کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد احمد آرام + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد

کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد

نویسنده:احمد آرام
انتشارات:نشر افق
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد

کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد نوشته‌ی احمد آرام و توسط نشر افق منتشر شده است، روایتی است از زندگی روزمره و ذهنیت‌های پیچیده‌ی شخصیت‌هایی که در دل یک آپارتمان و در فضای قرنطینه، با خود و دیگری دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این رمان با نگاهی موشکافانه و طنزی تلخ، به روابط زناشویی، تنهایی، بیماری، و هراس‌های پنهان انسان معاصر می‌پردازد. شخصیت اصلی، انتو، در میانه‌ی بحران‌های جسمی و روانی، با همسرش میشا و همسایگان عجیب‌وغریبش، درگیر گفت‌وگوها و موقعیت‌هایی می‌شود که مرز واقعیت و خیال را بارها جابه‌جا می‌کند. روایت، با زبانی جزئی‌نگر و گاه هذیانی، تجربه‌ی زیستن در روزگار بیماری و اضطراب را به تصویر می‌کشد و از خلال جزئیات بدن، خانه، و روابط، به لایه‌های عمیق‌تری از هویت و ترس‌های انسانی نفوذ می‌کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد

کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد اثر احمد آرام، داستان مردی به نام انتو را روایت می‌کند که در فضای بسته‌ی یک آپارتمان، با بیماری، اضطراب، و روابط پیچیده‌ی خانوادگی و همسایگی مواجه است. این رمان در بستری از روزمرگی‌های قرنطینه و هراس‌های ناشی از بیماری، به کندوکاو درونیات شخصیت‌ها می‌پردازد و با طنزی تلخ، موقعیت‌های آشنا و گاه هولناک زندگی معاصر را بازتاب می‌دهد. ساختار کتاب مبتنی بر روایت اول‌شخص است و با جزئی‌نگری وسواس‌گونه، ذهنیت و بدنیت شخصیت اصلی را به تصویر می‌کشد. در کنار انتو، همسرش میشا و همسایگانی مانند کیخسرو و ابوالحسن، هرکدام با ویژگی‌ها و دغدغه‌های خاص خود، در شکل‌گیری فضای داستان نقش دارند. گفت‌وگوهای طولانی، خاطرات، و توصیف‌های دقیق از اشیا و بدن، فضای رمان را به صحنه‌ای برای نمایش اضطراب‌ها، وسواس‌ها و بحران‌های هویتی بدل کرده است. احمد آرام در این کتاب، با بهره‌گیری از زبان طنز و هذیان، مرز میان واقعیت و خیال را بارها جابه‌جا می‌کند و تجربه‌ی زیستن در شرایط استثنایی را از منظر فردی و جمعی به چالش می‌کشد.

خلاصه داستان شبی که انتو با درد خویش آشنا شد

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! داستان با کشف ناگهانی دهان توسط انتو آغاز می‌شود؛ او در میانه‌ی بحران جسمی و روانی، متوجه حضور درد و بیماری در بدنش می‌شود و این کشف، بهانه‌ای برای ورود به لایه‌های عمیق‌تر ذهن و زندگی‌اش است. رابطه‌ی انتو با همسرش میشا، پر از تنش، سوءظن، و اعتراف‌های تلخ است؛ میشا با دغدغه‌های زیبایی، خیانت، و نارضایتی از زندگی مشترک، مدام انتو را به چالش می‌کشد. در کنار این رابطه، حضور همسایگانی مانند کیخسرو و ابوالحسن، که هرکدام با بحران‌ها و وسواس‌های خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند، فضای داستان را از مرز یک خانه فراتر می‌برد و به صحنه‌ای از اضطراب جمعی بدل می‌کند. روایت، با توصیف‌های دقیق از بدن، بیماری، و اشیا، و با گفت‌وگوهای طولانی و گاه هذیانی، تجربه‌ی زیستن در قرنطینه و مواجهه با مرگ، خیانت، و تنهایی را به تصویر می‌کشد. در این میان، مرز میان واقعیت و خیال بارها جابه‌جا می‌شود و انتو، در مواجهه با دردهای جسمی و روانی، به بازنگری در هویت و روابط خود می‌رسد. داستان، بدون ارائه‌ی راه‌حل یا پایان‌بندی قطعی، مخاطب را با پرسش‌هایی درباره‌ی معنای زندگی، عشق، و رنج تنها می‌گذارد.

چرا باید کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد را بخوانیم؟

این کتاب با روایتی جزئی‌نگر و طنزی تلخ، تجربه‌ی زیستن در شرایط بحرانی و اضطراب‌آلود را از زاویه‌ای متفاوت به تصویر می‌کشد. شبی که انتو با درد خویش آشنا شد، با پرداختن به موضوعاتی مانند بیماری، تنهایی، بحران هویت، و روابط زناشویی، فضایی آشنا و در عین حال غریب می‌سازد که می‌تواند برای کسانی که به ادبیات معاصر و روایت‌های روان‌شناسانه علاقه دارند، جذاب باشد. زبان خاص و ساختار غیرخطی کتاب، امکان همذات‌پنداری با شخصیت‌ها و تأمل درباره‌ی وضعیت انسان معاصر را فراهم می‌کند. همچنین، حضور طنز و هذیان در روایت، به کتاب رنگ‌وبویی متفاوت می‌بخشد و آن را از دیگر آثار مشابه متمایز می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که به رمان‌های روان‌شناسانه، روایت‌های جزئی‌نگر از زندگی روزمره، و موضوعاتی مانند بحران هویت، بیماری، و روابط خانوادگی علاقه دارند. همچنین به علاقه‌مندان ادبیات معاصر فارسی و کسانی که تجربه‌ی قرنطینه یا اضطراب‌های جمعی را زیسته‌اند، توصیه می‌شود.

بخشی از کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد

«باید اعتراف کنم: همین‌حالا یادم آمد که دهانی دارم. باید اعتراف کنم همین‌حالا احساس کردم یک خرچنگ دوروبَر دهانم می‌چرخد. باورکردنش برای شما سخت است یا خیلی مسخره؛ طبیعتاً هم باید این‌طور باشد. مردم دربارهٔ اینکه یک نفر در چهل‌وپنج‌سالگی ناگهان متوجه دهانش بشود، بدون شک، بد قضاوت خواهند کرد، مخصوصاً زمانی که اولین داستان بلندش را به پایان برده باشد: من در خواب سگ مُرده‌ام پرسه می‌زنم. واقعاً دهانم را پیدا کردم. هرکس به خودش می‌گوید این هم یک‌جور لودگی است، ولی حقیقت دارد. به‌سختی یک تکه آینه می‌جورم. باید به این مسئله اشاره کنم، می‌دانم که وقتم گرفته نمی‌شود: میشا همهٔ آینه‌ها را جمع کرده، آن‌ها را شکسته و از خانه بیرون ریخته است. او اعتقاد دارد که جن‌ها از طریق همین آینه‌ها وارد خانهٔ مردم می‌شوند. من یک تکه آینهٔ شکسته را جایی قایم کرده بودم. به اتاق کارم می‌روم تا در خفا آینهٔ شکسته را بگیرم روبه‌روی چانه‌ام. آن را می‌جورم. نه به چشم‌هام نگاه می‌کنم، نه به ابروها و نه حتی دماغِ پخم. فقط به آن حفره خیره می‌شوم: حفره‌ای تاریک، لزج و پر از خِس‌خِس آدمی دمدمی. این بار انگشت اشاره‌ام را می‌برم توی آن هوای داغ و لزجِ پشت دندان‌ها. تکه‌ای گوشت خیسِ متحرک، که به ته حلقم وصل است، می‌خورد به سرانگشتم. از درون می‌لرزم. تردیدی ندارم که این گوشت متحرک همان زبانی است که می‌تواند ما را به حرف درآورد. به‌هرصورت با زبانم بازی می‌کنم. حتی می‌توانم با زبان کوچکم نیز وَر بروم؛ زبانی که به‌سختی می‌شود لمسش کرد. آینه را تنظیم می‌کنم تا ته حلقم را ببینم: یک طرفش تیره و طرف دیگرش صورتی‌رنگ است. همان طرف صورتی، با یک رگهٔ نور که از ته آینه پریده رویش، بهتر دیده می‌شود. باهاش بازی می‌کنم و شُل‌کُن‌سفت‌کُن درمی‌آورم. فشارش می‌دهم، دردی می‌افتد توی لوزه‌هام و آن خرچنگ حرام‌گوشت خودش را نشان می‌دهد. پسش می‌زنم. مثل چهار سال پیش پسش می‌زنم؛ درست شبیه این پزشکی که تشخیص آن پزشک را غلط خواند و زخم‌های داخل دهان را نشانهٔ سرطان ندانست و قهقهه زد، اما خرچنگ نکبتی گاه‌به‌گاه پیدایش می‌شود تا بترساندم؛ خرچنگ را هم به‌راحتی پس می‌زنم. جلوی عق‌زدنم را می‌گیرم. با اندکی طمأنینه فکر می‌کنم: پس دو تا زبان دارم! مجالی دست می‌دهد تا خودم به فکر ناقصم بخندم و بعداز آن، این جملهٔ کوتاه، فی‌الفور، از حفرهٔ دهانم بیرون می‌زند: «می‌بینمت، حست می‌کنم و به صدات گوش می‌دهم.» حالا چرا این جمله؟ جمله‌ای که آدم را به یاد دستگاه استراق‌سمع می‌اندازد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۰۸٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۲۲۹ صفحه

حجم

۲۰۸٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۲۲۹ صفحه

قیمت:
۱۱۴,۰۰۰
۶۸,۴۰۰
۴۰%
تومان