
کتاب دچار
معرفی کتاب دچار
کتاب دچار نوشتهی طیبه نجیب رمانی فارسی است که نشر عنوان آن را منتشر کرده است. این کتاب در بستری تاریخی شکل گرفته و وقایع آن در دورهی قاجار و در میان دربار، حرمسرا، رجال سیاسی و خدمتکاران میگذرد. نویسنده در این اثر از خلال سرگذشت چند نسل، بهویژه سالار، افتخارالملوک، بهمن، بدرالسماء، شیرینالسلطنه، مژان و خانوادهی خدمتکارانشان، تصویری از مناسبات قدرت، عشق، رقابت و دسیسه در ساختار سیاسی و خانوادگی آن دوران ارائه کرده است. روایت از باغها و عمارتهای اشرافی تا اندرونی شاه و سفر فرنگستان را دربرمیگیرد و همزمان زندگی کسانی را نشان میدهد که در حاشیهی قدرتاند اما بار اصلی زندگی روزمره و پیامد تصمیمهای بزرگان بر دوش آنهاست. دچار با زبانی سرراست و جزئیات فراوان، هم به روابط درونی حرمسرا و رقابت زنان شاه میپردازد هم به مناسبات رجال و کشمکشهای پنهان میان مشیرالدوله، سالار، مختارالدوله و دیگران. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دچار
کتاب دچار از همان صفحات آغازین با تمرکز بر باغی بزرگ، عمارتهای دو سر باغ و شخصیت عبداللّه بهعنوان نوکر قدیمی خاندان سالار، خواننده را وارد جهانی میکند که در آن فاصلهی میان «آقا» و «خدمتکار» هم روشن است هم مدام در حال جابهجایی. طیبه نجیب در این کتاب با رفتوآمد میان زمانها، از سال ۱۲۵۶ هجری تا سالهای بعد، تاریخ خانوادگی یک خاندان صاحبنفوذ را با تاریخ سیاسی و درباری گره زده است. در فصلهای ابتدایی، رابطهی بهمن با زن ناشناسی در عمارتی پنهان، گفتوگوهای عبداللّه با پسرش صفر، و ماجرای درخت سرو نمکخورده، در کنار خاطراتی از خواستگاری بدرالسماء برای بهمن، فضای طبقاتی و اخلاقی آن دوره را ترسیم کرده است. در ادامه، روایت به دربار کشیده میشود؛ به افتخارالملوک، سالار، ملکجهان مهدعلیا، شیرینالسلطنه، جیران، مشیرالدوله و مختارالدوله. کتاب دچار در فصلهای متعدد، با عنوانهای ضمنی و تغییر کانون روایت، از سفر فرنگستان شاه، رقابت شیرینالسلطنه و انیسالدوله، نقش مشیرالدوله در همراهی یا بازگرداندن زنان شاه، و دسیسههای پنهان در حرمسرا و دیوانخانه سخن گفته است. کتاب دچار در فصلهای بعدی، با بازگشت به گذشته و پیشزمینهی شخصیتها، لایههای تازهای از روابط و انگیزهها را آشکار کرده است. در بخشی از کتاب، زندگی مژان و خانوادهاش در غرب کشور، مهاجرت به تهران، ورود تدریجی او به اندرونی شاه و سپس آشناییاش با افتخارالملوک و سالار روایت شده است؛ جایی که مژان از جایگاه دختر طبیب و زن مردی از خاندان حاکم کرمان، به همدم مهدعلیا و بعد به زنی اثرگذار در خانهی سالار تبدیل میشود. در فصلهای دیگر، گذشتهی شیرینالسلطنه و پدر زنبوردارش، ماجرای لقبگرفتن او، رقابت دیرینهاش با جیران و تلاشش برای ولیعهدکردن فرزندش بدرالسماء، و نیز نقش او در ماجرای سفر فرنگستان و بازگرداندن زنان شاه، بهتفصیل آمده است. کتاب دچار با فصلهایی که به سالهای مختلف (مثل ۱۲۵۱ و ۱۲۵۲ هجری) اشاره کردهاند، ساختاری زمانپریش دارد و از خلال مهمانیها، مجالس عروسی، سفرها، بیماریها و مرگها، نشان میدهد چگونه تصمیمهای سیاسی و عاطفی در سطح شاه و رجال، سرنوشت زنها، خدمتکاران و فرزندان را دگرگون میکند.
خلاصه داستان دچار
روایت دچار بر محور چند خط اصلی پیش میرود که مدام در هم تنیده میشوند. در یک خط، عبداللّه بهعنوان نوکر قدیمی سالار و همراه بهمن، شاهد و حامل حافظهی خاندان است. او در باغ بزرگ، میان عمارت آقا و عمارت پنهانی که زن دیگری در آن ساکن است، رفتوآمد میکند و از خلال نگاه اوست که هم رابطهی پنهانی بهمن و زن «گندممو» دیده میشود هم ترس و تردیدش از واکنش افتخارالملوک اگر از این راز باخبر شود. گفتوگوهای او با پسرش صفر، ماجرای نمکریختن پای درخت سرو و دفاعش از سایهی درخت، نشان میدهد چگونه نسلهای پایینتر، بیآنکه در تصمیمهای بزرگ نقشی داشته باشند، درگیر پیامدهای آنها هستند. در خطی دیگر، سالار و افتخارالملوک در مرکز شبکهای از پیوندهای خویشاوندی و سیاسی قرار دارند. افتخارالملوک با سماجت بدرالسماء را برای بهمن میخواهد و در خاطراتش از خواستگاری در حرم شاه، مواجهه با ملکجهان مهدعلیا و شیرینالسلطنه، و تشریفات عقد و عروسی، هم غرور قجری خود را نشان میدهد هم حساسیتش نسبت به جایگاه خانوادگی. سالار در عین نفوذ سیاسی، میان وفاداری به شاه، دوستی دیرینه با مشیرالدوله و رقابت پنهان با مختارالدوله گرفتار است. او از یکسو مشیرالدوله را به بازگشت به تهران و ادامهی کار تشویق میکند و از سوی دیگر میکوشد مختارالدوله را، که زمانی در کنار مهدعلیا نوری را از میدان به در کرده، آرام نگه دارد تا مملکت درگیر بلوا نشود. بخش مهمی از کتاب به زندگی و نقش مژان اختصاص دارد؛ زنی کرد که از خانوادهای متمول در غرب کشور میآید، در کرمان با پسر حاکم ازدواج میکند، پس از مرگ شوهر در تهران میماند و بهواسطهی مهارت در داروهای گیاهی و معجونها، به اندرونی شاه و سپس به خانهی سالار راه پیدا میکند. او با دارویی که از ولایتش میآورد سردردهای سخت سالار را درمان میکند و در کنار افتخارالملوک به همدمی و گفتوگو مینشیند. همزمان، شیرینالسلطنه که از گذشتهی خود بهعنوان دختر زنبوردار روستبار و راهیافتنش به حرم شاه آگاه است، مژان را رقیبی بالقوه میبیند؛ بهویژه وقتی میفهمد مهدعلیا پس از مرگ شوهر مژان او را به اندرونی خود خوانده است. ترس شیرینالسلطنه از اینکه شاه پس از بازگشت از فرنگ، مژان را به عقد خود درآورد و او را با لقبی تازه در مرکز توجه قرار دهد، او را به سمت دسیسهچینی و حتی دخالت در ماجرای سفر فرنگستان میکشاند. سفر فرنگستان شاه و همراهی یا بازگرداندن زنان حرم، یکی از گرههای اصلی روایت است. مشیرالدوله که در اروپا همراه شاه است، از نزدیک شاهد موقعیتهای آبروریز احتمالی در قایق و ایستگاه قطار و استقبال مسکو است و برای حفظ «ناموس شاه» پیشنهاد میکند زنان به ایران بازگردند. این تصمیم، که با تحریک و پیغامهای شیرینالسلطنه و سوءظن او به انیسالدوله و مژان درهم آمیخته، به دشمنی روحانیون با مشیرالدوله و بستنشینی در خانهی انیسالدوله منجر میشود. سالار پس از بازگشت، میکوشد هم شاه را نسبت به خدمات مشیرالدوله مطمئن کند هم مختارالدوله را، که از نرفتن پسرش به فرنگ دلچرکین است، آرام نگه دارد. در پسِ این کشمکشها، عشق پنهان بهمن به مژان، نامگذاری او به «گندم»، و فاصلهی میان ازدواج رسمیاش با بدرالسماء و دلبستگیاش به زنی بیرون از دودمان قجر، لایهی عاطفی و تراژیک داستان را شکل داده است.
چرا باید کتاب دچار را بخوانیم؟
دچار تصویری چندلایه از دورهای پرآشوب ارائه کرده است که در آن سیاست، خانواده، عشق و رقابت در هم تنیدهاند. این کتاب از خلال جزئیات زندگی روزمره در باغها، عمارتها، حرمسرا و دیوانخانه، نشان داده است چگونه تصمیمهای شاه و رجال، سرنوشت زنها و خدمتکاران را دگرگون میکند. خواندن این اثر امکان میدهد مناسبات قدرت در سطح خرد و کلان، از دعوای دو زن حرم تا رقابت دو رجل سیاسی، در یک قاب دیده شود. در این کتاب، شخصیتها خاکستریاند؛ سالار هم سیاستمدار کارکشته است هم پدری که درگیر انتخابهای پسرش شده؛ شیرینالسلطنه هم زنی جاهطلب و حسود است هم کسی که از دلِ حاشیه به مرکز قدرت رسیده؛ مژان هم درمانگر است هم ناخواسته به کانون رقابتها کشیده میشود. این پیچیدگی شخصیتی، همراه با ساختار زمانپریش و رفتوآمد میان سالهای مختلف، خواننده را با شبکهای از علت و معلولها روبهرو میکند که در آن هیچ رویدادی ساده و تکعلتی نیست. دچار همچنین بهخوبی نشان داده است چگونه بدن، پوشش، زیورآلات، سفر و حتی یک ظرف مربا میتواند حامل معنا و ابزار قدرت باشد. برای کسانی که به روایتهای تاریخی علاقهمندند، این کتاب فرصتی است تا سفر فرنگستان، اندرونی شاه، رقابت زنان حرم، و نقش رجال در شکلدادن به مسیر کشور را از زاویهای داستانی و نزدیک به تجربهی زیستهی شخصیتها دنبال کنند. در عین حال، حضور پررنگ خدمتکاران، نوکرها و فرزندانشان، مانند عبداللّه و صفر، یادآور این است که تاریخ فقط تاریخ شاهان و وزیران نیست؛ بلکه تاریخ کسانی هم هست که در سایهی آنها زندگی میکنند و روایت میشوند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای تاریخی با محوریت دورهی قاجار، دربار، حرمسرا و رجال سیاسی علاقهمندند. به خوانندگانی پیشنهاد میشود که دنبال داستانهایی هستند که در آن روابط خانوادگی، عشق پنهان، رقابت زنانه و دسیسههای سیاسی در هم تنیده شده است. به دانشجویان و علاقهمندان مطالعات تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران پیشنهاد میشود که میخواهند از خلال داستان، فضای زیست زنان، خدمتکاران و رجال در آن دوره را بهتر تصور کنند. به مخاطبانی پیشنهاد میشود که از روایتهای چندنسلی و شخصیتمحور با ساختار زمانپریش لذت میبرند.
حجم
۲٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۲ صفحه
حجم
۲٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۲ صفحه