جملات زیبای کتاب وافرگشت | طاقچه
تصویر جلد کتاب وافرگشت

بریده‌هایی از کتاب وافرگشت

نویسنده:مکس بروکس
امتیاز
۳.۰از ۲ رأی
۳٫۰
(۲)
همهٔ ما درک متفاوتی از وقایع اخیر داریم. این قضیه به خاطر تجربیاتیه که تو گذشته داشتیم... شاید مشکل همین‌جا باشه
hazratsaadi
پاداش کار کردن، آزادی است.
hazratsaadi
رفتار حیوانات به طور طبیعی ماهیتی مبتنی بر رقابت دارد و تنها در موارد بسیار خاصی حیوانات همزیستی مسالمت‌آمیز با دیگری را، آن هم به دلیلی بسیار خاص، در پیش خواهند گرفت. نه صرفاً به خاطر این‌که دلشان بخواهد با دیگری خوش‌رفتاری کنند.
hazratsaadi
دروغ قبل‌از این‌که حقیقت حتی فرصت داشته باشه شلوارش رو کامل بالا بکشه، به گوش نصف مردم جهان رسیده.
hazratsaadi
برای فراموش کردن خاطرات و اشتباهی که در زندگی خود انجام دادید به آغوش طبیعت پناه ببرید!
hazratsaadi
دوست دارم فکر کنم که زیبایی از دل آتش هم می‌تونه به وجود بیاد.
hazratsaadi
این‌که جایی باشی که سرت به کار خودت باشه و همسایه‌ها تو زندگیت فضولی نکنن، انگار که دوباره بیست‌ودوساله شده باشی و بخوای استقلال خودت رو به دست بیاری اون هم تو آمریکایی که همه برای آزادی ارزش زیادی قائل‌اند.
hazratsaadi
جدا شدن از گله و زندگی کردن در چنین جایی معرکه‌ست... دور از همه، ولی وقتی صدای زوزه گرگ رو می‌شنوی همه‌چیز عوض می‌شه.
hazratsaadi
رژیم گرفتن صرفاً یک‌جور انتخاب فردی برای استفاده نکردن از یک سری مواد غذایی مشخصه، جیره‌بندی اما یک اجبار در کم خوردنه چون ما مواد غذایی کافی برای مصرف نداریم. جیره‌بندی می‌تونه تو رو به مرز جنون برسونه، عقلت رو زائل کنه و به‌خصوص در این قضیه برای شما آمریکایی‌ها باید خیلی سخت باشه چون هیچ تصوری از گرسنه بودن و گرسنگی کشیدن ندارید. البته نه به اندازهٔ بقیه مردم کشورهای دیگه، شماها حتی در بدترین روزهای جنگ داخلی هم این‌قدر گندم و غذا داشتید که برای سود اون‌ها رو صادر کنید.
hazratsaadi
شنیدی که می‌گن اگر نمی‌تونی با اونی که دوستش داری زندگی کنی، پس اونی که باهاش زندگی می‌کنی رو دوست داشته باش؟ در دنیای حیوانات بهش می‌گن تغییر طعمه. وقتی که یک شکارچی، انحصاراً ترجیح می‌ده از یک منبع غذایی به دلیل این‌که سهل‌الوصول‌تر و دم دستی‌تر هست استفاده کنه و سیستم شکار قبلی خودش رو به‌طور کلی یا برای مدتی محدود کنار بگذاره.
hazratsaadi
هیچ‌وقت به حرف ما گوش نمی‌دن، مهم هم نیست که چی بهشون می‌گی چون همیشه آخرش یکی از اون‌ها تصمیم می‌گیره نقش ناجی رو بازی کنه.
hazratsaadi
جلوی گرسنه سنگ هم بذاری می‌خوره.
hazratsaadi
موفقیت فقط از طریق امتحان کردن، تلاش کردن و شکست خوردن به‌دست می‌آد. این‌که از اشتباهاتمون درس بگیریم و در نهایت به موفقیت دست پیدا کنیم.
hazratsaadi
«ذهن انسان، کتی، هم‌زمان هم موهبت و هم آزاردهنده‌ترین چیز ممکنه... ما تنها موجودات روی کره زمین هستیم که توانایی تصور کردن موقعیت‌های مختلف رو داریم. می‌تونیم مرگ رو به روش‌های مختلف تصور کنیم. اما...» با دستش چونه‌م رو بالا گرفت. «می‌تونیم راه‌هایی برای جلوگیری هم تصور کنیم.»
hazratsaadi
اگه همهٔ هندی‌ها با هم و در یک لحظه بشاشند کل انگلیس رو سیل می‌برد.
hazratsaadi
نباید صرفاً از خاطرات منفی و تلخ یاد کنیم. خیلی از آدم‌ها ذاتاً آدم‌های هولناک و آزارگری نیستن، قلب انسان به‌صورت محدودی امکان جذب و درک رنج رو داره.
hazratsaadi
هولناک‌تر از این‌که بتونی نحوهٔ مرگت رو تصور کنی، فکر کردن به اینه که خودت عامل مرگ خودت خواهی شد.
hazratsaadi
میمون‌ها چه مخلوقات زشتی‌اند و چه شباهت عجیبی با ما دارند!
hazratsaadi
خوشبختی یعنی یک حساب بانکی پر، داشتن یک آشپز خوب و وضعیت گوارشی سالم!
hazratsaadi
این شخصیت فردی تو نیست که کار و حرفهٔ تو رو تعریف می‌کنه.
hazratsaadi
میمون، دلت می‌خواد بر همهٔ حیوانات تسلط پیدا کنی اما یه نگاه به خودت بنداز و ببین که چه احمق بزرگی هستی!
hazratsaadi
بهش می‌گم لحظهٔ مسعود، لحظه‌ای که همهٔ نقطه‌ها رو بعد از این‌که دیگه خیلی دیره به‌هم وصل می‌کنی. اسمش رو از احمد شاه مسعود گرفتم.
hazratsaadi
اگر مجروح بشی عملاً سربارمون می‌شی و به جای این‌که کمک‌حال باشی، بار روی دوش ما می‌شی و باید هرچی داریم و نداریم صرف بهبود و مراقبت از تو کنیم. دقیقاً برای همین خیلی از سلاح‌های جنگی برای مجروح کردن ساخته شدن و نه کشتن سریع، مجروحین جنگی بیشترین سهم منابع ارتش رو مصرف می‌کنن و عملاً باری برای بقیه سربازها به حساب می‌آن.
hazratsaadi
نیاز داشتن به هرچیزی در وهلهٔ اول باعث تشکیل شهرها و دهکده‌ها شده و در حال حاضر هم ما به همدیگه نیاز داریم و این نیازه که ما رو کنار هم نگه داشته. من به شخصه نمی‌تونم کمکی به بقیه بکنم اگر که بقیه نخوان یا نتونن کمکی در ازای کاری که من براشون انجام می‌دم در حق من انجام بدن. در حقیقت این، همون رابطهٔ مبادلهٔ اجتماعی بود که بیا ما حکم‌فرما بود.
hazratsaadi
بومیان و جوامع کهن و باستانی هیچ تلاشی برای مرزبندی میان آنچه در حقیقت رخ داده و افسانه‌هایشان به کار نبسته‌اند. حال آن‌که ما در غرب نهایت تلاش خود را برای مرزبندی میان این موضوعات به کار می‌بندیم.
hazratsaadi
دونستن این‌که چیزی دیدی با دونستن این‌که چی دیدی تفاوت داشت.
hazratsaadi
ذهن آدم با چیزهای عجیب‌وغریب چندان میانهٔ خوبی نداره. ما همیشه دنبال جواب برای چیزهای غیرقابل توضیح هستیم و حتی اگر جوابی که پیدا کردیم مبتنی بر واقعیت‌ها و شواهد مستند نباشه، سعی می‌کنیم به هر ترتیبی که شده حتی از داستان‌ها و روایت‌های قدیمی هم که شده یک چیزی بیرون بکشیم و این پازل اسرارآمیز رو تکمیل کنیم.
hazratsaadi
باور کردن همچین چیز غیرقابل باوری واقعاً سخته... انگار که به کسی که سال‌ها تو یک کشور زندگی کرده، بگی که کشورش در حال فروپاشیه. این‌که دوست‌ها و همسایه‌هایی که سال‌های سال باهاشون رفت‌وآمد داشتی می‌خوان بکشنت... انکار، امن‌ترین قسمت ذهن، حس قدرتمندی که بر همه‌چیز فائق می‌شه و کدوم یکی از ما می‌تونه چنین رفتاری رو قضاوت کنه؟
hazratsaadi
بدن انرژی خیلی کمتری برای تبدیل گوشت به انرژی، تا سبزیجات به انرژی نیاز داره و مغز ما، با استفاده از این ثروت بادآورده و پرکالری کم‌کم شروع به بزرگ‌تر شدن کرد و این‌طور شد که ما به ساختن ابزار، اختراع زبان و همکاری کردن با همدیگه برای رسیدن به اهداف رو آوردیم.
hazratsaadi
دقیقاً می‌تونی دلیل اصلی تمام چیزهایی که ما رو از میمون به انسان تبدیل کرد رو تو همین قضیه ببینی؛ مغز بزرگ‌تر به گوشت بیشتری نیاز داشت و به دست آوردن گوشت بیشتر، نیازمند مغز بزرگ‌تر برای نقشه کشیدن و شکار بود...
hazratsaadi

حجم

۴۸۸٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۴۰۰ صفحه

حجم

۴۸۸٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۴۰۰ صفحه

قیمت:
۳۸۵,۰۰۰
تومان