
کتاب الا و اوون (جلد اول، غار بدشانسی)
معرفی کتاب الا و اوون (جلد اول، غار بدشانسی)
کتاب الا و اوون (جلد اول، غار بدشانسی) نوشتهی جدن کیت با ترجمهی زهره ناطقی و تصویرگری ایرینا بودناروک، ماجرای دو اژدهای دوقلو را روایت کرده است که هر کدام شخصیت و سلیقهی خاص خود را دارند و همین تفاوتها آنها را وسط دردسرهای بامزه و ترسناک میاندازد. انتشارات برکه آبی آن را منتشر کرده است. در این کتاب، دنیایی پر از اژدها، غولها، جادوگرهای عجیب، کلوچههای شرور و موجودات رنگارنگ ساخته شده است؛ دنیایی که در آن عطسهی آتشین میتواند هم فاجعه درست کند هم نجاتبخش باشد. متن کتاب با فصلهای کوتاه، عنوانهای شوخطبعانه و صحنههای پر از گفتوگو پیش میرود و تصویرهای رنگی و پرجزئیات، فضای فانتزی و طنزآمیز داستان را کامل کرده است. در این جلد، تمرکز بر یک ماجراجویی مشخص است: پیدا کردن غاری که گفته میشود جادوگر اژدهایی اسرارآمیزی در آن برای هر دردی درمانی دارد. اما مسیر رسیدن به این غار، پر از غولهای گرسنه، تلههای عجیب، کدوتنبلهای تهدیدآمیز، کلوچههای جادویی و جادوگری است که از سبزیجات تشکیل شده است. رابطهی خواهر و برادر، بحثها و کلکلهایشان، ترسها و شجاعتهای لحظهای آنها، هستهی اصلی ماجرا را شکل داده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب الا و اوون (جلد اول، غار بدشانسی)
کتاب الا و اوون (جلد اول، غار بدشانسی) داستانی فانتزی از جدن کیت است که در دنیایی پر از اژدها، غول، جادوگر و موجودات جادویی میگذرد. در این دنیا، کوه وحشت، آبشار ویرانی، غارهای پر از جیغ و دهها خانهی سنگی اژدهاها کنار هم قرار گرفتهاند و زندگی روزمرهی اژدهایان شامل چیزهایی مثل بستنی ماهی ترش، حلزونهای لزج و عطسههای آتشین است. در مرکز این جهان، دو اژدهای دوقلو به نامهای الا و اوون قرار دارند؛ اوون عاشق کتاب خواندن و ماجراهای قهرمانانهی اژدهاها است و از مریضبودن بدش نمیآید چون میتواند در رختخواب بماند و مطالعه کند، درحالیکه الا بیشتر دنبال هیجان، ماجراجویی و امتحانکردن «حس اژدهایی» خود برای پیدا کردن راه و کشف مکانهای ناشناخته است. کتاب الا و اوون (جلد اول، غار بدشانسی) با فصلهای متعدد و عنواندار پیش میرود؛ فصلهایی مثل «غار آاااه! بدشانسی!»، «سبزیجات شرور»، «خرگوشهای اژدهایی؟»، «اورلاک جادوگر نهچندان شرور» و «کمشده!». هر فصل ماجرایی تازه و یک دردسر جدید برای دوقلوها میآورد و درعینحال ماجراجویی اصلی را جلو میبرد. کتاب الا و اوون (جلد اول، غار بدشانسی) از دل همین فصلها، کمکم نقشهی راه مجموعه را هم نشان میدهد. در این جلد، دوقلوها برای درمان عطسههای آتشین اوون بهدنبال جادوگر اژدهایی به نام اورلاک مورلاک راه میافتند و در مسیر، با غولی به نام آزگود اوگرستین، کدوتنبلهای تهدیدآمیز، قفسهای تلهمانند، کلوچهی جادویی شرور و درنهایت جادوگر سبزیجاتی روبهرو میشوند که قرار است آنها را به خرگوشهای پرنده تبدیل کند. طنز داستان از چند جا شکل گرفته است: از نامها و ترکیبهای عجیب (مثل حس غاریابی اژدهایی، یُرز ناف اژدها، ناخن پای غول، عصای مارچوبهای و عصای ریواسی)، از گفتوگوهای تند و تیز خواهر و برادر و از اینکه تقریباً هر نقشهای که میکشند اول خراب میشود و بعد بهطور غیرمنتظرهای جواب میدهد. در کنار اینها، رابطهی الا و اوون و اینکه چطور وسط دعوا و غرزدن، باز هم برای نجات همدیگر از غول و جادوگر و کلوچهی شرور دستبهکار میشوند، خط عاطفی ملایمی به داستان داده است. پایان کتاب با اشارهای مستقیم به ادامهی ماجرا در جلد بعدی تمام شده است و نشان داده است که دردسرهای دوقلوها با غار بدشانسی تمام نمیشود.
خلاصه کتاب الا و اوون (جلد اول، غار بدشانسی)
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با معرفی دنیای اژدهاها شروع میشود؛ جایی پایین کوه وحشت، کنار آبشار ویرانی، که دهها اژدها در خانههای سنگی زندگی میکنند. در این میان، اوون اژدهایی است که سرما خورده، عطسههای آتشینش همهجا را به هم میریزد و از این وضعیت چندان ناراحت نیست چون میتواند در رختخواب بماند و کتاب بخواند. خواهر دوقلویش الا اما از این وضع خسته شده است، چون اگر اوون بیمار بماند باید کارهایش را انجام دهد. او از غاری شنیده است که در آن جادوگر اژدهایی اسرارآمیزی برای هر دردی درمان دارد. اوون اول حاضر نیست به چنین جایی برود تا اینکه الا از «ناخنهای پای غولپیکر» برای کلکسیون اوون حرف میزند و همین کافی است تا اوون با هیجان قبول کند. دوقلوها بهسمت غاری میروند که الا اسمش را غارتوغار گذاشته است، درحالیکه اسم واقعی آن غار آاااه! بدشانسی! است؛ چیزی که اوون بعداً میفهمد. در راه، آنها در جنگل گم میشوند، با درختپریای به نام برنچی مک الفنبری آشنا میشوند، روی تپهای شیبدار سقوط میکنند و در میان پیچکهای خاردار و کدوتنبلهای بزرگ سبز گرفتار قفسی میشوند که به غولی به نام آزگود اوگرستین تعلق دارد. آزگود میخواهد آنها را بهخاطر خوردن کدوتنبلهایش به خورشت اژدها تبدیل کند، اما الا با استفاده از علاقهی غول به فلفل نقشهای میکشد؛ فلفل باعث میشود اوون عطسهی آتشین کند، قفس بسوزد و دوقلوها فرار کنند. اوون هم در این میان شیشهای از ناخنهای پای غول را برای کلکسیونش برمیدارد. وقتی بالاخره به غار میرسند، تابلویی با عنوان غار آاااه! بدشانسی! میبینند اما الا همچنان اصرار دارد که این همان غارتوغار است. داخل غار، آنها با کلوچهی جادویی شروری روبهرو میشوند که با آوازخواندن بلند و آزاردهنده فراریاش میدهند. بعد جادوگری ظاهر میشود که از سبزیجات تشکیل شده است: بازوهای کرفسی، پاهای هویجی، بدن کلم بروکلی و سر گلکلمی. این جادوگر همان اورلاک مورلاک است، اما نه جادوگر اژدهاییای که دوقلوها تصور میکردند، بلکه جادوگر سبزیجاتی که در طلسمکردن چندان موفق نیست. او الا و اوون را در قفس میاندازد و تصمیم میگیرد آنها را به خرگوشهای پرنده تبدیل کند، اما هر بار فقط بخشی از بدنشان را خرگوشی میکند؛ گوشها، دُمها، دندانها و پاها. در گفتوگو با اورلاک، دوقلوها میفهمند که او برای قویترشدن جادوهایش به ناخنهای پای غول نیاز دارد، اما هر بار که به غول پایین جاده سر میزند نزدیک است خودش به خورشت تبدیل شود. اینجا همان جایی است که شیشهی ناخنهای پای غول که اوون از کلبهی آزگود برداشته بود به درد میخورد. آنها با اورلاک معامله میکنند: ناخنهای پا در ازای درمان سرماخوردگی اوون و آزادشدنشان و اینکه اورلاک دستکم همیشه شرور نباشد. اورلاک با کمک ناخنها عصای مارچوبهایاش را به عصای ریواسی تبدیل میکند و با وجود ترسش از خرابشدن طلسم، موفق میشود عطسههای آتشین اوون را درمان کند. در پایان، الا و اوون همراه اورلاک از غار بیرون میآیند و راه خانه را در پیش میگیرند، اما در مسیر برگشت دوباره گم میشوند، با درختپری دیگری روبهرو میشوند، در دریاچهای سیاه میافتند و با مارماهی غولپیکری مواجه میشوند؛ جایی که داستان بهسمت جلد دوم مجموعه اشاره میکند.
