کتاب نقش عقل آلفرد نورث وایتهد + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب نقش عقل

کتاب نقش عقل

انتشارات:نشر لگا
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب نقش عقل

کتاب نقش عقل (The function of reason)، نوشته آلفرد نورث وایتهد و ترجمه پیمان غلامی، تحلیلی فلسفی از جایگاه عقل در تاریخ، حیات و علم ارائه می‌دهد. نشر لگا در سال ۱۴۰۴ این کتاب را منتشر کرده است و متن حاضر بخشی از مجموعه‌ی درنگ‌هاست. نویسنده در این اثر از نسبت عقل با تکامل زیستی، علیت غایی، علم مدرن و سنت‌های متافیزیکی سخن گفته و نشان داده که عقل هم در خدمت بقا و فناوری است هم در پی فهم نظری جهان. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب نقش عقل اثر آلفرد نورث وایتهد

کتاب نقش عقل اثری از آلفرد نورث وایتهد است که نویسنده در آن می‌کوشد معنای عقل را در بستر تاریخ طبیعت، تکامل زیستی و شکل‌گیری علم توضیح دهد. وایتهد عقل را نیرویی می‌داند که «هنر زندگی» را ارتقا می‌دهد و آن را در برابر روند فرساینده و نزولی جهان فیزیکی قرار می‌دهد. او از همان فصل نخست، عقل را در پیوند با مفاهیمی چون ایمان، مرجعیت، شهود، روش‌شناسی علمی و عمل‌گرایی قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که هیچ تعریف ساده و تک‌بعدی‌ای از عقل کفایت نمی‌کند. نویسنده از دو چهره‌ی عقل سخن می‌گوید: عقل اولیسی که درگیر عمل، بقا، روش و فناوری است و عقل افلاطونی که در پی فاهمه‌ی نظری و فهم کلیت جهان است. این کتاب در سه فصل نشان می‌دهد که چگونه این دو وجه در تاریخ تمدن، از حیات حیوانی تا فلسفه‌ی یونانی، قرون‌وسطا، علم نیوتنی و فیزیک جدید، در کشمکش و هم‌افزایی مداوم بوده‌اند.

آلفرد نورث وایتهد در این کتاب به موضوعاتی مانند علیت فاعلی و علیت غایی، نقش «منظور» و آینده‌نگری در رفتار موجودات زنده، نسبت علم و متافیزیک و تاریک‌اندیشی علمی و دینی نیز پرداخته است. کتاب نقش عقل، ضمن نقد آموزه‌ی بقای اصلح و تفسیرهای ساده‌انگارانه از تکامل، ایده‌ی تمایل صعودی در طبیعت و حیات را طرح می‌کند و عقل را به‌عنوان ضدعاملی منضبط معرفی می‌کند که در برابر استهلاک و تکرار محض می‌ایستد. در ادامه، تاریخ عقل عملی و عقل نظرپرداز، از حیات حیوانی تا یونان، قرون‌وسطا، رنسانس و علم مدرن، مرور شده است و نسبت علم، متافیزیک و فلسفه‌ی جدید در پرتو نقد دکارت، نیوتن و کانت بازخوانی شده است.

خلاصه کتاب نقش عقل

کتاب نقش عقل بر این ایده استوار است که عقل نیرویی برای اشاعه‌ی هنر زندگی است؛ یعنی گذار از صرف زنده‌بودن به خوب‌زیستن و بهترزیستن. آلفرد نورث وایتهد ابتدا دو گرایش متضاد در تاریخ طبیعت را نشان می‌دهد: فرسودگی و اتلاف انرژی از یک‌سو و روند صعودی حیات و پیچیدگی زیستی از سوی دیگر. سپس عقل را عاملی معرفی می‌کند که هجوم فعالانه‌ی موجود زنده به محیط را هدایت می‌کند، اهداف را صورت‌بندی می‌کند و میان علیت فاعلی و علیت غایی پیوند برقرار می‌کند. در ادامه نیز به نقد تصویر رایج از علم و فیزیولوژی می‌پردازد که هرگونه منظور و غایت را از تبیین حذف می‌کند.

آلفرد نورث وایتهد با مثال‌هایی از رفتار حیوانات، کنش‌های انسانی، سیاست، فناوری و حتی سفر یک ناو جنگی نشان می‌دهد که بدون مفهوم غایت، بسیاری از مفاهیم روزمره بی‌معنا می‌شوند. او تاریخ عقل عملی و عقل نظرپرداز را از حیات حیوانی تا فلسفه‌ی یونانی، مدرسی، علم نیوتنی و تحصلی جدید دنبال می‌کند و بر ضرورت آشتی دوباره‌ی علم و متافیزیک تأکید می‌کند.

چرا باید کتاب نقش عقل را بخوانیم؟

این کتاب تصویری عمیق از عقل فراتر از معنای رایج استدلال منطقی ارائه می‌دهد و آن را در پیوند با حیات، تکامل، علم و متافیزیک قرار می‌دهد. کتاب نقش عقل به خواننده امکان می‌دهد تا در نسبت علم و غایت، روش و جزمیت و نیز دو چهره‌ی عملی و نظرپرداز عقل بازاندیشی کند و تاریخ اندیشه را از زاویه‌ای متفاوت ببیند.

خواندن کتاب نقش عقل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به دانشجویان و دوستداران فلسفه، فلسفه‌ی علم و الهیات و نیز کسانی پیشنهاد می‌شود که درگیر پرسش‌هایی درباره‌ی عقل، غایت، تکامل و نسبت علم و متافیزیک هستند و می‌خواهند فراتر از روایت‌های ساده‌انگارانه‌ی علمی یا دینی بیندیشند.

درباره آلفرد نورث وایتهد

آلفرد نورث وایتهد (۱۵ فوریه‌ی ۱۸۶۱ ـ ۳۰ دسامبر ۱۹۴۷) ریاضی‌دان و فیلسوف انگلیسی بود که مکتبی فلسفی با عنوان «فلسفه‌ی فرایند» را بنیان گذاشت؛ جریانی فکری که بعدها بر حوزه‌های گوناگونی مانند بوم‌شناسی، الهیات، آموزش، فیزیک، زیست‌شناسی، اقتصاد و روان‌شناسی اثر گذاشت.

وایتهد در سال‌های آغازین فعالیت علمی خود بیشتر بر ریاضیات، منطق و فیزیک تمرکز داشت. او به‌ همراه شاگرد پیشینش، برتراند راسل، کتاب سه‌جلدی Principia Mathematica را در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۳ منتشر کرد؛ اثری که از مهم‌ترین کتاب‌های منطق ریاضی در قرن بیستم به‌ شمار می‌آید.

از اواخر دهه‌ی ۱۹۱۰ و اوایل دهه‌ی ۱۹۲۰، توجه وایتهد به‌تدریج از ریاضیات به فلسفه‌ی علم و سپس به متافیزیک معطوف شد. او نظامی متافیزیکی و جامع طراحی کرد که با بخش بزرگی از سنت فلسفه‌ی غرب تفاوت بنیادین داشت. وایتهد معتقد بود واقعیت نه از اشیای مادیِ ثابت، بلکه از فرایندها و رویدادهای درهم‌تنیده ساخته شده است. از نظر او، هر فرایند تنها در نسبت و پیوند با فرایندهای دیگر معنا پیدا می‌کند، بنابراین جهان را نمی‌توان مجموعه‌ای از ذرات مستقل و جداازهم دانست.

آثار فلسفی وایتهد، به‌ویژه کتاب فرایند و واقعیت، از متون پایه‌ای فلسفه‌ی فرایند به‌ شمار می‌روند. او جهان را شبکه‌ای از فرایندهای به‌هم‌پیوسته می‌داند که انسان نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از آن است؛ دیدگاهی که بر این نکته تأکید می‌کند که هر انتخاب و کنش انسانی بر جهان پیرامون اثر می‌گذارد. به همین دلیل، اندیشه‌های او در سده‌ی بیست‌ویکم نقشی مهم در شکل‌گیری مباحث مربوط به اخلاق زیست‌محیطی و مفهوم «تمدن بوم‌شناختی» داشت؛ مفاهیمی که متفکرانی چون جان بی. کاب آن‌ها را گسترش دادند.

بخشی از کتاب نقش عقل

«اما نکته‌ای که می‌خواهم توجه خواننده را به آن جلب کنم انبوه شواهدی است که خارج از روش فیزیولوژیک قرار دارد و در آموزهٔ علمیِ رایج به‌سادگی نادیده گرفته می‌شود. تدبیر امورات انسانی کاملاً زیر نفوذ دو تشخیص است: تشخیص آینده‌نگری‌ای که منظور را تعیین می‌کند و تشخیص منظوری که در رفتار نشو و نما دارد. تقریباْ هر جمله‌ای که می‌گوییم و هر حکمی که صادر می‌کنیم، تجربهٔ بی‌انتهایمان از این عنصر در زندگی را مفروض می‌گیرد. گواه این امر چنان تکان‌دهنده است و این اعتقاد چنان بی‌چون‌وچراست و گواهِ زبانی چنان قطعی‌ست که نمی‌دانیم باید اثباتش را از کجا شروع کنیم. برای مثال، از خط‌مشی یک سیاست‌مدار یا شرکت تجاری حرف می‌زنیم. مفهوم علیت غایی را کنار بگذارید و ببینید که کلمهٔ «خط‌مشی» معنایش را از دست می‌دهد. همین که این نطق را می‌نویسم، این قصد را هم دارم که آن را در دانشگاه پرینستون ارائه دهم. مفهوم علیت غایی را کنار بگذارید و ببینید که این «قصد» بی‌معنا می‌شود. مثالی دیگر: سفر ناو جنگی یوتا دور قارهٔ آمریکای جنوبی را لحاظ کنید. اول خود کشتی را در نظر بگیرید. از ما می‌خواهند باور کنیم که تلازم برخی ذرات لایتجزا، تلازم آهن، نیتروژن، و برخی مواد شیمیایی دیگر، و ادغام‌شان به‌صورت کشتی، یا به‌شکل زره، اسلحه‌ها، موتورها، مهمات، و انبارهای غذایی‌اش، کاملاً محصول همان قوانین فیزیکی‌ای است که براساس آن‌ها امواج اقیانوس بی‌هدف به سواحل مِین می‌کوبند. در یکی نمی‌تواند هدفی بیش از آن دیگری وجود داشته باشد. فعالیت کشتی‌سازها دقیقاً عین غلتیدن ریگ‌ها روی ساحل است.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است