
کتاب بر تارهای قلبم
معرفی کتاب بر تارهای قلبم
کتاب بر تارهای قلبم نوشتهی سید رضوان حزان با ترجمهی علی شریفی را نشر آناپل منتشر کرده است. این کتاب مجموعهای از قطعههای ادبی، تأملات کوتاه، روایتهای شخصی و داستانهای بسیار کوتاه است که در مرز میان خاطره، اندیشه و روایت حرکت میکند. نویسنده در متن اصلی عربی و مترجم در بازآفرینی فارسی، به موضوعاتی مثل تنهایی، ایمان، رنج، شادی، مرگ، کودکی، اعتیاد، اخلاق و معنای زندگی پرداختهاند. ساختار کتاب بر پایهی بخشهایی مانند «لحظههای تفکرآمیز»، «زمزمهها» و «داستانهای کوتاه» شکل گرفته است و هر بخش حالوهوای خاص خود را دارد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب بر تارهای قلبم
کتاب بر تارهای قلبم مجموعهای از نوشتههای سید رضوان حزان است که علی شریفی آن را به فارسی برگردانده است. در این کتاب نویسنده بهجای حرکت خطی و داستانمحور، قطعههایی مستقل و درعینحال مرتبط را کنار هم نشانده است؛ قطعههایی که گاهی شبیه یادداشت روزانهاند، گاهی مثل یک خطبهی درونی، گاهی روایت کوتاه و گاهی تأملی قرآنی یا اخلاقی. در کتاب بر تارهای قلبم بخش «لحظههای تفکرآمیز» با عنوانهایی مثل «سراب»، «آرزو و رنج»، «رودهها برای ما الگو هستند»، «پشیمانی»، «نامهها»، «استعداد»، «تنها مهربانان به بهشت میروند»، «سوره صافات»، «تضاد»، «واسطه»، «نیروهای مخفی» و… به سراغ تجربههای روزمره و تبدیل آنها به نقطهی تأمل رفته است. نویسنده از یک صحنهی ساده مثل باران، صف گرفتن برای گوشت، لبخند کارگر کافه یا دیدن یک کودک گرسنه شروع کرده و آن را به پرسشهایی دربارهی اخلاق، مسئولیت، ایمان، امید و معنای رنج پیوند داده است. در ادامهی کتاب بر تارهای قلبم بخش «زمزمهها» حالوهوایی شاعرانهتر دارد؛ جملات کوتاه، تصویرهای احساسی، اشاره به شب، باران، دلتنگی، رؤیا، کودکی و چهار فصل قلب. در پایان نیز در بخش «داستانهای کوتاه» روایتهایی مانند «درخت زیتون»، «من و همسایهام»، «کارگر کافه»، «درخت زیتون»، «بر تارهای قلبم» و «آرزو» آمده که هرکدام در چند صفحه، موقعیتی انسانی را طرح کرده و آن را به پرسشی اخلاقی یا عاطفی ختم کرده است. کتاب بر تارهای قلبم از خلال این قطعهها تصویری از انسانی جستوجوگر، مؤمن، حساس و درگیر با تناقضهای زندگی معاصر ارائه کرده است.
خلاصه داستان بر تارهای قلبم
کتاب بر تارهای قلبم مجموعهای از تأملات، تصویرها و روایتها دربارهی زندگی روزمره و لایههای پنهان آن است. نویسنده از تجربههای سادهای مثل باران زمستانی، احساس تنهایی شبانه، دیدن معتادان، صف گرفتن برای گوشت، لبخند کارگر کافه یا خاطرهی همکلاسیای که در کودکی مرده است شروع میکند و آنها را به پرسشهایی دربارهی عقل، ایمان، اخلاق، مهربانی، عدالت و مرگ پیوند میزند. در کتاب بر تارهای قلبم مفاهیمی مانند اعتیاد، پشیمانی، تضاد، امید، گذشته و حال، شادی و غم، نقش شایعه و غیبت در زندگی جمعی، نسبت انسان با خدا و مسئلهی «واسطه» در عبادت، جایگاه احسان و صداقت در کار و بحران اخلاقی معاصر بررسی شده است. نویسنده با آوردن نمونههایی از قرآن، حدیث و ادبیات جهان (مثل اشاره به خوشههای خشم جان اشتاینبک) این تجربهها را در افقی گستردهتر قرار داده است. در بخشهای پایانی، داستانهایی مانند «درخت زیتون» و «آرزو» نشان میدهند که فقر، طمع، همدلی و همبستگی چگونه میتوانند سرنوشت آدمها را تغییر دهند.
چرا باید کتاب بر تارهای قلبم را بخوانیم؟
کتاب بر تارهای قلبم بهجای ارائهی نظریههای پیچیده، از دل صحنههای کوچک زندگی روزمره به پرسشهای بزرگ اخلاقی و معنوی رسیده است. خواندن آن کتاب فرصتی برای مکث در میانهی شتاب روزانه، بازاندیشی در رابطه با خدا، دیگران و خود و دیدن دوبارهی رنجها و شادیهای آشنا از زاویهای تازه فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب بر تارهای قلبم به کسانی پیشنهاد میشود که به قطعههای ادبی تأملبرانگیز، نوشتههای کوتاه معنوی، یادداشتهای اخلاقی و داستانهای بسیار کوتاه علاقهمند هستند و میخواهند در فضایی آرام و احساسی دربارهی ایمان، رنج، مهربانی و معنای زندگی فکر کنند.
حجم
۴۷۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۷۸ صفحه
حجم
۴۷۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۷۸ صفحه