چرا باید کتاب الا و اوون (جلد اول، غار بدشانسی) را بخوانیم؟
کتاب الا و اوون (جلد اول، غار بدشانسی) دنیایی فانتزی و پرجزئیات ساخته است که در آن هر چیز آشنایی به شکل تازهای ظاهر شده است؛ از عطسهی ساده که به آتش تبدیل میشود تا کلوچهای که شرور است و غولی که هم آشپز است هم از آتش اژدها میترسد. این ترکیبِ ترس و خنده، ماجراجویی و شوخی، باعث شده است داستان هم هیجان داشته باشد هم لحظههای بامزه و سبک. در این کتاب، رابطهی خواهر و برادر در مرکز ماجرا قرار گرفته است. الا و اوون مدام با هم بحث میکنند، همدیگر را مقصر میدانند و سلیقههای متفاوتی دارند، اما در لحظههای خطر، برای نجات هم از غول، جادوگر و تلههای عجیب استفاده میکنند و نقشه میکشند. این تضاد بین غرزدن و مراقبتکردن، تصویر قابللمسی از رابطهی خواهر و برادر ساخته است. از طرف دیگر، داستان پر از ایدههای خلاقانه است: حس غاریابی اژدهایی، یُرز ناف اژدها، عصای مارچوبهای و ریواسی، ناخن پای غول، کدوتنبلهای تهدیدآمیز و جادوگری که فقط میتواند کلم بروکلی را به گلکلم تبدیل کند. این جزئیات، خواندن را شبیه قدمزدن در دنیایی میکند که در هر گوشهاش یک چیز عجیب و خندهدار منتظر است. ساختار فصلبندیشده و ماجراهای کوتاه در دل ماجرای اصلی هم باعث شده است که داستان بهصورت تکهتکه و قابلدنبالکردن پیش برود و هر فصل یک نقطهی اوج کوچک داشته باشد. برای کسانی که به دنبال داستانی پر از موجودات خیالی، گفتوگوهای شوخطبعانه و ماجراجوییهای پشتسرهم هستند، این کتاب میتواند شروع مناسبی برای ورود به مجموعهی الا و اوون باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب الا و اوون (جلد اول، غار بدشانسی) به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای فانتزی پر از اژدها، غول، جادوگر و موجودات عجیب علاقه دارند. به مخاطبانی پیشنهاد میشود که از ماجراجوییهای پرهیجان، صحنههای بامزه و گفتوگوهای شلوغ خواهر و برادر لذت میبرند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دنبال متنی هستند که در آن تخیل، طنز و کمی ترس در کنار هم پیش میروند و مجموعهای دنبالهدار را شکل میدهند. «وقتی اژدهایان عطسه میکنند آنسوی کوه وحشت، در میان مهی از جیغهای پنهان و در کنار آبشار ویرانی، منطقهای بود که فقط شوالیههایی با زره درخشان که میخواستند شاهدختی را تحت تأثیر قرار دهند جرئت رفتن به آنجا را داشتند. پایین کوه، در سمت دیگر، محل زندگی اژدهایان بود. دهها اژدها در دهها خانهی سنگی در این مکان زندگی میکردند. بله، درست است. اژدهایان! شما دربارهی اژدهایان اطلاعات کافی دارید؟ در اینجا به چند مورد مهم اشاره میکنیم: آنها نفس بسیار بدبویی دارند؛ در واقع، نفس بسیار بدبوی آتشین. شما میتوانید مانند یک اسب پرنده بر پشت آنها سوار شوید! غذای مورد علاقهشان بستنی ماهی ترش است! نکتهی دیگری هم باقی ماند؟ قطعاً! اژدهایان نفسآتشین گاهی بیمار میشوند و وقتی عطسه میکنند، بهتر است در بروید و جایی پنهان شوید. پوووف فلسهای آتشین! گلولهی آتش از دهان اوون بیرون پرتاب شد و قارچ سمیای را که روی آن نوشته بود «خواهر دوقلو» به آتش کشید. اوون بیرون پرید. الا همانطور که جانور هشتپایش آرامآرام میخزید و دور میشد، با عصبانیت گفت: «پوووف فلسهای آتشین! باعث شدی حلزون عنکبوتیام از دستم بیفتد!» اوون گفت: «ببخشید!» الا گفت: «تو خیلی وقت است که مریض شدهای، حداقل پنج روز! این عطسههای آتشین هم طبیعی نیستند.» اوون گفت: «من که از خدایم است بیمار باشم.»
حجم
۵٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه
حجم
۵٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه