مدیر مدرسه
۴٫۱از ۷۷۰ نظر

دانلود کتاب مدیر مدرسه

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۴٫۱از ۷۷۰ نظر
۴٫۱از ۷۷۰ نظر
۴٫۱از ۷۷۰ نظر

معرفی کتاب مدیر مدرسه

«مدیرمدرسه» شاید به جرأت بهترین اثر «جلال آل احمد» باشد. نویسنده‌ای ظلم‌ستیز که واقعیت‌های زندگی را با نظری انتقادی بیان می‌کند. راوی داستان که از آموزگاری به تنگ آمده است، برای آسودگی خود و داشتن درآمد بیشتر و بی‌دردسر به مدیریِ دبستان رو می‌آورد، بی ‌آنکه بداند چه دردسرهایی درپی‌ خواهد داشت. مدیر که خود را هیچ‌کاره می‌داند و آمده تا گوشه‌ای آرام در دفترش از گچ خوردن و بیهودگی کار آموزگاری خود را برهاند، با دشواریِ سرپرستیِ «یک ناظم و هفت معلم و دویست و سی و پنج شاگرد» روبرو می‌شود. پس همه توان خود را به کار می‌گیرد تا کمبودها و نارسایی‌ها را به گونه‌ای سروسامان دهد؛ اما در این شرایط محیطی امکان اصلاح وجود ندارد و مدیر تصمیم می‌گیرد که استعفا دهد.

hadi siavashkia
۱۳۹۹/۰۸/۰۳

خوبه ولی به نظر من، شاهکار جلال این نیست...

armin_att
۱۳۹۹/۰۷/۲۷

متن دل‌نشینی داشت و با فضای داستان همراه میشی. ولی داستان جذابیت خاصی نداشت.

کاربر ۱۴۹۸۰۵۶
۱۳۹۹/۰۷/۲۶

قلم زیبای جلال. لذت بردم

کاربر moti
۱۳۹۹/۰۷/۲۴

نمیدونم چرا طاقچه انقدر علاقه به کوتاه کردن یک متن دارد!...این بار چندمیست که کتابی میخوانم و صفحاتی از آن حذف شده و یا غلط تایپی دارد!!!!!!!!!!!!!!...اصل این کتاب را تهییه کردم و با پی ادفش مقایسه...حذفیات بسیار زیاد است!

sahar
۱۳۹۹/۰۷/۲۴

داستانی بنظر واقعی و خودمانی بود. این سبک مورد علاقمه...

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۷۳)
«تو اگر مردی، عرضه داشته باش مدیر همین مدرسه هم بشو
sdf
یکی دو بار کوشیدم بالای دست یکی شان بایستم و ببینم چه می نویسد. ولی چنان مضطرب می شدند و دست شان به لرزه می افتاد که از نوشتن باز می ماندند. می دیدم که این مردان آینده، درین کلاس ها و امتحان ها آن قدر خواهند ترسید که وقتی دیپلمه بشوند یا لیسانسه، اصلا آدم نوع جدیدی خواهند شد. آدمی انباشته ازوحشت، انبانی از ترس و دلهره.
Ardalan
خاک بر سر مملکت.
hosein
انگار برای شنیدنش گوش لازم نیست.
Negar.hsp
حالا دیگر حتی وزرای فرهنگ هم اذعان می‌کنند که این اسم‌ها و فرمول‌ها و سنه‌ها و محفوظات جایی از عمر پر از بی‌کاری فردای بچه‌ها را نخواهد گرفت و ناچار باید در مدرسه هر بچه‌ای کاری یاد بگیرد. هنری، فنی، صنعتی... تا اگر از پته‌ها و کاغذپاره‌های قاب‌گرفته کاری برنیامد و میزی خالی نبود کسی از گرسنگی نمیرد.
Ali Hedayat
لابد کله‌اش بوی قرمه سبزی می‌داده
Negar.hsp
ناظم گفت: «دیدید آقا چطور باهامون رفتار کردند؟ با یکی از قال‌هاشون آقا تمام مدرسه رو می‌خرید!» می‌خواست روضه‌خوانی‌های خودش را جبران کند. گفتم: «تا سروکارت با الف. ب است بپا قیاس نکنی. خودخوری می‌آره!»
داوود
در این فکرها بودم که ناگهان در میان کارنامه ها چشمم به یک اسم آشنا افتاد
محمد جواد
در هر مدرسه بسته بشود، در یک اداره بسته شده است.
donya
فکرش را که می‌کردم می‌دیدم در هر خراب‌شده‌ای از گوشه‌های زندگی که افتاده باشی کم‌کم چنان در ابتذال فرو می‌روی و چنان عادتت می‌شود که حتی نمی‌خواهی داد بزنی.
خطیبانی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۰ صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۴/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۲۰۵۴-۸-۶‬
تعداد صفحات۸۰صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۴/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۲۰۵۴-۸-۶‬