویی یک زن است. بعضی ماهیگیران جوان‌تر که قایق‌های موتوری داشتند و از گوی‌های شناور برای پیدا کردن راه خود استفاده می‌کردند از دریا به عنوان «ال مار«که مردانه است نام می‌بردند. آنها از دریا به عنوان یک ستیزه جو، مکان و حتی دشمن یاد می‌کردند اما پیرمرد همیشه دریا را زنانه و چیزی که یا به انسان لطف بزرگی می‌کند یا لطفش را از او دریغ می‌کند و اگر وحشیانه یا بدجنس عمل می‌کند به این خاطر است که کمکی از او برنمی‌آید، تصور می‌کرد. او فکر می‌کرد اثر ماه بر روی دریا مثل اثر آن بر روی زنان است. پیرمرد به آرامی پارو می‌زد و زیاد به خودش فشار نمی‌آورد چون دریا بسیار آرام بود و گاهی موج‌هایی می‌آمد که یک سوم نیروی پیش برنده قایق را مهیا می‌کرد. زمانی که هوا روشن شد متوجه شد خیلی دورتر از جایی است که امیدوار بود تا این ساعت رسیده باشد. با خودش فکر کرد: «من یه هفته در قسمت‌های عمیق مشغول بودم و چیزی صید نکردم. امروز به محلی که دسته ماهی‌های بونیتو و آلباکور هست می‌رم تا شاید ماهی بزرگی اونجا پیدا کنم.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۶)
mohsen
۱۳۹۹/۰۱/۰۱

پیشنهاد میکنم قبل از خوندن این کتاب، اول یه کم در مورد نویسنده بخونید، ارنست همینگوی نویسنده ایه که تو زندگیش همه کار کرده، از شرکت توی جنگ جهانی، سفر به اعماق جنگل های آفریقا، تا شرکت در مراسم گاو

- بیشتر
arash
۱۳۹۸/۰۹/۱۳

بین ترجمه های مختلف کتابخانه همگانی این ترجمه از بقیه بهتره. درباره داستان هم فکر کنم همه قبول داشته باشن که این کتاب جزء کتابهایی است که همه کتابخون ها باید بخونن. معجزه داستان گویی با عناصر ساده و محدود.

- بیشتر
مندوستدارکتابم
۱۳۹۷/۰۴/۱۰

وقایع داستان شفاف و واضح تعریف شده خیلی زیباست از این داستان میشه درک های زیادی کرد

خانم کتابخوار
۱۳۹۹/۰۹/۱۸

من با ترجمه دریا بندری خوندمش یه مقدمه داشت که حجمش اندازه ی متن داستان بود!:D مقدمه ش عالی بود کاش کتاب رو با ترجمه ی دریابندری هم بذارن تو طاقچه که بشه از قسمت نمونه مقدمه شو داشته باشم

- بیشتر
Farnaz Bagherlou
۱۳۹۹/۰۲/۰۹

به نظرم درکل اینو میخواست بگه که هیچوقت ناامید نشیم و دست از تلاش برنداریم... اما من اصلا دوستش نداشتم و همش نگاه میکردم کهببنیم چند صفحه مونده تا تموم بشه 😆 برای من فضای داستان خیلی کسل کننده است

کاربر ۱۸۱۷۵۲۸
۱۳۹۹/۰۵/۰۴

من از خواندن کتاب لذت بردم به شما هم توصیه می کنم که این کتاب را بخوانید

برف
۱۳۹۹/۰۸/۱۴

واقعا داستان محشریه.نشون میده که انسان هر چقدر که سختی بکشه،باید با سختی ها بجنگه و همیشه خودش باشه و نقش خودش رو ایفا کنه.اینطوریه که ارزشش بالا میره.

تام ریدل
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

خیلی عالی بود ....نمیدونم چرا من از ترجمه جعفر دریا بندری خوشم نیومد ولی با ترجمه دیگه خیلی خوشممممم اومد.....

آیدین آتش بهار
۱۳۹۹/۰۱/۲۶

همینگوی سمبل سازی تصنعی رو رد میکنه و در این کتاب پیرمرد ماهیگیر را به عنوان سمبلی واقعی از صبر و استقامت و شکست ناپذیری و امید رو حتی وقتی از نظر خودش تنهاترین آدم است نشان میدهد و به

- بیشتر
میم
۱۳۹۹/۰۹/۲۴

کتابی با محتوا عمیق و تاثیر گذار

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴۲)
او فکر کرد: «من این چیزها رو نمی‌دونم اما خوبه که مجبور نیستیم خورشید و ماه و ستاره‌ها رو بکشیم. همین که در دریا برادران واقعی خودمون رو میکشیم کافیه.»
arash
با خودش گفت: «تو ماهی رو بخاطر زنده موندن و فروختن گوشتش نکشتی. تو اونو بخاطر غرورت و اینکه ماهیگیر هستی کشتی. تو قبل و بعد از کشتنش عاشقش بودی. اگه عاشقش بودی کشتنش گناه نبود یا گناه بیشتری بود؟»
Z.a.h.r.a
او گفت: اما آدمیزاد برای شکست خوردن ساخته نشده، اون میتونه نابود بشه ولی شکست نمی‌خوره.»
farzane
بهش فکر نکن. در مسیرت حرکت کن و وقتی زمانش رسید باهاش روبرو شو.
Farnaz Bagherlou
پیرمرد فکر کرد: «اون ماهی بزرگیه. باید از پسش بر بیام. نباید بذارم متوجه قدرتش و اینکه اگه فرار کنه چیکار می‌تونه انجام بده بشه.
arash
بلند گفت: «ماهی هم دوست منه. تا حالا همچین ماهی‌ای ندیدم اما باید بکشمش. خوشحالم که ما مجبور نیستیم ستاره‌ها رو بکشیم. فکر کن اگر هر روز یه نفر تلاش می‌کرد ماه رو بکشه چی می‌شد. ماه فرار می‌کرد. اما فکر کن اگه یه مرد هر روز تلاش می‌کرد خورشید رو بکشه. ما خوشبخت به دنیا می‌آییم.»
arash
خوش شانس بودن بهتره ولی من ترجیح می‌دم دقیق باشم. بعدش وقتی شانس میاد تو آماده‌ای.
Farnaz Bagherlou
هیچ چیز بهتر از این نیست که هیچ نباشی ولی مؤثر باشی
فاطمه
به خاطر نداشت کی برای اولین بار بلند حرف زدن با خود در تنهایی را شروع کرده است. او در روزگاران قدیم و در بعضی شب‌های تنهایی، خیره به ساعتش، برای خود در قایق‌های صید لاک پشت آواز می‌خواند. او احتماًلا بلند حرف زدن با خود را زمانی شروع کرده بود که پسرک ترکش کرده بود اما به خاطر نمی‌آورد.
farzane
چی میتونه آسیب بزنه؟ هیچ چی. من خودم خیلی دور رفتم.»
f.alishah

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۱,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۲/۰۲
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۰۴۱-۰۳-۴
تعداد صفحات۸۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۱,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۲/۰۲
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۰۴۱-۰۳-۴