معرفی و دانلود کتاب اینترنت با مغزهای ما چه می کند + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب اینترنت با مغزهای ما چه می کندsubscriptionAvailable

کتاب اینترنت با مغزهای ما چه می کند

نوع کتاب
۳.۲(از ۵ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب اینترنت با مغزهای ما چه می کند

کتاب اینترنت با مغزهای ما چه می کند نوشتهٔ نیکلاس کار و ترجمهٔ عابده میرزایی است. انتشارات کتابستان معرفت این کتاب را منتشر کرده است. نویسنده در این کتاب پرسشی را مطرح کرده است: «آیا اینترنت ما را احمق می‌کند؟» این پرسش تلنگری بود برای شروع یکی از مهم‌ترین بحث‌های دوران ما: وقتی که در حال لذت بردن از موهبت اینترنت هستیم، آیا درواقع داریم توانایی‌مان را برای خواندن و فکرکردن عمیق فدا می‌کنیم؟

درباره کتاب اینترنت با مغزهای ما چه می کند

نزاع بین حامیان و مخالفان شبکهٔ اینترنت که در طول دو دههٔ اخیر از طریق ده‌ها کتاب و مقاله و هزاران پست وبلاگی، ویدئوکلیپ و پادکست ادامه داشته، به‌اندازه مجادلات پیشین دوقطبی شده است. این بحث همیشه مهم بوده، اما ازآنجاکه محتوا بر اساس ایدئولوژی و سلایق شخصی مورد قضاوت قرار می‌گیرد، مباحثات همیشه به بن‌بست رسیده است. دیدگاه‌ها افراطی شده و حملات جنبه شخصی به خودشان گرفته‌اند. حامیان، به‌کنایه طرف مقابل را «مرتجع» و «فناوری ستیز» و مخالفان، به‌تمسخر حامیان را «بی‌فرهنگ»، «خیالاتی» و «ساده‌لوح» می‌نامند. نیکلاس کار، درکتاب اینترنت با مغزهای ما چه می کند باتکیه‌بر دامنهٔ وسیعی از مطالعات تاریخی و علمی تلاش کرده تا \ تأثیرات شناختی اینترنت را بر ذهن انسان کندوکاو کند و پیامدهای فکری و فرهنگی آن را روشن سازد. او بیان کرده است که چگونه تفکر انسان در طول قرن‌ها از راه «ابزارهای ذهن» شکل گرفته است: از الفبا گرفته تا نقشه‌ها، نشریات، ساعت و کامپیوتر و چطور هرکدام از این ابزار بر شیوهٔ درک ما از جهان تأثیر گذاشته‌اند. کار سپس با شرحی جالب‌توجه از کشفیات تازه در علم عصب‌شناسی روشن می‌کند که مغز ما در واکنش به تجربه‌هایمان تغییر می‌کند. یعنی فناوری‌هایی که برای پیداکردن، ذخیره کردن و اشتراک‌گذاری اطلاعات استفاده می‌کنیم راه‌های عصبی مغز ما را تغییر می‌دهند.

نیکلاس کار به یاری بینش‌های دانشمندان از افلاطون گرفته تا «مک لوهان»، این تفکر را مطرح کرده که هر نوع فناوری اطلاعات، اصول مخصوص خودش را دارد یعنی مجموعه‌ای از پیش‌فرض‌ها دربارهٔ چیستی دانش و هوشمندی. او توضیح می‌دهد که چگونه کتاب‌های چاپی به تمرکز و توجه بیشتر ما کمک کردند و باعث رشد تفکر عمیق و خلاق شدند. اما اینترنت، برعکس، ما را عادت به این داده است که لقمه‌های کوچک اطلاعات را سریع و بدون تمرکز و توجه از منابع گوناگون گردآوری کنیم. تمرکز ما بر محتوای رسانه می‌تواند ما را از این تأثیرات عمیق غافل کند. آن‌قدر از برنامه‌های رسانه حیرت‌زده یا مشوش می‌شویم که دیگر فرصت و حواسی نمی‌ماند که بفهمیم در سرمان چه می‌گذرد. در پایان هم وانمود می‌کنیم که فناوری به‌خودی‌خود اهمیتی ندارد و با خودمان می‌گوییم، مهم این است که ما چطور از آن استفاده کنیم. معنی تلویحی این جمله که تسکین‌بخش غرورمان است، این است که زمام امور همچنان در دست ماست». اصول اینترنت همان اصول صاحبان صنایع است: سرعت و کارایی، بهره‌وری در تولید و مصرف. ما روزبه‌روز مهارتمان در نگاه گذرا به مطالب و مرور سریع بیشتر می‌شود اما آنچه از دست می‌دهیم توانایی تمرکز و تفکر است. در دنیای امروز که فناوری اطلاعات با سرعتی فزاینده به پیش می‌رود، در میانهٔ مسابقهٔ شتابان همگامی با فناوری‌های روز، این کتاب دعوتی است به یک توقف کوتاه و بازاندیشی در مسیری که تا امروز پیموده‌ایم و راهی که در پیش رو داریم.

خواندن کتاب اینترنت با مغزهای ما چه می کند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

علاقه‌مندان به مباحث جامعه‌شناسی، روان‌شناسی به‌ویژه مباحث مرتبط با فناوری اطلاعات مخاطب این کتاب هستند.

بخشی از کتاب اینترنت با مغزهای ما چه می کند

«در مقاله‌ای دیگر با عنوان «دستگاه محاسباتی و هوش»، تورینگ توضیح می‌دهد که چگونه وجود کامپیوترهای قابل‌برنامه‌ریزی «پیامدهای مهمی دارد که، علاوه بر ملاحظات مربوط به سرعت، طراحی ماشین‌های جدید مختلف برای انجام پردازش‌های محاسباتی گوناگون را غیرضروری می‌سازد. تمام این کارها را می‌توان با یک کامپیوتر دیجیتال انجام داد، که برای هر مورد به‌خوبی برنامه‌ریزی شده است.» او نتیجه می‌گیرد که این بدین معنی است که «تمام کامپیوترهای دیجیتال از این نظر یکسان‌اند.» تورینگ اولین کسی نبود که نحوهٔ کار کامپیوتر قابل‌برنامه‌ریزی را تصویر کرده بود، بیش از یک قرن پیش از آن، ریاضی‌دان انگلیسی دیگری، چارلز بَبِج، نقشه‌ای را برای «موتور تحلیلی» طرح کرده بود که «ماشینی با عمومی‌ترین ماهیت» بود. اما به نظر می‌رسد که تورینگ اولین کسی بود که قابلیت سازگاری نامحدود کامپیوترهای دیجیتال را دریافته بود.

آنچه او نمی‌توانست پیش‌بینی کند راهی بود که ماشین جهانی او تنها چند دهه پس از مرگش طی می‌کرد و تبدیل به رسانهٔ جهانی ما می‌شد. چون انواع مختلف اطلاعاتی که توسط رسانه‌های سنتی منتشر می‌شد، کلمات، اعداد، صداها، تصاویر، تصاویر متحرک، همگی می‌توانند تبدیل به رمزهای دیجیتالی شوند، همگی می‌توانند «رایانشی شوند.» از سمفونی نهم بتهوون گرفته تا فیلمی مبتذل می‌توانند به‌صورت زنجیره‌های صفر و یک درآمده، پردازش، منتقل و با یک کامپیوتر اجرا شوند. امروزه با وجود اینترنت ما مستقیماً شاهد کاربردهای خارق‌العادهٔ کشف تورینگ هستیم. اینترنت، که از میلیون‌ها کامپیوتر به هم متصل و بانک‌های دادگان تشکیل شده است، تورینگ ماشینی با قدرت غیرقابل‌اندازه‌گیری است و به معنای واقعی بیشتر فناوری‌های فکری ما را در خود جای داده است. اینترنت برای ما به ماشین تحریر، دستگاه چاپ، نقشه، ساعت، ماشین‌حساب، تلفن، ادارهٔ پست، کتابخانه، رادیو و تلویزیون تبدیل شده است. حتی نقش کامپیوترهای دیگر را نیز بر عهده گرفته است، برنامه‌های نرم‌افزاری بیشتر و بیشتری با اینترنت اجرا می‌شوند یا همان‌طور که اهالی سیلیکون ولی می‌گویند، بیش از آنکه در کامپیوترهای خانگی ما اجرا شوند، «در ابر» اجرا می‌شوند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اینترنت با مغزهای ما چه می کند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:اینترنت با مغزهای ما چه می کند
موضوع:کامپیوتر، روان‌شناسی عمومی
نویسنده:نیکلاس کار
مترجم:عابده میرزایی
انتشارات:انتشارات کتابستان معرفت
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۱۲/۳۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲۱.۴۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۶۸۳۷۹۲۷
تعداد صفحه‌ها:۲۸۸ صفحه
قیمت کتاب:۵۷۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۷۴۵۶۵۶۷
۴
تنها فعالیت‌های فیزیکی تکرارشونده نیستند که می‌توانند مغز ما را بازمداربندی کنند. فعالیت‌های کاملاً ذهنی نیز می‌توانند مدار عصبی ما را گاهی بسیار گسترده تغییر دهند. در اواخر دههٔ ۹۰ میلادی گروهی از محققان بریتانیایی مغز شانزده رانندهٔ تاکسی در لندن را که بین دو تا چهل‌ودوسال سابقهٔ رانندگی داشتند اسکن کردند. وقتی اسکن آن‌ها را با گروه شاهد مقایسه کردند دریافتند که اسبَکِ پشتی راننده‌های تاکسی، قسمتی از مغز که نقشی اساسی در ذخیره و استفاده از بازنمایی‌های فضایی محیط اطراف فرد دارد، بسیار بزرگ‌تر از افراد معمولی است. به‌علاوه هرچه سابقهٔ کاری فرد بیشتر بود، این قسمت نیز بزرگ‌تر بود.
mahdi79
۲
در چند سال گذشته احساس ناخوشایندی داشتم که کسی یا چیزی مغز من را دستکاری می‌کند، مدارهای عصبی را بازطراحی و حافظه را دوباره برنامه‌ریزی می‌کند. ذهنم در حال ازکارافتادن نیست - حداقل تا به حال نبوده- اما در حال تغییر است. من مثل قبل فکر نمی‌کنم. وقتی در حال مطالعه هستم این را شدیداً حس می‌کنم. پیش از این به‌راحتی در یک کتاب یا مقالهٔ طولانی غرق می‌شدم. ذهنم درگیر پیچ‌وخم روایت یا بحث می‌شد و ساعت‌ها در نثرهای طولانی سیر می‌کرد. این اتفاق دیگر به‌ندرت پیش می‌آید. حالا تمرکزم بعد از یک یا دو صفحه کم می‌شود. بی‌قرار می‌شوم و سررشته را گم می‌کنم و دنبال چیز دیگری می‌گردم تا انجام بدهم. احساس می‌کنم همیشه در تلاشم تا رشتهٔ افکارم را به متن بازگردانم. مطالعهٔ عمیق که به آن عادت داشتم حالا به یک مبارزه تبدیل شده است.
mahdi79
۲
اما متوجه شدم که عملکرد مغزم تنها کم نشده بود. مغزم گرسنه بود و طلب می‌کرد که با روشی که اینترنت تغذیه‌اش می‌کرد تغذیه شود و هرچه بیشتر تغذیه می‌شد، بیشتر گرسنه می‌شد. حتی زمانی که از کامپیوتر دور بودم، اشتیاق چک‌کردن ایمیل، کلیک‌کردن بر روی یک پیوند و یا گوگل‌کردن داشتم. دلم می‌خواست متصل باشم. همان‌طور که مایکروسافت ورد مرا تبدیل به یک پردازندهٔ کلمه از جنس گوشت و خون کرده بود، احساس می‌کردم اینترنت هم مرا تبدیل به یک ماشین پردازشگر سریع داده، یک هلِ انسانی، کرده است. دلم برای ذهن قدیمی‌ام تنگ شده بود
mahdi79
۲
همان‌طور که جیمز اولدز استاد علوم اعصاب و مسئول مؤسسه مطالعات پیشرفتهٔ کراسنو در دانشگاه جرج میسن بیان می‌کند، «بسیار منعطف» است. انعطاف‌پذیری آن با پیرشدن ما کمتر می‌شود -مغزها گرفتار مسیرهای خود می‌شوند- اما انعطاف‌پذیری هیچ‌گاه از بین نمی‌رود. نورون‌های ما همواره اتصالات قدیمی را قطع و اتصالات جدید ایجاد می‌کنند، و سلول‌های عصبی جدید به وجود می‌آیند. اولدز مشاهده کرده است که «مغز دائماً می‌تواند خود را از نو برنامه‌ریزی کند و روش عملکرد خود را تغییر بدهد».
mahdi79
۲
خواندن کتاب تمرینِ یک فرایند فکری غیرطبیعی بود، فرایندی که نیازمند توجهی مداوم و بی‌وقفه به شیئی واحد و ایستا بود. خوانندگان باید خود را در جایی که تی.اس.الیوت در «چهار کوارتت» «نقطهٔ ثابت در جهان درحال‌چرخش» توصیف کرده بود قرار می‌دادند. آن‌ها باید مغز خود را آموزش می‌دادند تا بر هرچیز دیگری که در اطرافشان می‌گذشت چشم بپوشد تا در مقابل انگیزه‌ای که باعث می‌شد حواسشان از سرنخی حسی به سرنخی دیگر پرت شود مقاومت کنند. آن‌ها باید پیوندهایی عصبی را می‌ساختند یا تقویت می‌کردند که برای مقابله با پریشانی ذاتی لازم بودند، و به این طریق «کنترل بالا به پایین» بیشتری بر تمرکز خود داشتند.
Seyyed Tabatabaei
۲
محتوای هر رسانه تنها «تکه گوشتی است که دزد از آن برای پرت‌کردن حواسِ سگ نگهبانِ ذهن استفاده می‌کند
mahdi79
۱
سال ۱۵۰۱، آلدوس مانیوتیوس، چاپخانه‌دار ایتالیالیی، قالب قطع جیبی نیم وزیری را که بسیار کوچک‌تر از قطع سنتی رحلی بود معرفی کرد، کتاب‌ها حتی ارزان‌تر، قابل‌حمل‌تر و شخصی‌تر شدند. درست همان‌طور که کوچک‌سازی ساعت همه را وقت‌نگه‌دار کرد، کوچک‌کردن کتاب نیز کمک کرد که خواندن در تاروپود زندگی روزمره تنیده شود. دیگر تنها متخصصان و اسقفان نبودند که در اتاق‌های ساکت مشغول خواندن کلمات بودند. حتی فردی با ثروت نسبتاً کم نیز می‌توانست کتابخانه‌ای با چندین کتاب تدارک ببیند، و نه‌تنها می‌توانست به‌طور گسترده مطالعه کند بلکه بین آثار مختلف مقایسه نیز کند
mahdi79
۱
در مطالعه‌ای جالب توجه که در آزمایشگاه شناختِ پویای دانشگاه واشنگتن انجام شد و در مجلهٔ علوم روان‌شناختی در سال ۲۰۰۹ چاپ شد، محققان از تصاویر مغز برای بررسی اتفاقاتی که هنگام خواندن داستان در مغز افراد روی می‌دهد استفاده کردند. آن‌ها دریافتند که «خوانندگان به‌طور ذهنی هر موقعیتی را که در داستان با آن روبه‌رو می‌شوند شبیه‌سازی می‌کنند. جزئیات مربوط به اتفاقات و احساسات از متن گرفته می‌شوند و با دانش شخصی از تجربه‌های گذشته می‌آمیزند.» مناطقی از مغز که فعال می‌شوند اغلب «همانی هستند که هنگام فعالیت، تصور یا مشاهدهٔ فعالیت‌های واقعیِ مشابه فعال می‌شوند.» پژوهشگر اصلی تحقیق، نیکول اسپیر، می‌گوید: «ژرف‌خوانی بدون شک عملی منفعلانه نیست.» خواننده خودْ کتاب می‌شود.
mahdi79
۱
سکوت مخصوص ژرف‌خوانی، به قول استیونز، «قسمتی از ذهن ما شد».
mahdi79
۱
معمولاً تصور می‌شود که مدت زمانی که ما به اینترنت اختصاص می‌دهیم از زمانی که در هر صورت به تماشای تلویزیون اختصاص می‌دادیم کم شده است. اما آمار چیز دیگری می‌گوید. بیشتر مطالعات در زمینهٔ فعالیت رسانه‌ای نشان می‌دهند که با افزایش استفاده از اینترنت، تماشای تلویزیون یا ثابت مانده است و یا افزایش پیدا کرده است. پیمایش طولانی‌مدتی که شرکت نیلسن در زمینهٔ رصد رسانه انجام داده است معلوم کرد که زمانی که آمریکایی‌ها به تماشای تلویزیون اختصاص می‌دهند در عصر شبکه افزایش یافته است.