کتاب آواز آسمان ابی الفنستن + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آواز آسمان

کتاب آواز آسمان

نویسنده:ابی الفنستن
انتشارات:کتاب چار
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب آواز آسمان

کتاب آواز آسمان نوشته‌ی ابی الفنستن داستانی فانتزی در سرزمینی یخ‌زده و جادویی به نام ارکنوالد است که نشر کتاب چار آن را منتشر کرده است. این کتاب با ترجمه‌ی حسام حامی روایتگر نبرد بچه‌ها با ملکه‌ی یخی و جادوی سیاه اوست؛ جایی که صداها دزدیده می‌شوند، قصرها از یخ تراشیده می‌شوند و خدایان آسمان در پسِ ستاره‌ها پنهان‌اند. ماجرا با دو قهرمان نوجوان، اسکا و فلینت، پیش می‌رود که هرکدام رازی در دل و پیوندی با جادوی قدیمی سرزمین دارند. آواز آسمان جهانی پر از قبیله‌ها، افسانه‌ها و اختراع‌های عجیب می‌سازد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب آواز آسمان

کتاب آواز آسمان ماجراجویی‌ای در سرزمین خیالی ارکنوالد است؛ جایی در دل شمال، با تابستان‌هایی که نیمه‌شب هم خورشید می‌تابد و زمستان‌هایی که تاریکی تمام افق را می‌بلعد. ابی الفنستن در این کتاب جهانی می‌سازد که در آن خدایان آسمان در قالب صورت‌های فلکی زندگی می‌کنند، شیپور افسانه‌ای یخبندان کوه‌ها و جنگل‌ها و آدم‌ها را پدید آورده و جادوی باستانی هنوز در نور ماه، باد و شفق قطبی جریان دارد. کتاب آواز آسمان در چندین فصل پی‌درپی، از سرآغاز اسطوره‌ای سرزمین و سه قبیله‌ی اصلی آن شروع می‌شود: قبیله‌ی پوستین‌پوش‌ها در جنگل‌های جنوب، قبیله‌ی پردارها در صخره‌های غرب و قبیله‌ی عاجی‌ها در سواحل یخی شمال. با خیانت جادوگر عاجی‌ها، اسلیتر، و آزادشدن ملکه‌ی یخی از دل یخچال، تعادل این جهان به‌هم می‌ریزد و قلعه‌ی وینترفنگ از دل کوه یخ سر برمی‌آورد. در ادامه‌ی کتاب آواز آسمان، روایت بین دو شخصیت اصلی جابه‌جا می‌شود: اسکا، دختری که در جعبه‌ی موسیقی ملکه زندانی و صدایش هدف اصلی جادوی سیاه است، و فلینت، پسر قبیله‌ی پوستین‌پوش که با سورتمه، هاسکی‌ها و اختراع‌های عجیبش برای نجات مادرش به دل خطر می‌زند. هر فصل بخشی از نقشه‌ی بزرگ‌تر را آشکار می‌کند؛ از سازوکار دزدیدن صداها و برج‌های یخی زندانیان تا اختلاف قبیله‌ها، نقش خدایان آسمان و جست‌وجوی راهی برای استفاده‌ی دوباره از جادوی خوب ارکنوالد.

خلاصه کتاب آواز آسمان

آواز آسمان داستان سرزمینی است که با دمیدن در شیپور یخبندان زاده شده و جادویش در نور ماه، باد و شفق قطبی جریان دارد. با سقوط یکی از خدایان آسمان و آزادشدن ملکه‌ی یخی، این جادو به ابزاری برای ترس و اسارت تبدیل می‌شود. ملکه‌ی یخی با دزدیدن صداهای مردم در قلعه‌ی وینترفنگ، در پی جاودانگی است و تنها چیزی که کم دارد صدای اسکا است؛ دختری که باور دارد صدایش نفرین شده و می‌تواند سرنوشت سرزمین را عوض کند. در سوی دیگر، فلینت از قبیله‌ی پوستین‌پوش‌ها با سورتمه، هاسکی‌ها و اختراع‌های آمیخته به جادوی قدیمی، مخفیانه راهی وینترفنگ می‌شود تا مادرش را از برج‌های یخی نجات دهد. برخورد اتفاقی او با اسکا، فرارشان از قصر و سفرشان به‌سوی جنگل ریشه‌های عمیق، آغاز ماجرایی است که در آن اعتماد، اتحاد قبیله‌ها و بازگشت ایمان به جادوی ارکنوالد در مرکز داستان قرار می‌گیرد.

چرا باید کتاب آواز آسمان را بخوانیم؟

آواز آسمان جهانی یخ‌زده و پرجزئیات می‌سازد که در آن اسطوره، جادو و تکنیک‌های ابتکاری یک‌جا جمع شده‌اند. این کتاب روی دو قهرمان نوجوان تمرکز کرده است که میان ترس، احساس گناه و امید، راه خود را پیدا می‌کنند. خواندن آن برای دنبال‌کردن شکل‌گیری دوستی، کشف هویت، و دیدن این است که چگونه باور به جادو و همکاری می‌تواند در برابر قدرتی ظاهراً شکست‌ناپذیر قد علم کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن آواز آسمان به علاقه‌مندان داستان‌های فانتزی پر از برف، قصرهای یخی و موجودات جادویی پیشنهاد می‌شود. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که از روایت‌های ماجراجویانه‌ی نوجوانانه، قهرمانان کم‌سن‌وسال، و جهان‌سازی‌های پرجزئیات درباره‌ی قبیله‌ها و افسانه‌های خیالی لذت می‌برند.

بخشی از کتاب آواز آسمان

«آنجا که پای بزرگ‌ترین جهانگردان هم نرسیده و دقیق‌ترین نقشه‌ها هم راه به جایی نمی‌برند سرزمینی هست به اسم اِرکِنوالد. در این سرزمین، حتی نیمه‌شب‌های تابستان هم خورشید می‌تابد و نورش روی کوه‌های یخی شمال و بین صخره‌های بی‌پایان پوشیده از برف غرب برق می‌زند؛ اما در زمستان‌های سرد و طولانی، خورشید اصلاً پیدایش نمی‌شود. آن‌وقت، شب‌ها کش می‌آیند و کش می‌آیند و تاریکی آن‌قدر غلیظ می‌شود که دستت را جلوی صورتت نمی‌بینی. اینجا که در دل شمال است حتی ستاره‌ها هم مثل جاهای دیگر نیستند. شاید هم این‌طوری بهتر باشد، چون اگر دب اصغر کمی قوانین را زیر پا نمی‌گذاشت، اصلاً داستانی برای تعریف‌کردن نداشتیم... بعضی‌ها به این صورت فلکی می‌گویند خرس کوچک، اما اگر ستاره‌شناس‌ها حقیقت را می‌دانستند، اگر می‌توانستند درون چیزها و فراسویشان را هم ببینند، شاید اسم دیگری برایش انتخاب می‌کردند. چون این هفت ستاره در واقع خدایان آسمان‌اند، غول‌های باشکوهی که از غبار ستاره‌ها ساخته شده‌اند. درخشان‌ترینشان، ستارهٔ قطبی، همان کسی بود که اولین بار در ارکنوالد، جان دمید. قدرتش آن‌قدر زیاد بود که فقط و فقط یک بار در شیپور افسانه‌ای یخبندان دمید و آن‌وقت، کیلومترها پایین‌تر، سرزمین‌های خالی و یخ‌زده دگرگون شدند. کوه‌ها، جنگل‌ها و یخچال‌ها سر برآوردند. بعد نوبت حیوانات شد: خرس‌های قطبی پرسه‌زنان در دشت‌های سردسیر، نهنگ‌ها خرامان در اقیانوس‌ها و گرگ‌ها آرام لابه‌لای درخت‌ها به حرکت درآمدند. در آخر، نوای شیپور یخبندان آدم‌ها را پدید آورد: زن‌ها و مردهایی با شکل‌ها، اندازه‌ها و رنگ‌های مختلف که در سراسر سرزمین پراکنده شدند. سال‌ها گذشت و این مردان و زنان سه قبیله تشکیل دادند: قبیلهٔ پوستین‌پوش‌ها که در جنگلی در جنوب سرزمین، خانه‌هایشان را از پوست گوزن شمالی می‌ساختند؛ قبیلهٔ پَردارها که در غارهای صخره‌های بی‌پایان غرب ساکن شدند؛ و قبیلهٔ عاجی‌ها که در بالای صخره‌های ساحل شمالی، خانه‌هایی یخی ساختند. هر قبیله آداب‌ورسوم و باورهای خودش را داشت، اما همه در صلح و صفا کنار هم زندگی می‌کردند، به هم که می‌رسیدند به یکدیگر غذا تعارف می‌کردند و وقتی هوا نامساعد می‌شد، به هم پناه می‌دادند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۰۶٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۲۰ صفحه

حجم

۲۰۶٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۲۰ صفحه

قیمت:
۱۰۶,۰۰۰
تومان