کتاب جادوگر شیرینی پز تی. کینگ فیشر + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب جادوگر شیرینی پز

کتاب جادوگر شیرینی پز

انتشارات:کتاب چار
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب جادوگر شیرینی پز

کتاب جادوگر شیرینی‌پز نوشته‌ی تی. کینگ فیشر با ترجمه‌ی حسام حامی داستانی فانتزی، معمایی و پر از خرده‌جادوهای بامزه است که نشر کتاب چار آن را منتشر کرده است. قهرمان نوجوان داستان، شاگرد نان‌وشیرینی‌پزی است که جادویش فقط روی خمیر و نان اثر می‌گذارد، اما ناگهان وسط ماجرایی تاریک از قتل، توطئه و جادوگران خطرناک پرتاب می‌شود. فضای شهری پر از کانال، نان‌های جادویی، مخمر زنده و شیرینی‌های متحرک، در کنار پلیس، بازجو و دوشس، جهانی عجیب و درعین‌حال ملموس ساخته است. روایت، ماجرای کشف یک جسد در نان‌وشیرینی‌پزی و پیامدهای آن را دنبال می‌کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب جادوگر شیرینی پز

کتاب جادوگر شیرینی‌پز ماجرای مونا، دختر چهارده‌ساله‌ای است که در نان‌وشیرینی‌پزی زن‌عمو تابیتا کار می‌کند و تنها جادویی که بلد است این است که نان‌ها خوب پف کنند، نسوزند و خمیرها قشنگ از قالب دربیایند. تی. کینگ فیشر در این کتاب شهری پر از کانال، کلیسا، قصر دوشس و محله‌های پرخطر را تصویر کرده است که در آن خرده‌جادوگرها، کشیش‌ها، پاسبان‌ها و اشراف کنار هم زندگی می‌کنند و جادو بخشی عادی اما مشکوک از زندگی روزمره است. کتاب جادوگر شیرینی‌پز با کشف جسد دختری ناشناس در نان‌وشیرینی‌پزی شروع می‌شود و از همان فصل‌های اول، پای پلیس، پزشک قانونی، بازجو ابران و درنهایت خود دوشس و لرد ایتن را وسط می‌کشد. در این کتاب، جادو بیشتر در جزئیات روزمره است: مخمر زنده‌ای به نام باب که موش می‌خورد، شیرینی‌های زنجبیلی که می‌رقصند، نان‌هایی که با یک خواهش نرم‌تر می‌شوند و خمیرهایی که به حرف جادوگر کوچک گوش می‌دهند. در کنار این جزئیات بامزه، لحن داستان به‌تدریج جدی‌تر می‌شود و از خلال گفت‌وگوها و صحنه‌های بازجویی و دادگاه، تصویری از ترس عمومی از جادو، سوءظن نسبت به خرده‌جادوگرها و حرف‌وحدیث‌های مربوط به «موج قتل‌های جادوگرها» شکل می‌گیرد. کتاب جادوگر شیرینی‌پز در فصل‌های متوالی، هم زندگی روزمره‌ی مونا در نان‌وشیرینی‌پزی و رابطه‌اش با زن‌عمو، عمو، مشتری‌ها و موجودات جادویی مثل باب را نشان می‌دهد و هم او را وسط سازوکار قدرت، قصر، بازجویی و محاکمه قرار می‌دهد تا تضاد میان دنیای کوچک نان و شیرینی با سیاست و ترس و قتل را پررنگ کند.

خلاصه کتاب جادوگر شیرینی پز

داستان جادوگر شیرینی‌پز با صحنه‌ای تکان‌دهنده آغاز می‌شود: مونا، شاگرد نوجوان نان‌وشیرینی‌پزی، صبح زود جسد دختری ناشناس را وسط مغازه پیدا می‌کند. از همان لحظه، زندگی معمولی او که پر است از خمیر، مخمر زنده‌ای به نام باب و شیرینی‌های زنجبیلی متحرک، زیرورو می‌شود. پلیس و پزشک قانونی سر می‌رسند، بازجو ابران پای جادو را وسط می‌کشد و مونا به‌خاطر خرده‌جادویش متهم و به قصر برده می‌شود. در ادامه‌ی جادوگر شیرینی‌پز، مونا میان دو دنیا معلق می‌ماند: از یک‌سو نان‌وشیرینی‌پزی شلوغ و مشتری‌های همیشگی، از سوی دیگر قصر، دادگاه، دوشس و لرد ایتن و حرف‌وحدیث‌ها درباره‌ی موج قتل‌های مرتبط با جادوگران. او باید هم از خودش در برابر سوءظن‌ها دفاع کند و هم کم‌کم بفهمد جسد آن دختر، ناپدیدشدن جوانان خرده‌جادوگر و ترس شهر از جادو چطور به هم وصل شده است.

چرا باید کتاب جادوگر شیرینی پز را بخوانیم؟

جادوگر شیرینی‌پز ترکیبی از فانتزی شهری، معمای قتل و طنز است که جادو را از برج‌های بلند و نبردهای عظیم می‌آورد وسط نان‌وشیرینی‌پزی و زندگی روزمره. این کتاب از زاویه‌ی دید دختری خرده‌جادوگر، هم ترس و سوءظن جامعه نسبت به جادو را نشان می‌دهد و هم گرمای کار، نان، مشتری‌ها و روابط کوچک را. فضای پرجزئیات شهر و شخصیت‌پردازی مونا و اطرافیانش، خواندن را جذاب می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن جادوگر شیرینی‌پز به دوست‌داران فانتزی شهری، نوجوانان و جوانانی که از قهرمان‌های معمولی با توانایی‌های محدود خوششان می‌آید، پیشنهاد می‌شود. همچنین به کسانی که از داستان‌هایی با ترکیب معما، جادو، فضای شهری پرکانال و خرده‌طنزهای روزمره لذت می‌برند، می‌تواند جذاب باشد.

بخشی از کتاب جادوگر شیرینی پز

«جسد دختری افتاده بود توی نان‌وشیرینی‌پزی زن‌عمویم. جیغ جلفی کشیدم و یک قدم رفتم عقب. بعد یک قدم دیگر و آخرسر خوردم به در مغازه. بیشتر وقت‌ها در را باز می‌گذاریم چون اگر این کار را نکنیم، فرهای بزرگ مغازه خیلی خیلی داغ می‌شوند ولی آن‌وقت ساعت چهار صبح بود و فرها هنوز داغ نشده بودند. همان لحظه که دیدمش، فهمیدم مرده. در زندگی‌ام آن‌قدرها جسد ندیده‌ام. فقط چهارده سالم است و نان‌وشیرینی‌پزی هم از آن کارهای پرتلفات نیست، ولی مایع قرمز پخش‌شده زیر سرش، هرچه بود، شربت تمشک نبود. حتی به‌فرض هم که دزدکی آمده بود توی مغازه که چرتی بزند، آن‌قدر با حالت عجیبی دراز کشیده بود که از آدم عادی بعید است آن‌شکلی بخوابد. شکمم بدجور به‌هم پیچید. انگار کسی با دست‌هایش محکم فشارش می‌داد. دست‌هایم را گرفتم جلوی دهانم که بالا نیاورم. آن‌قدر گند و کثافت برای تمیزکاری بود که دیگر لازم نبود صبحانه‌ام را هم بالا بیاورم. بدترین چیزی که به عمرم توی آشپزخانه دیده بودم، موشی بود که هرازگاهی سروکله‌اش پیدا می‌شد (به ما ایراد نگیرید. توی این شهر از شر موش‌ها خلاصی نداریم؛ وگرنه ما یکی از نان‌وشیرینی‌پزی‌های تمیز هستیم.) و البته قورباغه‌ی زامبی که از کانال‌ها خزید بیرون. بیچاره، احتمالاً با فاضلاب کاتدرال آمده بود. گاهی بی‌احتیاطی می‌کنند و آب مقدس را هر جا شد،‌ می‌ریزند و کوه قورباغه و سمندر آبی و نمی‌دانم چه و چه است که سرازیر می‌شود. (از همه بدتر، خرچنگ‌های دراز هستند. قورباغه‌ها را با جاروی دسته‌بلند می‌شود گرفت، ولی برای خرچنگ‌هایی که زامبی شده‌اند باید کشیش خبر کرد.) البته من کرور کرور قورباغه‌ی زامبی را به جسد آدمیزاد ترجیح می‌دادم.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۴۸٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۶۸ صفحه

حجم

۲۴۸٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۶۸ صفحه

قیمت:
۱۱۸,۰۰۰
تومان