
کتاب در بوسه های تو به خواب خواهم رفت
معرفی کتاب در بوسه های تو به خواب خواهم رفت
کتاب در بوسههای تو به خواب خواهم رفت نوشته پابلو نرودا با ترجمه حدیث رجبی مجموعهای از شعرهای عاشقانه این شاعر شیلیایی است که نشر ستاک آن را منتشر کرده است. این کتاب گزیدهای است از دورههای مختلف سرایش نرودا که در قالب چهار دفتر کنار هم قرار گرفتهاند و در آن، عشق، تن، طبیعت، سفر، تبعید، سیاست و مرگ درهم تنیده شدهاند. در این اثر، معشوق گاهی زنی مشخص با نام و چهره است و گاهی به شکل سرزمین، دریا، شهر یا حتی نان و شراب ظاهر میشود و شاعر با زبانی سرشار از تصویر، بوسه، لمس، گرسنگی، باران و آتش را به استعارههای اصلی جهان عاشقانه خود تبدیل کرده است. شعرها در این کتاب از لحظههای بسیار شخصی و صمیمی میان دو نفر آغاز میشوند و به تدریج به چشماندازهای وسیعتری مثل رنج مردم، فقر، جنگ، تبعید و امید به عدالت میرسند و نشان میدهند که برای نرودا عشق و زندگی روزمره از سیاست و تاریخ جدا نیست. ساختار کتاب به گونهای است که میتوان آن را هم بهصورت پیوسته خواند و هم هر بار یکی از شعرها را به تنهایی دنبال کرد و در هر دو حالت، جهان تصویری و عاطفی شاعر بهخوبی خود را نشان میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب در بوسه های تو به خواب خواهم رفت
کتاب در بوسههای تو به خواب خواهم رفت مجموعهای است که شعرهای عاشقانه پابلو نرودا را در چهار دفتر کنار هم مینشاند و از خلال خود شعرها، مسیر زندگی و دگرگونیهای فکری و عاطفی او را نشان میدهد. در دفتر اول با عنوان «نشانی» شعرهایی مثل «مدوسا»، «پرسه»، «برهنه»، «از تو عبور میکنم» و «نشانی» دیده میشود که در آنها معشوق بیشتر بهعنوان بدنی زنده، ملموس و نزدیک حضور دارد؛ بدنی که مو، لب، پوست، گامها و خندهاش مرکز جهان شاعر است. در همین دفتر، شعرهایی مانند «دلتای بوروا»، «هیچ نبودم» و «تا تو آمدی» نشان میدهند که چگونه عشق برای نرودا نقطه عطفی در زندگی است؛ نقطهای که پیش و پس از آن دو جهان متفاوت شکل میگیرد. تصویرهای مکرر دریا، باران، تاکستان، میخک، سیب، گندم و سرزمینهای جنوبی شیلی، فضای حسی و جغرافیایی ویژهای به این دفتر میدهند و نامهایی مثل «ماتیلده» و اشاره به مکانهایی چون «ایسلانگرا» و «سرزمین مس» پیوند شعرها را با زندگی واقعی شاعر آشکار میکنند. در ادامه کتاب در بوسههای تو به خواب خواهم رفت سه دفتر دیگر را پیش میکشد: «به من تکیه کن»، «به شعر من خوش آمدی» و «یکی شدن». در دفتر دوم، شعرهایی مانند «بوسههای ما»، «به من تکیه کن»، «تاجگذاری»، «زمستانی دیگر در راه است» و «باز خواهی گشت آیا؟» عشق را در بستر زندگی مشترک، سفر، بازگشت، کار روزانه و فصلها دنبال کردهاند و بوسه و تکیهدادن، به نشانههای اعتماد و همسرنوشتی تبدیل شده است. دفتر سوم با شعرهایی مثل «زندگی»، «توازن»، «پادشاه تاریکیها»، «ادبیاتی از آهن»، «تدفین» و «بهار مجروح ...» سویه آگاهانهتر و اجتماعیتر شعر نرودا را نشان میدهد؛ جایی که شاعر از رنج، سانسور، حسادت، تبعید و سرنوشت شاعران سخن گفته است و در عین حال عشق را پناه و نیروی تطهیرکننده میبیند. دفتر چهارم با عنوان «یکی شدن» شعرهایی چون «نامت مقدس باد»، «یکی شدن», «نان برای همه», «تمام من», «خوش آمدی», «تو را من خواب میبینم» و «بوسه واپسین» را در خود دارد که در آنها عشق به اوج همسرنوشتی، پیوند با عدالت («نان برای همه») و همراهی تا مرگ و پس از مرگ میرسد. در پایان کتاب، سالشمار زندگی نرودا آمده است که از خلال آن میتوان رابطه شعرها با دورههای مختلف زندگی، سفرها، مسئولیتهای سیاسی، تبعید، دریافت جوایز و انتشار مجموعههای دیگر او را دنبال کرد.
خلاصه کتاب در بوسه های تو به خواب خواهم رفت
در بوسههای تو به خواب خواهم رفت مجموعهای است که در آن، عشق محور اصلی است اما در هر دفتر و هر شعر، چهرهای تازه پیدا میکند. در دفتر اول، عشق بیشتر به شکل کشف تن و حضور فیزیکی معشوق دیده میشود. شعرهایی مانند «مدوسا»، «پرسه» و «برهنه» با تمرکز بر گیسوان، لبها، پوست خیس از دریا و حرکت بدن، رابطه عاشقانه را به تجربهای حسی و پرجزئیات تبدیل کردهاند. در «از تو عبور میکنم» و «دلتای بوروا» معشوق به سرزمینی وسیع تشبیه شده است که شاعر در آن راه میرود، میبوسد و با او به نقطه تلاقی رودها و دردها میرسد. شعرهایی مثل «نشانی»، «هیچ نبودم»، «تا تو آمدی» و «در بوسههای تو به خواب خواهم رفت» نشان میدهند که برای نرودا عشق نهتنها تجربهای شخصی که نقطه آغاز دوباره زندگی است؛ پیش از آن، جهان پر از خاکستر، اتاقهای متروک و خیابانهای مشکوک است و با آمدن معشوق، همه چیز معنا و رنگ میگیرد. در دفتر دوم، عشق در بستر زندگی مشترک و روزمره ادامه پیدا میکند. «بوسههای ما» از سفر بوسهها بر فراز سرزمینها و بازگشتشان به خانه میگوید و «به من تکیه کن» معشوق را دختری از دریا و خواهر پونه کوهی مینامد که با هر نفسش زمین و آب را زنده میکند. در شعرهایی مانند «زمستانی دیگر در راه است»، «تا زنده بمانم»، «باز خواهی گشت آیا؟» و «پنجرهام درد میکند» حضور و غیبت معشوق با فصلها، باران، خانه، قطار و پنجره گره خورده است و شاعر نشان داده است که چگونه نبودن او، خانه را به ایستگاهی متروک و پنجره را به عضوی دردناک تبدیل میکند. دفتر سوم، عشق را در کنار رنج، سیاست، تبعید و سرنوشت شاعر قرار میدهد. در «زندگی»، «توازن»، «پادشاه تاریکیها»، «ادبیاتی از آهن»، «تدفین» و «تطهیر» شاعر از فشار قدرت، حسادت، خشونت و مرگ شاعران سخن گفته است و در عین حال عشق را نیرویی میبیند که ذهن و قلب را به توازن میرساند و از خلال آن میتوان از تاریکی گذر کرد. در دفتر چهارم، عشق به اوج همسرنوشتی و یکیشدن میرسد. شعرهایی مانند «نامت مقدس باد»، «یکی شدن»، «تمام من»، «تو را من خواب میبینم»، «آنگاه که در آستان مرگم»، «دولت بوسههای من»، «اگر ...» و «بوسه واپسین» عشق را تا لحظه مرگ و پس از آن دنبال کردهاند؛ جایی که شاعر از معشوق میخواهد پس از مرگ او همچنان زندگی کند، عطر دریا را استشمام کند و با بوسه واپسین، ابدیتی مشترک بسازد. در کنار اینها، شعرهایی مثل «نان برای همه»، «سرزمین مس»، «خدایان» و «پرواز» نشان میدهند که برای نرودا عشق فردی با آرمان عدالت، رهایی از ستم و امید به جهانی دیگر پیوند خورده است و واژه و شعر، تنها زمانی معنا دارند که در زندگی و رنج انسانها جاری شوند.
چرا باید کتاب در بوسه های تو به خواب خواهم رفت را بخوانیم؟
در بوسههای تو به خواب خواهم رفت مجموعهای است که در آن میتوان طیفی گسترده از تجربههای عاشقانه را در کنار هم دید؛ از کشف تن و بوسه و گرسنگی جسم تا دلتنگی، جدایی، بازگشت، پیری، بیماری و مرگ. این کتاب نشان میدهد که چگونه عشق برای پابلو نرودا فقط احساس فردی نیست و با سرزمین، فقر، کار، سیاست، تبعید و عدالت گره خورده است؛ در شعرهایی مانند «نان برای همه» و «سرزمین مس» عشق و نان در کنار هم قرار گرفتهاند و شاعر آرزوی نانی مشترک برای همه را در کنار دلبستگی به معشوق بیان کرده است. تنوع تصویرها و فضاها در این کتاب چشمگیر است؛ دریا، باران، تاکستان، میخک، سیب، گندم، کوهستان، شهرهای بندری، قطارها، خانههای جنوبی، مه زمستانی و آسمان ژانویه، هر کدام در شعری به نشانهای از وضعیت عاطفی شاعر تبدیل شدهاند و خواندن آن کتاب فرصتی است برای دیدن اینکه چگونه یک شاعر میتواند از جزئیترین لمسها و بوسهها تا گستردهترین چشماندازهای تاریخی و جغرافیایی را در یک جهان واحد جمع کند. این مجموعه همچنین امکان دنبالکردن سیر فکری و عاطفی نرودا را فراهم میکند؛ از شعرهایی که در آنها معشوق بیشتر بدن و حضور حسی است تا شعرهایی که در آن عشق به همراهی در تبعید، مقاومت در برابر قدرت، پذیرش مرگ و ساختن ابدیتی مشترک تبدیل شده است. سالشمار پایانی کتاب نیز کمک میکند شعرها در زمینه زندگی واقعی شاعر دیده شوند و پیوند میان متن و زیست او روشنتر شود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن در بوسههای تو به خواب خواهم رفت به کسانی پیشنهاد میشود که به شعر عاشقانه با تصویرهای حسی و پرجزئیات علاقهمندند، به دنبال متنی هستند که عشق را در پیوند با طبیعت، سفر، تبعید و عدالت اجتماعی نشان داده باشد، یا میخواهند با جهان شعری پابلو نرودا و دورههای مختلف زندگی او آشنا شوند. همچنین به دانشجویان و علاقهمندان ادبیات معاصر آمریکای لاتین و کسانی که به رابطه عشق، سیاست و زندگی روزمره در شعر توجه دارند پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب در بوسه های تو به خواب خواهم رفت
«در بوسههای تو به خواب خواهم رفت رگباری مرگبار میبارد بر ایسلانگرا از جنوب چون قطرهای سترگ، شفاف و سنگین. دریا بال میگشاید و باران میپذیرد و خاک میآموزد که چگونه یک لیوان شراب تقدیر خیس خود را کامل میکند چندان که در بوسههای تو به خواب خواهم رفت آغوشت، مرطوب و عطرآگین مرا در مینوردد. این صدا را میشنوی؟ صدای دربهایی را که گشوده میشوند و بارانی از شایعه که خود را به پنجرهها تکرار میکنند. آسمان فرو میریزد تا به حضیض ریشهها درافتد و روز با خلوص روحانی خود همراه با زمان و نجوا و نمک باروری را در یک مرد و زن آواز میکند.»
حجم
۴۵٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۳۶ صفحه
حجم
۴۵٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۳۶ صفحه