
کتاب اسکیزو
معرفی کتاب اسکیزو
کتاب اسکیزو نوشتهی نیک شف و با ترجمهی نیلوفر خوشزبان، روایتی از زندگی نوجوانی به نام مایلز است که با بیماری اسکیزوفرنی دستوپنجه نرم میکند. این اثر توسط نشر پرتقال منتشر شده است و در قالب داستانی نوجوانانه، به تجربههای ذهنی، خانوادگی و اجتماعی شخصیت اصلی میپردازد. اسکیزو با نگاهی صادقانه و بیپرده، فضای ذهنی و عاطفی فردی را به تصویر میکشد که درگیر توهمات، اضطرابها و احساس گناه است و در عین حال، تلاش میکند معنای زندگی و جایگاه خود را در میان خانواده و دوستانش پیدا کند. روایت کتاب، علاوهبر پرداختن به بیماری روانی، به روابط خانوادگی، دوستیها، عشق نوجوانانه و دغدغههای هویتی نیز میپردازد و تصویری چندلایه از رشد و بلوغ در شرایط دشوار ارائه میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب اسکیزو
کتاب اسکیزو اثر نیک شف، داستان نوجوانی به نام مایلز را روایت میکند که با بیماری اسکیزوفرنی زندگی میکند. این کتاب در قالب داستانی معاصر و با تمرکز بر فضای شهری سانفرانسیسکو، به تجربههای ذهنی و عاطفی مایلز میپردازد. روایت از زاویهی دید اولشخص و با زبانی صمیمی و گاه تلخ، مخاطب را به درون ذهن آشفته و پرآشوب شخصیت اصلی میبرد. ساختار کتاب مبتنی بر فصلهای کوتاه و پیوسته است که هرکدام بخشی از زندگی روزمره، خاطرات، روابط خانوادگی و دوستیهای مایلز را بازتاب میدهد. در کنار روایت بیماری روانی، دغدغههای نوجوانانه، احساس گناه، تلاش برای جبران گذشته و امید به یافتن برادر گمشده، محورهای اصلی داستان را شکل میدهند. اسکیزو با پرداختن به جزئیات زندگی خانوادگی، مدرسه، درمانهای پزشکی و روابط اجتماعی، تصویری ملموس از چالشهای نوجوانی با اختلال روانی ارائه داده است. نیک شف در این کتاب، علاوهبر نمایش رنج و تنهایی، به امید، پیوندهای انسانی و جستوجوی معنا نیز پرداخته است.
خلاصه کتاب اسکیزو
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! مایلز، نوجوانی شانزدهساله، پس از تجربهی حملههای روانی و بستریشدن در بیمارستان، با تشخیص اسکیزوفرنی زندگی میکند. او در کنار مصرف دارو و مراجعه به روانپزشک، با احساس گناه سنگینی نسبت به ناپدیدشدن برادر کوچکش، تدی، دستبهگریبان است. روایت کتاب از روزمرگیهای مایلز آغاز میشود: حضور در خانهای کوچک با خانوادهای آسیبدیده، دوستی با پرستن و جکی، و تلاش برای حفظ ارتباط با دنیای اطراف. خاطرات تلخ حادثهی ساحل و گمشدن تدی، ذهن مایلز را رها نمیکند و او خود را مسئول این اتفاق میداند. در مدرسه، نگاههای سنگین همکلاسیها و بازگشت دوست قدیمیاش، الایزا، بر اضطرابها و تنهایی او میافزاید. مایلز در تلاش است با واقعیت بیماریاش کنار بیاید، اما توهمات، صداها و تصاویر ذهنی، زندگی روزمرهاش را مختل میکند. با این حال، امید به یافتن تدی و بازگرداندن او به خانه، انگیزهای برای ادامهی زندگی و مبارزه با بیماری میشود. روایت کتاب، فرازونشیبهای ذهنی، روابط خانوادگی و اجتماعی، و جستوجوی هویت و معنا را در بستر تجربهی بیماری روانی به تصویر کشیده است.
چرا باید کتاب اسکیزو را بخوانیم؟
اسکیزو با روایتی صادقانه و بیپرده، تجربهی زیستن با بیماری روانی را از زاویهی دید نوجوانی درگیر بحران به تصویر کشیده است. این کتاب، نهتنها به چالشهای ذهنی و عاطفی فرد مبتلا میپردازد، بلکه روابط خانوادگی، دوستیها و فشارهای اجتماعی را نیز بررسی کرده است. پرداختن به احساس گناه، امید، تلاش برای جبران گذشته و جستوجوی معنا، از ویژگیهای شاخص این اثر است. خواننده با مطالعهی این کتاب، با دنیای درونی فردی مواجه میشود که میان واقعیت و توهم، امید و ناامیدی، و عشق و ترس در نوسان است. اسکیزو فرصتی برای درک بهتر اختلالات روانی و تأثیر آن بر زندگی فرد و اطرافیانش فراهم میکند و همزمان، به اهمیت همدلی، حمایت و پذیرش در خانواده و جامعه اشاره دارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی شناخت بیماریهای روانی، بهویژه اسکیزوفرنی، دارند یا به دنبال درک عمیقتری از تجربههای نوجوانان در شرایط بحرانی هستند. همچنین به علاقهمندان به رمانهای نوجوانانه با محوریت مسائل خانوادگی، هویتی و اجتماعی توصیه میشود.
بخشی از کتاب اسکیزو
«دکتر فرَنکل قدِ کوتاهی دارد، یعنی عملاً کوتوله است. وقتی روی صندلی چرمی مجلل مطبش مینشیند، پاهایش پنجشش سانتیمتر بالاتر از زمین آویزان میماند. زمین، در واقع، یک قالیچهٔ دستبافت ایرانی است روی کفپوش چوبی. قالیچهای با نقشونگارهایی شبیه نخلهای انتزاعی؛ قالیچهای که در این دو سال گذشته دستکم پنجهزار بار بهش خیره شدهام و سعی کردهام نقشهایش را رمزگشایی کنم. درست نمیدانم پدر و مادرم این آدم را از کجا پیدا کردهاند. یا اینکه پولش را چطور پرداخت میکنند. چیزی که میدانم این است که ملاقاتهایم با دکتر به دو بار در ماه کاهش پیدا کرده؛ برای همین حالا دیگر کمتر لازم است به آن قالیچهٔ لعنتی زل بزنم، مگر نه؟ دکتر فرنکل سرفه میکند. علاوه بر اینکه بهشدت قدکوتاه است، بهطرزِ حیرتانگیزی هم چاق است. ابروهای خیلی پهن و انبوهی دارد، با دماغ گُنده و گردن کوتاه و غبغبی، و مثل گانگسترها، لباسهای ورزشی پُرزرقوبرق میپوشد. راستش گمان میکنم اینکه زل میزنم به قالیچه بیشتر به این دلیل است که نگاه کردن به قیافهٔ دکتر واقعاً سخت است. اما خب، بهنظرم دکتر خیلی خوبی است. داروهایی که الان مصرف میکنم انگار خوب جواب میدهند و همین مهم است. «مایلز، پسرم.» همیشه اینطور صدایم میکند. درست نمیدانم این کارش چه حسی بهم میدهد. «مایلز، پسرم، اوضاع چطوره؟ بهتری؟» از توی بستهای، هویجهای کوچکی برمیدارد و میخورد. برای همین چشمهایم را میدوزم به آن قالیچهٔ پرنقشونگار عجیبوغریبش.»
حجم
۴۰۲٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
حجم
۴۰۲٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه