
کتاب کوری
معرفی کتاب کوری
کتاب کوری نوشتهی ژوزه ساراماگو با ترجمهی مهتاب فتحعلیزاده روایتی تکاندهنده از شهری است که ناگهان درگیر نوعی نابینایی سفید و مرموز میشود. نشر نارنگی آن را منتشر کرده است. داستان با یک اتفاق ساده در چهارراهی شلوغ آغاز میشود و بهتدریج به بحرانی فراگیر در سطح شهر و زندگی شخصیتها تبدیل میشود. متن کتاب با جزئیات دقیق، گفتوگوهای طولانی و توصیفهای پیاپی، فضای خفقانآور و ناپایدار این وضعیت را نشان میدهد و همزمان به واکنشهای اخلاقی، ترسها و خودخواهیها میپردازد. کوری در این روایت فقط یک عارضهی جسمی نیست بلکه بهنوعی به رفتار جمعی و فردی گره خورده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کوری
کتاب کوری داستان خود را از یک چهارراه شلوغ و چراغ راهنمایی آغاز میکند؛ جایی که مردی ناگهان فریاد میزند «من کور هستم» درحالیکه چشمهایش ظاهراً سالم است و همهچیز را نه سیاه که «سفید» میبیند؛ مثل غرقشدن در دریایی از شیر. ژوزه ساراماگو در این کتاب با همین نقطهی شروع، بهتدریج دایرهی ابتلا را گسترش میدهد؛ از رانندهی نیکوکاری که ماشین مرد را میدزدد و چند قدم بعد کور میشود تا چشمپزشکی که بیمار را معاینه کرده و شبهنگام خودش در خانه نابینا میشود. در کتاب کوری روایت از زاویهی دیدی نزدیک به ذهن شخصیتها پیش میرود و خواننده مدام میان صحنههای خیابان، مطب، خانهها و هتل جابهجا میشود. گفتوگوها طولانی و درهمتنیدهاند و نویسنده در میان آنها مدام وارد توضیحهای اخلاقی، فلسفی و اجتماعی میشود؛ از وجدان دزد ماشین و ترسش گرفته تا قضاوتهایی که دربارهی دختر با عینک دودی میشود و رابطهی پیچیدهی او با کار و لذت. این کتاب با همین رفتوآمدها، شهر را در لحظهای نشان میدهد که هنوز همهچیز عادی بهنظر میرسد اما رشتهی حوادث، خبر از بحرانی میدهد که میتواند به «فاجعهای ملی» تبدیل شود. کتاب کوری در فصلهای پیوسته پیش میرود و هر فصل حلقهی تازهای از این زنجیره را نشان میدهد: از نخستین موارد ابتلا، واکنش پزشکان، تماس با نهادهای رسمی و ناتوانی زبان پزشکی در توضیح «کوری سفید» تا لحظههایی بسیار روزمره مثل گمشدن ماشین، تماس با مطب، رفتن به داروخانه یا سوارشدن به تاکسی که ناگهان رنگی تهدیدآمیز به خود میگیرند.
خلاصه داستان کوری
کتاب کوری شهری بینام را تصویر میکند که در آن نوعی نابینایی ناگهانی و «سفید» شیوع پیدا میکند. نخستین مرد در چهارراهی شلوغ کور میشود، رانندهای که او را تا خانه میرساند ماشینش را میدزدد و چند قدم بعد خودش هم در همان سفیدی غلیظ فرو میرود. چشمپزشکی که هیچ عارضهای در چشم بیمار نمییابد، شبهنگام در خانه کور میشود و درمییابد با پدیدهای روبهرو است که نه در کتابهای پزشکی ثبت شده و نه با مفاهیم رایج «آگنوزیا» و «کوری روانی» قابل توضیح است. همزمان دختر با عینک دودی، دزد ماشین و دیگران در موقعیتهای کاملاً متفاوت گرفتار همین نابینایی میشوند. روایت، همزمان با گسترش این وضعیت، به ترس، خودخواهی، قضاوت اخلاقی، وجدان، و شکنندگی نظم اجتماعی میپردازد و نشان میدهد چگونه یک اختلال ناگهانی در دیدن، لایههای پنهان رفتار انسانها را آشکار میکند.
چرا باید کتاب کوری را بخوانیم؟
کوری با یک موقعیت ظاهراً ساده، پرسشهای سنگینی دربارهی اخلاق، وجدان، ترس و مسئولیت جمعی طرح کرده است. این کتاب نشان میدهد چگونه در لحظهی فروپاشی عادتها، چهرهی واقعی روابط، قدرت، همدلی و خشونت آشکار میشود. خواندن آن فرصتی است برای تماشای خود و جامعه در آینهی یک بحران نامرئی.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان ادبیات جدی، دوستداران رمانهای پرجزئیات و کسانی پیشنهاد میشود که به موضوعاتی مانند اخلاق در بحران، روان انسان در شرایط حدی، و نقد رفتار جمعی حساس هستند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که از متنهای تأملبرانگیز و طولانی خسته نمیشوند.
حجم
۳٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۱۸ صفحه
حجم
۳٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۱۸ صفحه