
کتاب هزار گوشه زندگی
معرفی کتاب هزار گوشه زندگی
کتاب هزار گوشه زندگی نوشته شراره کثیری توسط نشر سنجاق بهصورت الکترونیکی منتشر شده است. این رمان دربارهی زندگی روزمره، روابط خانوادگی، دغدغههای شغلی و چالشهای روانی زنی جوان به نام شادی است که در کنار همسرش و خانوادههایشان با فرازونشیبهای زندگی شهری و حرفهای دستوپنجه نرم میکند. رمان با نگاهی جزئینگرانه و صمیمانه به لحظههای کوچک و بزرگ زندگی میپردازد؛ از صبحانههای خانوادگی و عطر قهوهی صبحگاهی تا جلسات مشاورهی روانشناسی و مواجهه با مراجعانی که قصههای متفاوتی دارند. رمان حاضر با زبانی ساده و توصیفاتی ملموس، تصویری از روابط انسانی، نقش خانواده، مسئولیتهای شغلی و دغدغههای فردی را به تصویر میکشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هزار گوشه زندگی
کتاب هزار گوشه زندگی به قلم شراره کثیری، رمانی در فضای شهری را روایت میکند که در بستر زندگی یک روانشناس جوان به نام شادی شکل میگیرد. این رمان ایرانی با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره، روابط خانوادگی و حرفهای و دغدغههای ذهنی شخصیت اصلی، تصویری چندلایه از زندگی زنان طبقهی متوسط شهری ارائه داده است. رمان از خانهای گرم و صمیمی آغاز میشود و بهتدریج وارد فضای مطب روانشناسی و تعاملات شادی با مراجعانش میشود. هر فصل از این اثر، بخشی از زندگی شادی را از زاویهای متفاوت نشان میدهد؛ از لحظات آرام خانه و گفتوگوهای صمیمانه با همسر و خانواده تا چالشهای حرفهای و مواجهه با مسائل پیچیدهی مراجعان او.
در کنار داستان اصلی، داستانهایی فرعی در باب زندگی مراجعان شادی نیز مطرح شده است که هرکدام بازتابی از مسائل اجتماعی، روانی و خانوادگی جامعهی معاصر ایران هستند. رمان هزار گوشه زندگی با نگاهی واقعگرایانه و بیپیرایه به موضوعاتی همچون مسئولیتپذیری، نقش خانواده، فشارهای اجتماعی، انتخابهای فردی و معنای خوشبختی میپردازد و میکوشد تصویری ملموس از زندگی معاصر ایرانی ارائه دهد.
خلاصه داستان هزار گوشه زندگی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان با روایت زندگی روزمرهی شادی، روانشناس جوان، آغاز میشود که در کنار همسرش (افشین) یک زندگی آرام را تجربه میکند. فضای خانه، عطر قهوه، صبحانههای دونفره و جزئیات کوچک زندگی، بستری برای نمایش آرامش و عشق میان زوج اصلی داستان است. شادی در مطب خود با مراجعانی روبهرو میشود که هرکدام قصهای دارند؛ از نوجوانی به نام آیدا که با اضطراب و عذاب وجدان و رازی سنگین به او مراجعه میکند تا زن مسنی که پس از مرگ سگش دچار اندوه عمیق شده است.
داستان با ورود آیدا که بار سنگین یک اشتباه و احساس گناه را بر دوش میکشد، وارد لایههای عمیقتری از روان انسان میشود. شادی میکوشد با شنیدن بیقضاوت و ایجاد حس امنیت به آیدا کمک کند تا با گذشته و احساساتش روبهرو شود. در کنار این ماجرا، داستانهایی از سایر مراجعان، دغدغههای شغلی، فشارهای خانوادگی و انتظارات اجتماعی نیز روایت میشود؛ از اضطراب کنکور تا چالشهای ازدواج و نقش خانوادهها در زندگی مشترک. رمان با نمایش لحظههای ساده اما معنادار مانند دورهمیهای خانوادگی، گفتوگوهای شبانه و تردید درمورد مادرشدن، به اهمیت انتخابهای فردی و ارزش لحظههای زندگی اشاره میکند. روایت شادی از خستگیهای نادیدنی، تلاش برای حفظ تعادل میان کار و زندگی شخصی و جستوجوی آرامش در میان دغدغههای روزمره، موضوع اصلی رمان را شکل میدهد.
چرا باید کتاب هزار گوشه زندگی را بخوانیم؟
رمان هزار گوشه زندگی به لایههای پنهان زندگی روزمره و روابط انسانی میپردازد. این رمان با نمایش لحظههای کوچک و بزرگ، از دغدغههای شغلی و مسئولیتهای خانوادگی تا چالشهای روانی و انتخابهای فردی، تصویری واقعی و ملموس از زندگی معاصر ارائه داده است. خواننده با شخصیتهایی روبهرو میشود که هرکدام بخشی از واقعیتهای جامعهی معاصر ایران را بازتاب میدهند؛ از نوجوانی که با عذاب وجدان و اضطراب دستوپنجه نرم میکند تا زنی که میان نقشهای مختلف خود در جستوجوی هویت و آرامش است. این رمان نهتنها به مسائل روانشناختی و اجتماعی میپردازد، بلکه اهمیت شنیدهشدن، همدلی و انتخابهای آگاهانه را برجسته میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان، فضاهای شهری، روابط خانوادگی، دغدغههای روانشناختی و مسائل زنان علاقه دارند. همچنین رمان حاضر به افرادی که در جستوجوی روایتهایی واقعگرایانه از چالشهای روزمره، انتخابهای فردی و نقش خانواده در زندگی هستند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب هزار گوشه زندگی
«صبح، کارهای مربوط به مرخصی افشین را انجام دادم. با تمام مراجعین تماس گرفتم و وقتهای مشاوره را تغییر دادم تا چند روزی ذهنم آزاد باشد. من و افشین تصمیم گرفته بودیم تا وقتی به خانه نرفتیم، چیزی دربارهٔ این ماجرا به خانوادهها نگوییم. هر دو میدانستیم اگر بفهمند، دلنگرانیشان حدی نخواهد داشت. پیش از رفتن، دکتر برای آخرین بار افشین را معاینه کرد و گفت همه چیز خوب پیش رفته، اما باید چند هفتهای از کار و استرس دور بماند و استراحت کند. وقتی از بیمارستان بیرون آمدیم، هوای آزاد مثل نسیمی آرام روی صورتمان نشست. افشین نفس عمیقی کشید و گفت:
ـــ بالاخره! چه فضای سرد و بیروحی داره اینجا… خدا هیچکس رو مریض نکنه.
لبخند زدم و در سکوت به سمت ماشین رفتیم. هنوز چهرهاش کمی رنگپریده بود، اما نگاهش پر از مهربانی بود. وقتی سوار شدیم، بهش گفتم:
ـــ خوب، برای اینکه دیگه سر از اینجا در نیاری، بهتره از این به بعد کمتر خودت رو تحت فشار بذاری.
افشین نگاهی طولانی به من کرد، انگار میخواست مطمئن شود واقعا آرامم، بعد گفت:
ـــ عزیزم، من که خودم نخواستم مریض بشم… اتفاقی بود. فقط از اینکه نگرانت کردم ناراحتم.»
حجم
۱۴۱٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۰ صفحه
حجم
۱۴۱٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۰ صفحه
نظرات کاربران
این کتاب در مورد یک خانم روانشناس به اسم شادی که دختری به اسم ایدا برای درمان پیششون میاد و از نظر ایدا ، ایدا اشتباهی کرده که قابل جبران نیست و ... من این کتاب به دختران نوجوان توصیه میکنم
خیلی آبکی وشعار می داد.برام جالب بود