
کتاب وافرگشت
معرفی کتاب وافرگشت
کتاب وافرگشت (بررسی شواهد و مستندات فاجعه قتلعام پاگنده در منطقه رینیر) نوشتهی مکس بروکس و با ترجمهی سیما تقوی، اثری است که به بررسی یکی از اسرارآمیزترین و بحثبرانگیزترین افسانههای معاصر میپردازد: پاگنده یا ساسکوآچ. این کتاب با رویکردی مستندگونه و روایی، ماجرای فاجعهای را روایت میکند که در شهرک گرینلوپ، واقع در نزدیکی کوه رینیر، رخ داده و ردپای موجودی افسانهای را در آن جستوجو میکند. نویسنده با جمعآوری خاطرات، مصاحبهها و اسناد مختلف، تلاش کرده است تا از میان روایتهای ضدونقیض و شایعات، تصویری واقعیتر از آنچه اتفاق افتاده ارائه دهد. نشر کتابسرای تندیس آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب وافرگشت
کتاب وافرگشت با قلم مکس بروکس، به سراغ یکی از پررمزورازترین افسانههای جهان رفته است؛ افسانهی پاگنده. این کتاب ساختاری ترکیبی دارد و با بهرهگیری از اسناد، خاطرات روزانه، مصاحبهها و گزارشهای رسمی، ماجرای فاجعهای را در شهرک مدرن و ایزولهی گرینلوپ روایت میکند. داستان از زاویهی دید شاهدان عینی و بازماندگان، بهویژه کیت هولند، بازگو میشود و در کنار آن، تحلیلهایی از محققان و کارشناسان حوزهی موجودات افسانهای نیز ارائه شده است. بروکس با رویکردی مستند، مرز میان واقعیت و افسانه را به چالش کشیده و مخاطب را با سؤالاتی دربارهی حقیقت یا خیال بودن پاگنده روبهرو میکند. در این میان، فضای شهرک گرینلوپ با معماری سبز و جامعهای کوچک اما پیشرفته، بستری برای رخدادهای هولناک و غیرمنتظره فراهم میآورد. کتاب نهتنها به ماجرای قتلعام و پیامدهای آن میپردازد، بلکه به بررسی واکنشهای انسانی در مواجهه با ناشناختهها و بحرانهای جمعی نیز توجه کرده است.
خلاصه داستان وافرگشت
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! کتاب وافرگشت با ورود خانوادهای به شهرک گرینلوپ آغاز میشود؛ شهری مدرن و دوستدار محیطزیست که در دل جنگلهای نزدیک کوه رینیر ساخته شده است. روایت اصلی از زبان کیت هولند، یکی از ساکنان جدید شهرک، در قالب خاطرات روزانه و نامهنگاری با مشاورش پیش میرود. کیت و همسرش دَن، پس از سفری طولانی، به گرینلوپ میرسند و با جامعهای کوچک اما متنوع و صمیمی روبهرو میشوند. فضای آرام و طبیعت بکر منطقه، در ابتدا آرامشبخش به نظر میرسد، اما نشانههایی از وقوع حادثهای غیرعادی بهتدریج آشکار میشود. با فوران آتشفشان رینیر، شهرک از دنیای بیرون جدا میشود و ساکنان در انزوای کامل قرار میگیرند. در این شرایط، حملهی گروهی از موجودات میمونسان و عظیمالجثه، که به پاگنده شهرت دارند، شهرک را به صحنهی فاجعهای خونین تبدیل میکند. خاطرات کیت، مصاحبهها و گزارشهای تکمیلی، تلاش دارند تا ابعاد این فاجعه و نقش پاگنده را روشن کنند. در کنار روایت حادثه، کتاب به بررسی باورها، تردیدها و واکنشهای روانی ساکنان در مواجهه با ناشناختهها میپردازد و مرز میان واقعیت و افسانه را بارها به چالش میکشد.
چرا باید کتاب وافرگشت را بخوانیم؟
کتاب وافرگشت اثری است که با ترکیب روایت مستند و داستانی، تجربهای متفاوت از مواجهه با افسانهها و ناشناختهها ارائه میدهد. این کتاب نهتنها به رمزگشایی از یکی از مشهورترین موجودات افسانهای میپردازد، بلکه با پرداختن به واکنشهای انسانی در شرایط بحرانی، تصویری چندلایه از ترس، تردید و امید را به نمایش میگذارد. ساختار چندصدایی و استفاده از اسناد و خاطرات، به خواننده امکان میدهد تا از زوایای مختلف به ماجرا نگاه کند و درگیر پرسشهایی دربارهی مرز واقعیت و خیال شود. همچنین، فضای شهرک گرینلوپ و روابط میان ساکنان، بستری برای تأمل دربارهی جامعه، طبیعت و نقش انسان در مواجهه با ناشناختهها فراهم میکند. این کتاب برای کسانی که به روایتهای معمایی، مستندات رازآلود و تحلیل روانشناختی علاقه دارند، تجربهای متفاوت خواهد بود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به افسانهها و موجودات ناشناخته، دوستداران داستانهای معمایی و کسانی که به تحلیل واکنشهای انسانی در شرایط بحرانی علاقه دارند پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که به روایتهای مستند و چندلایه دربارهی جامعههای کوچک و تعامل انسان با طبیعت کنجکاو هستند، مناسب است.
بخشی از کتاب وافرگشت
«بالأخره رسیدیم! دو روز رانندگی مداوم، یک شب استراحت در مِدفورد و بالأخره به مقصد رسیدیم. اینجا فوقالعادهست و تمام خونهها بر اساس یک نقشهٔ دایرهوار بنا شدن. میدونم که با خودت چه فکری میکنی اما یادت باشه خودت بهم پیشنهاد دادی که وقتی شروع به نوشتن کردم، نه چیزی رو ویرایش کنم و نه وسطش مکث یا چیزی رو حذف کنم و از قلم بندازم. اصلاً ایدهٔ اولیهٔ اینکه از قلم و کاغذ برای نوشتن استفاده کنم هم بههمینخاطر بود که امکان حذف، یا پاک کردن چیزهایی که نوشتم رو نداشته باشم بنابراین هرچی غلط املایی و دستوری دیدی تقصیر خودته و بهتره من رو بهخاطرشون سرزنش نکنی. بالأخره رسیدیم! ای کاش فرانک هم اینجا بود. طاقت ندارم تا شب صبر کنم تا بهش زنگ بزنم. مطمئنم دوباره بهخاطر اینکه باید تو کنفرانس گوانگژو شرکت میکرده و نتونسته همراهمون بیاد قراره کلی عذرخواهی کنه. باید بهش بگم که واقعاً مسئلهای نیست و اینقدر فکرش رو درگیر این قضیه نکنه. طفلک تا همینجا هم کلی زحمت کشیده. تمام تماسهای تصویری که باهامون برقرار کرد تا با همهجای اینجا آشنا بشیم، آماده کردن خونه و کلی کارهای دیگه. واقعاً خیلی برامون زحمت کشید. فرانک اعتقاد داره که در حق این منطقه بیانصافی شده و حالا که اینجاییم احساس میکنم که کاملاً با نظرش موافقم، بهخصوص دربارهٔ مسیر پیادهروی فوقالعادهای که اینجا داره. همهچیز اینجا فوقالعادهست، همهچیز جادویی به نظر میرسه... ای کاش فرانک هم اینجا بود تا همراه هم برای پیادهروی بیرون میرفتیم.»
حجم
۴۸۸٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۰۰ صفحه
حجم
۴۸۸٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۰۰ صفحه