کتاب زندگی و زمانه آذر فخر امین حق ره + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب زندگی و زمانه آذر فخر

کتاب زندگی و زمانه آذر فخر

نویسنده:امین حق ره
انتشارات:نشر نی
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب زندگی و زمانه آذر فخر

کتاب زندگی و زمانه آذر فخر نوشته‌ی امین حق‌ره روایتی مفصل از زندگی صدیقه سیف‌اللهی فخر، بازیگر تئاتر و تلویزیون، است که با نام هنری آذر فخر شناخته می‌شود. نویسنده ابتدا پروژه را به‌صورت گفت‌وگو آغاز کرده اما درنهایت با حذف پرسش‌ها و بازنویسی روایت‌ها، متن را به شکل اول‌شخص و یک‌دست درآورده است. در این اثر، کودکی آذر در بندر انزلی، پیشینه‌ی خانوادگی، مهاجرت، ورود به کار و هنر و سال‌های غربت او دنبال شده است. نشر نی آن را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب زندگی و زمانه آذر فخر

کتاب زندگی و زمانه آذر فخر با مقدمه‌ی امین حق‌ره آغاز می‌شود؛ مقدمه‌ای که روند ده‌ساله‌ی شکل‌گیری این روایت را توضیح داده است. نویسنده از نخستین تلاش‌ها برای ثبت خاطرات آذر فخر در سال ۱۳۹۱، دشواری‌های ارتباط ایمیلی، بیماری و پراکنده‌نویسی راوی و درنهایت تصمیم برای تبدیل گفت‌وگوها به یک روایت اول‌شخص سخن گفته است. در همین بخش، حذف آگاهانه‌ی برخی خاطرات و نقدها به خواست آذر فخر و هم‌زمانی پایان کار با سال‌های بیماری و مرگ او در غربت نیز شرح داده شده است. کتاب زندگی و زمانه آذر فخر در ادامه به‌صورت روایت خودِ آذر پیش می‌رود. او از خانواده‌ی سیف‌اللهی‌ها در آستارا و انزلی شروع می‌کند، از پدری عاشق سواد و فن موتورخانه‌ی برق، مهاجرت او به بندر پهلوی، کار در کشتی حفاری مازندران و سپس ازدواج پرماجرایش با فاطمه، دختر خانواده‌ی ندیم‌باشی، می‌گوید. در فصل‌های بعدی، از استخدام غیرمنتظره‌ی مادر در اداره‌ی بندر، بدهی‌های سنگین پدر، مرگ فرزندان خردسال، تولد خودِ آذر، جابه‌جایی خانه‌ها و شکل‌گیری تدریجی خانواده‌ی پرجمعیت فخر روایت شده است. در بخش‌های میانی کتاب زندگی و زمانه آذر فخر، تصویر دقیقی از بندر انزلی آن سال‌ها شکل گرفته است؛ از کوچه‌ی ندیم‌باشی، بلوار ساحلی، موج‌شکن‌ها، حمام علی‌اُف، مدرسه‌ی ایراندخت، مغازه‌ها و چهره‌های محلی تا صیادان، خطر دریا و مرگ‌های ناگهانی. هم‌زمان، آذر از کودکی خودش، حافظه‌ی قوی، نقش فرزند اول، ورود زودهنگام به مدرسه، شیطنت‌ها، علاقه به تئاتر، سینما، انشانویسی و فضای سیاسی خانه‌ای که جلسات زنان حزب توده در آن برگزار می‌شد، تصویر روشنی ارائه کرده است.

خلاصه کتاب زندگی و زمانه آذر فخر

کتاب زندگی و زمانه آذر فخر روایت اول‌شخص آذر است از کودکی تا سال‌های پختگی و مهاجرت. متن از ریشه‌های خانوادگی در آستارا و انزلی آغاز می‌شود؛ از میرزا علی، پدری که با شوق درس و فن، از خانه‌ی پرتبعیض برادر می‌گریزد، در بندر پهلوی کار فنی و دریایی می‌آموزد و در خانه‌ی ندیم‌باشی عاشق فاطمه می‌شود. ازدواجی که با مخالفت شدید خانواده‌ی دختر، تهدید، چانه‌زنی و شروط سنگین شکل می‌گیرد و به‌سرعت زیر سایه‌ی بدهی و تنگدستی قرار می‌گیرد. در ادامه، کتاب زندگی و زمانه آذر فخر به استخدام مادر در اداره‌ی بندر، تولد و مرگ چند فرزند، شکل‌گیری خانواده‌ی پرجمعیت، جابه‌جایی خانه‌ها و نقش پررنگ مادربزرگ و خاله‌ها می‌پردازد. آذر از جزئیات شهر، مدرسه، سینما، تئاتر، صیادان، و نیز از فضای سیاسی خانه، فعالیت‌های توده‌ای مادر و خاله، و نخستین مواجهه‌هایش با هنر نمایش و نوشتن می‌گوید و به‌تدریج زمینه‌ی ورودش به تئاتر و تلویزیون را ترسیم کرده است.

چرا باید کتاب زندگی و زمانه آذر فخر را بخوانیم؟

این کتاب تصویری نزدیک و جزئی‌نگر از زندگی زنی گیلانی ارائه کرده است که از دل خانواده‌ای کارگر و سیاسی، به صحنه‌ی تئاتر و تلویزیون رسیده و سپس سال‌های طولانی را در غربت گذرانده است. خواننده در کنار سرگذشت شخصی آذر فخر، با تاریخ اجتماعی بندر انزلی، مناسبات خانوادگی، کار اداری زنان، صیادی، و فضای سیاسی دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ نیز آشنا می‌شود.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب به علاقه‌مندان زندگی‌نامه‌های شخصی، پژوهشگران تاریخ اجتماعی و فرهنگی شمال ایران، دوست‌داران تئاتر و تلویزیون، و کسانی که به روایت‌های زنانه از خانواده، کار، مهاجرت و سیاست توجه دارند پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب زندگی و زمانه آذر فخر

«نام من توی شناسنامه صدیقه سیف‌اللهی فخر است و ۲۴ آذرماه سال ۱۳۲۰ در بندر انزلی به دنیا آمدم که آن زمان بندر پهلوی نامیده می‌شد. نام پدرم میرزا علی است. او سال ۱۲۸۸ در آستارا به دنیا آمد؛ درست مثل من در ۲۴ آذر. مادرم اما مثل من متولد انزلی بود. اول مهرماه سال ۱۲۹۸ به دنیا آمد و ده سال با پدرم اختلاف سنی داشت. پدرم رابطه‌ای بسیار نزدیک و صمیمی با من داشت. همیشه می‌گفت: «تو هم دختر منی، هم خواهرم و هم مادرم.» علتش هم این بود که من همیشه مَحرم رازهایش بودم. همواره در خلوت‌های دونفره، با شوق و علاقه به خاطرات روزگار سخت کودکی‌اش گوش می‌کردم. وقتی از دردهایی که کشیده و سختی‌هایی که دیده بود می‌گفت و بغض راه گلویش را می‌بست، سرش را بغل می‌کردم و اشک می‌ریختم. اشک می‌ریختم تا او هم راحت باشد و بتواند بغضش را خالی کند. از کودکی به ما آموخته‌اند که مرد گریه نمی‌کند! پرسش همیشگی من این بود که مگر مرد انسان نیست؟ پس درد و رنجش را چطور باید از وجودش خالی کند؟ اگر گریه نکند غم‌ها توی دلش انبار می‌شود. تبدیل می‌شود به مرض، غمباد یا در جاهایی به شکل‌های مختلف خشونت خودش را نشان می‌دهد. پدرم دردهایش را توی دلش نگه نمی‌داشت. او کل قصۀ کودکی‌‌ تا جوانی‌اش را برای من گفت. این‌که چه شد از آستارا به انزلی مهاجرت کرد. این‌که چطور آن‌جا به مادرم دل بست و در بندر ماندگار شد...»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۴۴۴ صفحه

حجم

۱٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۴۴۴ صفحه

قیمت:
۵۶۰,۰۰۰
تومان