
کتاب ابرشکوفایی
معرفی کتاب ابرشکوفایی
کتاب ابرشکوفایی (فناوریهای ارتباطی چگونه بین ما جدایی میاندازند) نوشتهی نیکلاس کار و با ترجمهی محمود حبیبی اثری است که نشر خوب آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب یکی از جلدهای مجموعهی «درنگ» به سراغ جهان شبکههای اجتماعی، اینترنت و رسانههای نو رفته و نشان داده است چگونه ابزارهایی که قرار بود ما را به هم نزدیک کنند، در عمل به تشدید گسست، فرسودگی ذهنی و چنددستگی اجتماعی منجر شدهاند. نویسنده که پیشتر با کتاب اینترنت با مغز ما چه میکند شناخته شده، در این اثر نگاهش را از سطح فرد و مغز به سطح جامعه، فرهنگ و سیاست گسترش داده و با ترکیب مباحث تاریخی، جامعهشناسی، روانشناسی و فلسفه، تصویری چندبعدی از عصر ارتباطات دیجیتال ترسیم کرده است. در ابرشکوفایی استعارهی اصلی کتاب از دشت شقایقهای واکر کانیون در نزدیکی لسآنجلس گرفته شده که در سال ۲۰۱۹ زیر هجوم اینفلوئنسرها و سلفیگرفتنهای بیوقفه عملاً تخریب شد. کار از این ماجرا بهعنوان نمادی از «ابرشکوفایی پیامها» استفاده کرده است؛ وضعیتی که در آن هشتگها، نوتیفیکیشنها و جریان بیپایان محتوا جای تجربهی مستقیم و واقعیت را گرفتهاند و الگوریتمها بهجای ما تصمیم میگیرند چه ببینیم و به چه فکر کنیم. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ابرشکوفایی
کتاب ابرشکوفایی با تمرکز بر ایدهی «رسانه همان پیام است» به سراغ این پرسش رفته که فناوریهای ارتباطی جدید چگونه ساختار جامعه و ذهن اجتماعی را دگرگون کردهاند. نیکلاس کار در فصلهای آغازین با روایت ماجرای شقایقهای واکر کانیون و هشتگ #superbloom نشان میدهد چگونه یک رویداد طبیعی زیبا، زیر فشار اقتصاد توجه و فرهنگ اینفلوئنسری به صحنهای از تخریب جمعی تبدیل میشود. سپس با رجوع به تاریخ ارتباطات، از زبان و خط تا تلگراف، تلفن، رادیو و تلویزیون، توضیح داده است که هر جهش فناورانه در این حوزه، نهفقط سرعت و حجم پیامها را افزایش داده بلکه شکل روابط قدرت، مرجعیت، سیاست و حتی تجربهی فردی از «خود» را تغییر داده است. در این مسیر، کار به اندیشههای چهرههایی مثل چارلز هورتون کولی، مارشال مکلوهان، هارولد اینیس و دیگر نظریهپردازان رسانه تکیه کرده و نشان داده است چگونه مفهوم «شبکههای اجتماعی» پیش از اینترنت در جامعهشناسی شکل گرفته و امروز در قالب پلتفرمهای دیجیتال به اوج خود رسیده است. کتاب ابرشکوفایی در ادامه، با مثالهایی از تلگراف، رادیو، تلفن و مناقشات حقوقی پیرامون حریم خصوصی و نفع عمومی، دو مسیر متفاوت ارتباطات را از هم جدا میکند: ارتباطات شخصی یکبهیک و ارتباطات تودهای یکبههمه. نویسنده نشان داده است چگونه اصل محرمانگی مکاتبات، شکلگیری ادارات پست، قوانین تلگراف و تلفن و بحثهایی مثل پروندهی جرج کارلین و کمیسیون ارتباطات فدرال، بهتدریج چارچوبی برای تنظیم رسانههای جمعی ساختهاند. سپس این چارچوب با ظهور شبکههای اجتماعی دچار بحران شده است؛ جایی که مرز بین خصوصی و عمومی، بین گفتوگوی شخصی و پخش همگانی، عملاً فرو میریزد. در فصلهایی مانند «سیالیت کاملتر»، «حریم خصوصی و نفع عمومی» و بخشهایی که به مارک زاکربرگ، فیسبوک و رؤیای «جامعهی جهانی» او میپردازد، کتاب نشان میدهد چگونه الگوریتمها، اقتصاد داده و منطق اسکیلپذیری پلتفرمها، شبکههای انسانی را از بسترهای تاریخی و اخلاقیشان جدا کرده و آنها را به زیرساختی برای دستکاری احساسات، قطبیسازی سیاسی و فرسایش حس مشترک تبدیل کردهاند.
خلاصه کتاب ابرشکوفایی
هستهی فکری ابرشکوفایی این است که افزایش بیسابقهی سرعت و حجم ارتباطات لزوماً به همدلی، آگاهی و صلح بیشتر منجر نمیشود؛ برعکس میتواند زمینهساز سوءتفاهم، قطبیسازی و دستکاری جمعی شود. نیکلاس کار با مرور تاریخی نشان داده است که از تلگراف تا رادیو، هر بار که ابزارهای ارتباطی کارآمدتر شدهاند، امیدی خوشبینانه شکل گرفته که «جهان کوچکتر و صلحآمیزتر» خواهد شد، اما نتیجه اغلب چیز دیگری بوده است؛ از نقش تلگراف در شتابدادن به بحرانهای دیپلماتیک پیش از جنگ جهانی اول تا استفادهی رادیو و رسانههای جمعی در خدمت تبلیغات و بسیج تودهها. در بخشهای تحلیلی، کتاب توضیح میدهد که رسانههای دیجیتال امروز چگونه سه مرز مهم را مخدوش کردهاند: مرز بین خصوصی و عمومی، بین فرد و جمع، و بین ساختار و محتوا. پیامهایی که زمانی در قالبهای مشخصی مثل نامه، روزنامه، برنامهی رادیویی یا تلویزیونی منتشر میشدند، اکنون در یک جریان واحد و افقی در خبررسانها و فیدها کنار هم قرار میگیرند؛ جایی که الگوریتمها بر اساس محبوبیت و واکنش کاربران، نه بر اساس اهمیت یا حقیقت، آنها را مرتب میکنند. کار نشان داده است که این «ابرشکوفایی پیامها» ذهن را در معرض سیلی از اطلاعات قرار میدهد که فرصت درنگ، تفکر و شکلگیری قضاوت پایدار را از بین میبرد. کتاب همچنین به نقش شبکههای اجتماعی در تبدیل هر فرد به «سردبیر» میپردازد؛ اما سردبیری که اولویتهایش را الگوریتمها شکل میدهند. این وضعیت زمینهی گسترش اخبار جعلی، عملیات روانی، پوپولیسم و قبیلهگرایی دیجیتال را فراهم کرده است. در عین حال، نویسنده تأکید کرده است که نقد او نفی مطلق فناوری نیست؛ بلکه دعوتی است به دیدن رسانههای ارتباطی بهعنوان پدیدههایی انسانی و پیچیده که باید در بافتار اجتماعی و فرهنگی فهم و هدایت شوند. پیام نهایی کتاب این است که مهار کامل این فناوریها دیگر ممکن نیست، اما هنوز میتوان با بازنگری در رفتار دیجیتال، بازتعریف مرزهای حریم خصوصی، و تقویت حس مسئولیت فردی و جمعی، از شدت فرسایش ذهنی و گسست اجتماعی کاست.
چرا باید کتاب ابرشکوفایی را بخوانیم؟
ابرشکوفایی بهجای تمرکز صرف بر نکات فنی یا توصیههای سطحی برای «کمکردن استفاده از شبکههای اجتماعی»، به ریشههای تاریخی و فکری مسئله میپردازد. این کتاب نشان میدهد چرا تصور رایج «ارتباط بیشتر = تفاهم بیشتر» همیشه درست از آب درنیامده و چگونه همان ابزارهایی که قرار بوده آگاهی و دموکراسی را تقویت کنند، میتوانند به ابزار قطبیسازی، نظارت و دستکاری احساسات عمومی تبدیل شوند. خواندن این اثر امکان میدهد جایگاه شبکههای اجتماعی در امتداد تاریخ طولانیتر رسانهها دیده شود؛ از خط و چاپ تا تلگراف، تلفن، رادیو و تلویزیون. این کتاب همچنین کمک میکند سازوکارهای پنهان پشت فیدها، هشتگها و الگوریتمها بهتر فهمیده شود؛ اینکه چرا مرز بین گفتوگوی خصوصی و پخش عمومی در پلتفرمها از بین رفته و این امر چه پیامدهایی برای حریم خصوصی، سیاست، فرهنگ و حتی تجربهی فردی از «خود» دارد. ابرشکوفایی نه نسخهای برای قطع ارتباط، بلکه دعوتی به «درنگ» در میانهی سیل پیامهاست؛ درنگی که میتواند به بازتعریف نسبت فرد با شبکه، بازاندیشی در عادتهای رسانهای و حساستر شدن نسبت به مسئولیتهای فردی و اجتماعی در فضای دیجیتال منجر شود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
ابرشکوفایی به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی فهم عمیقتری از شبکههای اجتماعی، اینترنت و تأثیر آنها بر جامعه و سیاست دارند؛ به دانشجویان و علاقهمندان حوزههای ارتباطات، جامعهشناسی، علوم سیاسی و مطالعات رسانه؛ به فعالان رسانهای، روزنامهنگاران و تولیدکنندگان محتوا که میخواهند جایگاه کار خود را در ساختار بزرگتر اقتصاد توجه و الگوریتمها بهتر بشناسند؛ و به هرکسی که از فرسودگی ناشی از سیل پیامها، اخبار متناقض و فضای قطبیشدهی آنلاین خسته است و بهدنبال نگاهی تحلیلیتر و کمهیجانیتر به این وضعیت میگردد.
بخشی از کتاب ابرشکوفایی
«دشت شقایقها علاوهبر این تصویر حاوی یک استعاره هم هست. ما امروزه در یک ابرشکوفایی دائمی زندگی میکنیم؛ نه ابرشکوفایی شقایقها بلکه ابرشکوفایی پیامها. گوشیهای همراه عملاً ما را به فرستندهگیرندههای انسانی و نودهای یک شبکۀ ارتباطی با گستره و سرعتی بیسابقه تبدیل کردهاند. فرقی نمیکند سرگرم چه کاری هستیم، زیرا همواره در حال دریافت و ارسال سیگنالهایی هستیم که از بسیاری از آنها آگاهیم (کلمات، تصاویر و صداها) و از بسیاری دیگر هم ناآگاه (دادههای مکانی، رفتار و حالت). وقتی اولین بار به این شبکه وصل شدیم، بسیار هیجانزده و خوشبین بودیم. اتصال به اینهمه اطلاعات و اینهمه آدمْ تجربۀ هیجانانگیزی بود و به نظرمان میآمد که بیتردید این ارتباطاتْ ذهن ما را بازتر، همدلیمان را گستردهتر و جهان را به جایی دلنشینتر تبدیل خواهد کرد. ما فکر میکردیم ارتباط بیشتر یعنی تفاهم بیشتر. اما این اتفاق نیفتاد. هیجان اول شاید همچنان به قوت خود باقی باشد (اگر اینستاگرام جذبتان نمیکند، تیکتاک هست، اگر تیکتاک به نظرتان قدیمی میآید، دیسکورد یا بیریل یا چیزهای جدید هستند)، اما خوشبینی جایش را به دلواپسی داده است. ما اکنون با انبوه پیامدهای ناخواسته و پیشبینینشدۀ این اتصال مواجهیم (اعم از آسیبهای اجتماعی در واکر کانیون و آسیبهای جدیتر در نقاط دیگر) و مثل شورای شهر لیک السینور ما نیز خسته و ناامیدیم، زیرا قادر به مقابله با آنها نیستیم. عمرمان را صرف تبادل اطلاعات میکنیم و بیش از هر زمان دیگری به هم متصل هستیم، اما هرقدر این ارتباط بیشتر میشود، وضعیتمان بیشتر رو به وخامت میگذارد. شقایقها شاداب، سرزنده و مسحورکننده اما درعینحال پرزرقوبرق، مخاطرهآمیز و اعتیادآورند.»
حجم
۳۵۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
حجم
۳۵۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه