
کتاب من عاشقش نبودم
معرفی کتاب من عاشقش نبودم
کتاب من عاشقش نبودم نوشته سیدمحمد سادات اخوی مجموعهای از داستانکها، شعرها، نثرهای ادبی، گفتارمتنها و یادداشتهایی است که نشر ستاک آن را منتشر کرده است. نویسنده در این کتاب، تجربههای شخصی، خاطرههای نوجوانی، مواجهه با کتابها و آدمها و تأملهایش درباره امام زمان (عج) را در قالبهایی کوتاه و متنوع کنار هم نشانده است. متنها گاهی روایی و خاطرهمحورند، گاهی گفتوگوی درونی یک شیء یا مکان، و گاهی یادداشتهایی تحلیلی درباره کتابها و سنتهای دینی. من عاشقش نبودم بخشی از «مجموعه کتابهای سرو» است و با نگاهی شخصی و صمیمی، سفری طولانی در جهان انتظار و شناخت امام زمان (عج) را روایت کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب من عاشقش نبودم
کتاب من عاشقش نبودم با پیشگفتاری طولانی و صریح آغاز میشود که در آن سیدمحمد سادات اخوی از روند شکلگیری این مجموعه، سالهای مطالعه و تردیدهایش برای نوشتن درباره امام زمان (عج) میگوید. نویسنده توضیح میدهد که این کتاب پیش از آن که طرحی کاملاً از پیشچیده داشته باشد، حاصل سفری سیوهشتساله در میان کتابهای تاریخ دینی، دعا، ادبیات و تجربه زیسته او در هیئتها، رسانه و معاشرت با اهل علم است. در همین بخش، چهار دسته اصلی کتابهای مهدوی را معرفی کرده است: تاریخنگارانه، روایت دیدارها، دعاها و زیارتنامهها و آثار ادبی و هنری. کتاب من عاشقش نبودم در ادامه، از متنهای متنوعی تشکیل شده است که زیرعنوانهایی مانند «در قاب خرده آینهها»، «داستانهای کوچک» و بخشهای شمارهدار دارد. در این متنها، نویسنده گاهی از زبان یک پله، یک سرداب، یک برگ، یک سوره، یک زمین وقفشده یا حتی یک فایل رایانهای حرف میزند و گاهی خاطرهای مستقیم از نوجوانی، سفر مشهد، آشنایی با کتابهایی مثل نجمالثاقب، مکیالالمکارم و صحیفه مهدویه را روایت میکند. کتاب من عاشقش نبودم در عین وفاداری به منابع دینی، نسبت آثار ادبی و روایی با باورهای مهدوی را نقد کرده و از خطر خیالپردازی و خرافه نیز سخن گفته است. در بخشهای پایانی، کتاب من عاشقش نبودم بیش از پیش به تجربههای شخصی نزدیک میشود؛ از حکایتهای نقلشده از دوستان و آشنایان تا روایتهایی درباره حج، زیارت کربلا، اضطرابهای روزمره، روزهداری، امتحان رانندگی و مواجهه با ترس و امید. این متنها در کنار هم، تصویری تکهتکه اما پیوسته از انسانی «دچار» امام زمان (عج) میسازند که میخواهد از دل زندگی عادی، پنجرههایی کوچک به سوی شناخت و ارتباط با آن حضرت باز کند.
خلاصه داستان من عاشقش نبودم
من عاشقش نبودم مجموعهای است از متنهای کوتاه که در آنها نویسنده، دغدغه اصلی خود را «آشنایی بیشتر و نزدیکتر با حضرت امام زمان (عج)» قرار داده است. کتاب از یکسو به مرور تجربههای خواندن کتابهای مهدوی، نقد نثرهای سنگین، اختلاف نقلهای تاریخی و دشواری استفاده از دعاها و ذکرها بدون استاد میپردازد و از سوی دیگر، با روایتهای داستانی و تمثیلی، احساس چشمبهراهی و شرم و امید نسبت به امام را زنده نگه میدارد. در این کتاب، اشیا و مکانها زبان میگیرند؛ پلهای که زیر پای امام خوشبختترین پله دنیاست، زمینی وقفشده که صاحب اصلیاش را گم کرده، برگی که زودتر از وقتش از شاخه کنده شده، سورهای که از حج و قربانی میگوید، و آینههای رواقی که عبور زائران و شاید عبور امام را میبینند. در کنار اینها، خاطرهها و حکایتهایی از دیدارهای مهدوی، سفر حج، زیارت کربلا، ترسهای روزمره و تلاش برای درستماندن، کتاب را به زندگی امروز پیوند داده است.
چرا باید کتاب من عاشقش نبودم را بخوانیم؟
من عاشقش نبودم تلاشی است برای پیوندزدن شناخت امام زمان (عج) با تجربههای روزمره، خاطرهها و زبان امروز. این کتاب هم خواننده را با گونههای مختلف آثار مهدوی آشنا میکند و هم نشان میدهد چگونه میتوان میان تاریخ، دعا، ادبیات و زندگی عادی پلی زد. متنهای کوتاه و متنوع آن، فرصت مکثهای کوچک و فکرکردن دوباره به معنای انتظار و ارتباط را فراهم کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
من عاشقش نبودم به کسانی پیشنهاد میشود که به موضوع امام زمان (عج)، دعاها و زیارتنامهها، و نیز به نثرهای ادبی کوتاه و تأملبرانگیز علاقهمندند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که میان کتابهای سنگین مهدوی و زندگی روزمره، بهدنبال پلی سادهتر و انسانیتر برای فهم و احساس این موضوعاند.
بخشی از کتاب من عاشقش نبودم
«کتاب حاضر، سوغات سفری سیوهشتساله است، سفری طولانی و سرشار از نشیبوفراز. نگارنده، مشتاقانه و نوجوانانه، این سفر را آغاز کرده و تا امروز که این مجموعه پیش روی شماست؛ کتابهای فراوانی را خوانده و آدمهای بزرگوار بسیاری را دیده است. برای من، زیباتر از همهچیز، خود «سفر» بوده است؛ حتی بیشتر از نتیجههای کوتاه یا طولانی سفرم در میان نوشتهها و آدمها، به خود سفر علاقهمندم. چون این سفر طولانی، نوجوانی را به میانسالی پیوند زد و مرا که شناخت امام زمان (ع) را با قصهها و دیدن احوال آدمهای مشتاق آغاز کرده بودم؛ «دچار» کرد... و دچار، کسی است که دلش میخواهد برای موضوع یا کسی که دچار اوست، «کاری کند». دچارشدن، اگر به عاشقی و عاشقانهدیدن برسد؛ بازی را بردهایم. شبیه همه کسانی میشویم که در زندگیشان... حتی اگر اندکی از تاریخ زندگی امام زمان (ع) دانستهاند اما در قلبشان، جایی ویژه برای حضور آن عزیزِ شریف و پناه اعظم ساختهاند. اگر آثار ناچیز پیشینِ نگارنده را خوانده باشید، تأیید خواهید کرد که همیشه تلاشی جدی کردهام تا کتابهایم، در نظم و فهرستی دقیق و شاید «موزاییکی» منظم شدهاند... اما در این کتاب، فقط «پایه نظم» را انتخاب کردهام؛ به این معنی که هرچند بخشهای کتاب، پیرو تنظیم و عنوانهایی کلیاند اما ممکن است در نثر و محتوای بعضی از نوشتهها؛ شباهتی با عنوان بخشی دیگر باشد... مهم نیست. گرفتار تقسیمبندیهای نویسنده نشوید یکوقت!... فرض کردهام همه ما در قلعهای از «نشناختن امام زمان (عج)» گرفتاریم که خاموش و تاریک و خشک است... و بیرون قلعه، سرشار از زیبایی و سرسبزی و طراوتِ یاد و شناخت امام (ع) است. کتاب حاضر، تلاش خواهد کرد از همه دیوارها، پنجرههایی کوچک بگشاید تا شاید مخاطبان ارجمند کتاب، پنجرهای را انتخاب کنند و از همان، منظره تماشاییِ آن «جمال اعظم الهی» را ببینند.»
حجم
۲۷۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۷۲ صفحه
حجم
۲۷۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۷۲ صفحه
نظرات کاربران
کتاب نثر روانی داره و بسیار لطیف و ملموس نوشته شده.