معرفی و دانلود کتاب من و یگانه‌ و دیوار + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب من و یگانه‌ و دیوارsubscriptionAvailable

کتاب من و یگانه‌ و دیوار

نوع کتاب
۵.۰(از ۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
پرویز خرسند
انتشارات: 
انتشارات شمشاد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب من و یگانه‌ و دیوار

«من و یگانه و دیوار» مجموعه نوشته‌ها و یادداشت‌های پرویز خرسند (-۱۳۱۹)، نویسنده و شاعر معاصر ایرانی است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: یگانه جان! نگاهم از پشت میله‌های پنجره‌ی اتاق می‌گذرد و در غربت حیاط می‌گردد و به آسمان می‌رسد که کوتاه شده است و به دیوارهای بلند و سیم‌های خاردار که آسمان را فتح کرده‌اند. و آسمان شکست خورده و خاموش که با بغضی در گلو، در خلوت تاریک خود نشسته است مرا به خودم بر می‌گرداند و به یاد شعر فروغ می‌افتم: «دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می‌روم و انگشتانم را بر پوست کشیده‌ی شب می‌کشم چراغ‌های رابطه تاریکند چراغ‌های رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک‌ها نخواهد برد. پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی‌ست.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب من و یگانه‌ و دیوار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:من و یگانه‌ و دیوار
موضوع:عاشقانه
نویسنده:پرویز خرسند
انتشارات:انتشارات شمشاد
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۵/۰۸/۱۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۷۱ مگابایت
شابک:-۹۷۸-۶۰۰-۸۳۹۲-۱۶-۳
تعداد صفحه‌ها:۱۷۶ صفحه
قیمت کتاب:۴۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

یگانه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۳۰

حس میکردم قراره کتاب کسل کننده ایی باشه و وسطاش رهاش کنم اما اینطور نبود. از خواندن این کتاب بسیار لذت بردم

۰
Nafiseh R
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۱/۱۵

خیلی وقت پیش کتاب رو خریدم و شروع کردم به خوندن ولی فقط دو صفحه تونستم بخونم و چون نفهمیدم کنار گذاشتم الان بعد از مدتها دوباره اومدم سراغ کتاب و خیلی خیلی از خوندنش لذت بردم . بسیار لطیف...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

گیسو
۱۰
شنیده بودم اگر گل زرد را به کسی هدیه کنی، یعنی تو را دوست ندارم. با خود می‌گفتم چرا؟ رنگ زرد که خیلی زیباست از قرمز هم قشنگ‌تر است. چرا باید رنگ دوستت ندارم باشد؟ نه! باید این رنگ دوستت دارم باشد...!
Nafiseh R
۱
خوشبختی بیرون از ما وجود ندارد. اصلاً هیچ اسم معنایی دور از انسان معنی نمی‌دهد. اگر من نخواهم خوشبخت باشم، هیچکس نمی‌تواند خوشبختم کند و خوشبختی ایثار است. من که تو را خوشبخت می‌خواهم و هستی و مهربانی‌ام را ایثار می‌کنم تا «تو» ی خوشبخت را به تماشا بنشینم، خود به خوشبختی بزرگتری دست می‌یابم.
Nafiseh R
۰
«دیار خاموشان» را نمی‌شناسم. اما آدم خاموش را چرا. بدبختی را نمی‌شناسم. اما آدم بدبخت را چرا. خوشبختی را نمی‌شناسم. اما آدم خوشبخت را چرا. پس اینجا اگر خاموشی است، گناه از من خاموش است. و اگر بدبختی می‌تواند جایی بماند و به فکر رفتن نیفتد، به خاطر این است که کسی خودش را تسلیم کرده است. و فاتح هیچوقت سرزمین فتح شده را ترک نمی‌کند. چرا که واگذاشتن سرزمین گشوده شده، یعنی دست شستن از فتح و فرود آمدن از مقام فاتح. و هیچ غالبی به این سادگی جایش را با مغلوب عوض نمی‌کند.
Nafiseh R
۰
اگر طاعون کامو را خوانده باشی، شاید تو هم به باور من رسیده باشی. در آنجا آدم‌ها مرگ را لمس می‌کنند، و صبح که از خانه درمی‌آیند لاشه‌ها را می‌بینند که در کوچه و خیابان ردیف شده است. و به هم که نگاه می‌کنند می‌اندیشند، شاید لحظه‌ای دیگر، هم را نیابند، و حیف‌شان می‌آید که در این فرصت کم، مهربانی را از هم دریغ کنند.