
کتاب ربوده شدن آدل
معرفی کتاب ربوده شدن آدل
کتاب ربوده شدن آدل نوشتهی رمی دو وو با ترجمهی شهرزاد سلحشور، اثری در حوزهی نمایشنامه و تئاتر است که نشر قطره آن را منتشر کرده است. این نمایشنامه فرانسوی، داستان ناپدیدشدن دختری نوجوان به نام آدل را در یک روستای کوچک روایت میکند و واکنشهای اهالی، خانواده و پلیس را به این حادثه به تصویر میکشد. فضای اثر، میان خانهها، مغازهها و خیابانهای روستا در رفتوآمد است و شخصیتهای متعددی از جمله والدین آدل، مادربزرگ، قصاب، معلم و بازرس پلیس درگیر ماجرا میشوند. ربوده شدن آدل با نگاهی موشکافانه به روابط انسانی، شایعهسازی، سوءظن و بحرانهای خانوادگی و اجتماعی میپردازد و با دیالوگهایی زنده و موقعیتهایی طنزآمیز، لایههای پنهان زندگی روزمره را آشکار میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ربوده شدن آدل
کتاب ربوده شدن آدل نوشتهی رمی دو وو، نمایشنامهای است که در بستری روستایی و جمعی کوچک رخ میدهد. داستان با ناپدیدشدن آدل، دختر نوجوان خانوادهی برتوله، آغاز میشود و بهسرعت به بحرانی اجتماعی بدل میگردد. نویسنده با بهرهگیری از شخصیتهای متنوع، از والدین و مادربزرگ گرفته تا قصاب، معلم، بازرس و اهالی روستا، شبکهای از روابط و سوءظنها را شکل داده است. هر شخصیت با دیدگاه و پیشداوریهای خاص خود، درگیر ماجرای گمشدن آدل میشود و این حادثه بهانهای برای آشکارشدن تنشهای پنهان، اختلافات خانوادگی و قضاوتهای اجتماعی میشود. ساختار نمایشنامه بهگونهای است که صحنهها میان مکانهای مختلف روستا جابهجا میشوند و گفتوگوهای روزمره، طنز تلخ و گاه پوچی روابط انسانی را برجسته میکنند. رمی دو وو در این اثر، نهتنها به معمای ناپدیدشدن یک نوجوان، بلکه به واکنشهای جمعی، شایعهسازی، ترس، بیاعتمادی و بحران هویت در جامعهای کوچک پرداخته است. ربوده شدن آدل با زبانی صریح و موقعیتهایی ملموس، تصویری از جامعهای ارائه میدهد که در مواجهه با بحران، مرز میان حقیقت و خیال را گم میکند.
خلاصه کتاب ربوده شدن آدل
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان ربوده شدن آدل با نگرانی میشل برتوله، پدر آدل، از بازنگشتن دخترش به خانه آغاز میشود. خانواده، اهالی روستا و پلیس وارد ماجرا میشوند و جستوجو برای یافتن آدل در جنگل و اطراف روستا شکل میگیرد. مادربزرگ آدل، لوس برتوله، برخلاف میل عروسش، تصمیم میگیرد شخصاً تحقیق کند و به خانهی پسرش میآید. هر یک از اهالی روستا، از قصاب تا معلم و باغبان، فرضیههای خود را دربارهی سرنوشت آدل مطرح میکنند و کوچکترین رفتار غیرعادی همسایهها زیر ذرهبین قرار میگیرد. این وضعیت به گسترش سوءظن، شایعه و اختلاف میان مردم منجر میشود. در کنار جستوجوها، روابط خانوادگی و زناشویی شخصیتها نیز دچار تنش و بحران میشود؛ مادرخواندهی آدل، استفانی، با شوهرش اختلاف دارد و مادربزرگ نیز نسبت به عروسش بدگمان است. بازرس پلیس و معلم روستا نیز درگیر روابط عاطفی و شخصی خود میشوند. در این میان، نوجوانان روستا، بهویژه اما و گائتان، با مسائل هویتی و فرار از محیط بستهی روستا دستوپنجه نرم میکنند. نمایشنامه با دیالوگهای تند، طنز تلخ و موقعیتهای روزمره، فضای پرتنش و پرابهام روستا را به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه یک بحران، لایههای پنهان روابط انسانی را آشکار میکند.
چرا باید کتاب ربوده شدن آدل را بخوانیم؟
ربوده شدن آدل با روایتی چندلایه و شخصیتپردازی دقیق، تصویری از جامعهای کوچک و بسته ارائه میدهد که در مواجهه با بحران، بهسرعت دچار آشفتگی و سوءظن میشود. این نمایشنامه، نهتنها به معمای ناپدیدشدن یک نوجوان میپردازد، بلکه واکنشهای جمعی، شایعهسازی، ترس و بحرانهای خانوادگی را بهخوبی به تصویر میکشد. دیالوگهای زنده و موقعیتهای طنزآمیز، فضای اثر را از یکنواختی دور میکند و خواننده را با لایههای مختلف شخصیتها و روابطشان آشنا میسازد. مطالعهی این کتاب فرصتی است برای تأمل دربارهی رفتار جمعی، قضاوتهای شتابزده و تأثیر بحران بر روابط انسانی. همچنین، علاقهمندان به تئاتر و ادبیات نمایشی میتوانند با ساختار و زبان خاص نمایشنامههای معاصر فرانسوی آشنا شوند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن ربوده شدن آدل به علاقهمندان نمایشنامه، تئاتر، ادبیات معاصر فرانسه و کسانی که به موضوعات اجتماعی، بحرانهای خانوادگی و روانشناسی جمعی علاقه دارند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که دغدغهی شناخت رفتار جمعی در موقعیتهای بحرانی یا بررسی روابط انسانی در جوامع کوچک را دارند، این کتاب توصیه میشود.
بخشی از کتاب ربوده شدن آدل
«میشل برتوله: کجا رفته؟ بهش گفته بودم نره. استفانی برتوله: تو زیادی باهاش راه میآی. میشل برتوله: بهم گفت وقت زیادی براش نمونده. استفانی برتوله: آزادش میذاری هرکاری میخواد بکنه و بعد تعجب میکنی. میشل برتوله: حس میکنم غیبش زده. استفانی برتوله: اولینبار نیست که حرفنزده راهش رو کشیده رفته. میشل برتوله: این دفعه فرق میکنه. استفانی برتوله: میشه بگی چیش با دفعههای قبل فرق میکنه؟ میشل برتوله: دلشوره دارم. استفانی برتوله: اون نمیتونه همینطوری غیبش بزنه. میشل برتوله: البته که میتونه. استفانی برتوله: فقط رفته چرخ بزنه و تو نگرانی. میشل برتوله: فکر نمیکنم رفته باشه چرخ بزنه. فکر میکنم که واسه همیشه رفته. استفانی برتوله: چی تو ذهنته؟ مسخره نباش. میشل برتوله: اون هیچوقت برنمیگرده. دور میشوند."
حجم
۱۰۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه
حجم
۱۰۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه
