با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دست‌نوشته‌ها

دانلود و خرید کتاب دست‌نوشته‌ها

۱٫۰ از ۱ نظر
۱٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دست‌نوشته‌ها  نوشته  فرهاد کشوری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب دست‌نوشته‌ها

«دست‌نوشته‌ها» نام داستانی از نویسنده ایرانی، فرهاد کشوری است. مردی که با شاخه گلی در حال رفتن به خانه نامزدش است در راه با حادثه‌ای جنایی برخورد می‌کند. وقتی بعد از ماجرا به خانه همسرش می‌رسد. متوجه می شود که فردی که به قتل رسیده، نویسنده ای است که با خانواده همسرش هم نسبتی دارد و... فرهاد کشوری متولد سال ۱۳۲۸ است. از این داستان‌نویس پیش‌تر کتاب‌های «سرود مردگان»، «بچه آهوی شجاع»، «بوی خوش آویشن»، «شب طولانی موسی»، «دایره‌ها»، «گره کور»، «کی ما را داد به باخت» و «آخرین سفر زرتشت» منتشر شده‌است: به دو طرف کوچه‌ی خالی در آن شب بهاری نگاه کردم. صدای پایی شنیدم. کسی از خانه‌ی نیمه‌ساز تاریک بیرون دوید، تا من را زیر چراغ توی کوچه دید، ایستاد. توی تاریکی بود و چهره‌اش را نمی‌دیدم. مانده بودم چه بکنم. به راهم ادامه بدهم یا برگردم. شبح تیره از بلاتکلیفی درم آورد. توی تاریکی راه افتاد و به‌طرفم آمد. نمی‌دانستم باید در این موقعیت چه بکنم. سه چهار قدم نیامده، پیش از آن‌که به روشنایی برسد، توی نیمه‌ی تاریک حیاط ایستاد. اگر هفت هشت قدم جلوتر می‌آمد، در روشنایی چراغ کوچه می‌توانستم چهره‌اش را ببینم. کی بود؟ چرا هول ورش داشته بود؟ در آن خانه چه..؟ رو به من ایستاده بود و حتماً نگاه‌ام می‌کرد. اصلاً چرا من همان‌جا ایستاده بودم؟ خودم هم نمی‌دانستم چرا همان‌طور هاج‌وواج کنج دیوار حیاط آن خانه ایستاده بودم. حدود هفت هشت ثانیه‌ای همان‌جا ماند. بعد رفت و پا به کوچه گذاشت. در لحظه‌ی چرخیدن به‌طرف بالای کوچه هم نیم‌رخ صورتش را ندیدم. حس خوبی نداشتم. چرا با دیدنم جا خورده بود؟ با عجله در طول کوچه رفت و دور شد. از زیر چراغ کوچه گذشت. مرد قوی‌هیکل چهارشانه‌ی نسبتاً قدبلندی بود. کت‌وشلوار قهوه‌ای‌رنگی به تن داشت و موهایش پرپشت بود. در هفتاد هشتاد متری‌ام رفت توی فضای نیمه‌تاریک کوچه و سوار پیکان سفیدی شد. پیکان از جا کنده شد و پشت به من به‌سرعت رفت، از کوچه بیرون زد و توی خیابان پیچید. به شبح تیره‌ی ساختمان نیمه‌ساز نگاه کردم: «چرا از دیدنم جا خورده بود؟»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
hadi
۱۳۹۷/۰۱/۲۴

نمونه ش چنگی به دل نزد درضمن پیشنهاد می شود تایید نظر , منوط به امتیاز دادن نباشد.....

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۴۳ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۸/۰۳
شابک‭۹۷۸-۶۰۰-۳۶۷۰-۵۹-۴‬
تعداد صفحات۱۴۳صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۸/۰۳
شابک‭۹۷۸-۶۰۰-۳۶۷۰-۵۹-۴‬