
کتاب خون روی تیر دروازه
معرفی کتاب خون روی تیر دروازه
کتاب خون روی تیر دروازه (جامجهانی دیکتاتوری) نوشتهی ریس ریچاردز با ترجمهی سعید متین روایتی مفصل از جامجهانی ۱۹۷۸ آرژانتین و پیوند تنگاتنگ آن با یکی از خشنترین دیکتاتوریهای نظامی قرن بیستم است. نشر خوب آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب یک اثر روایی-تحلیلی، تاریخ سیاسی و اجتماعی آرژانتینِ دوران خونتا را کنار تاریخ فوتبال مینشاند و نشان میدهد چگونه یک تورنمنت جهانی میتواند به ابزار مشروعیتبخشی، تبلیغات و «برندسازی ملی» برای رژیمهای اقتدارگرا تبدیل شود. ریچاردز با تکیه بر شهادت زندانیان سیاسی، روزنامهنگاران، فعالان حقوقبشر، مادران میدان مایو، بازیکنان و مربیان، و همچنین گزارشهای رسمی و اسناد تاریخی، تصویری چندلایه از جامجهانی ۱۹۷۸ ارائه کرده است؛ تصویری که در آن شادی خیابانها و استادیومها همزمان با سکوت سرد زندانها و پروازهای مرگ پیش میرود. مترجم در مقدمهی خود، این رویداد را در امتداد سنت طولانی سوءاستفادهی سیاسی از ورزش، از موسولینی و هیتلر تا فرانکو و مدیسی، قرار داده و زمینهی تاریخی پرونیسم و کودتای ۱۹۷۶ را برای خواننده فارسیزبان روشن کرده است. این کتاب بخشی از مجموعهای با عنوان «استادیوم» است که به رابطهی ورزش با سیاست، تاریخ و جامعه میپردازد و در آن، فوتبال نقطهی تمرکز اما نه تنها موضوع است. خون روی تیر دروازه با تمرکز بر جامجهانی ۱۹۷۸، از پشتپردهی میزبانی، جنگ تبلیغاتی رژیم، نقش فیفا، سرنوشت ناپدیدشدگان و موقعیت متناقض چهرههایی مثل سزار لوئیس منوتی پرده برمیدارد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خون روی تیر دروازه
کتاب خون روی تیر دروازه نوشتهی ریس ریچاردز روایتی خطی و درعینحال چندلایه از جامجهانی ۱۹۷۸ آرژانتین ارائه کرده است؛ روایتی که از مقدمهی مترجم با مرور سنت استفادهی سیاسی از ورزش در قرن بیستم آغاز میشود، به زمینهی تاریخی پرونیسم، کودتای ۱۹۵۵، بازگشت و مرگ خوآن پرون، حکومت ایسابل پرون و درنهایت استقرار خونتای نظامی ۱۹۷۶ میرسد و سپس جامجهانی را در قلب «جنگ کثیف» قرار میدهد. در فصلهای ابتدایی، نویسنده با فصلهایی مثل «پیشدرآمد» و «میزبانها» صحنه را میسازد: از لحظهی اهدای جام به دنیل پاسارلا در ورزشگاه مونومنتال تا نزدیکی نمادین این استادیوم به مرکز شکنجهی اِسما، از تصمیم فیفا برای اعطای میزبانی در ۱۹۶۶ تا ترور ارتشبد عمر آکتیس و صعود کارلوس لاکوسته به رأس ستاد برگزاری. در این بخشها، کتاب نشان داده است که چگونه همان مردانی که بازداشتگاهها را اداره میکردند، مسئول سازماندهی جامجهانی هم بودند. در ادامهی کتاب خون روی تیر دروازه، روایت از سطح تصمیمهای کلان سیاسی به جزئیات انسانی و فوتبالی نزدیک میشود. فصلهایی دربارهی «چرا میزبانی جامجهانی؟»، «نظامیان، رسانهها و مادران میدان مایو» و «میراث جامجهانی ۱۹۷۸» توضیح میدهد که چگونه رژیم، جام را به پروژهای برای «برندسازی ملی» و نمایش نظم و امنیت تبدیل کرد، رسانههای داخلی را مرعوب و همزمان از حضور مطبوعات خارجی میترسید، و مادران میدان مایو چگونه با امید به خبرنگاران و بازیکنان اروپایی، تلاش کردند سکوت داخلی را بشکنند. سپس کتاب با فصل «اِل فلاکو» به سزار لوئیس منوتی میپردازد؛ مربی سوسیالیستی که فلسفهی فوتبالیاش با دیکتاتوری در تضاد بود اما تیمش به نماد پیروزی ملی تبدیل شد. در بخشهای پایانی، ساختار تورنمنت، گروهها و بازیهای کلیدی (مثل ایتالیا ـ فرانسه و آرژانتین ـ مجارستان) در کنار تحلیلهای سیاسی و اخلاقی روایت شده است تا نشان داده شود چگونه در همان لحظهای که گلها در مونومنتال جشن گرفته میشدند، در اِسما و دیگر بازداشتگاهها شکنجه و قتل ادامه داشت.
خلاصه کتاب خون روی تیر دروازه
کتاب خون روی تیر دروازه بر محور یک سؤال بنا شده است: جامجهانی ۱۹۷۸ در کشوری که درگیر «جنگ کثیف»، ناپدیدسازی سیستماتیک و شکنجهی هزاران نفر بود، چه معنایی داشت و چگونه به ابزار رژیم نظامی تبدیل شد؟ نویسنده ابتدا نشان میدهد که استفادهی ابزاری از ورزش در قرن بیستم مسبوقبهسابقه است؛ از موسولینی در جامجهانی ۱۹۳۴ و هیتلر در المپیک ۱۹۳۶ تا فرانکو و مدیسی. سپس با تمرکز بر آرژانتین، مسیر پرونیسم، دو قطبیشدن جامعه، کودتاهای پیدرپی و درنهایت استقرار خونتای ۱۹۷۶ را مرور میکند تا زمینهی سیاسی برگزاری جام را بسازد. در بخش میانی، کتاب توضیح میدهد که چرا خونتا جامجهانی را «فرصت برندسازی ملی» دید: نمایش نظم، امنیت و وحدت، جذب سرمایه و سفیدنمایی چهرهی بینالمللی. ترور ارتشبد آکتیس، صعود لاکوسته و پیوند نزدیک ستاد جام با نیروی دریایی و اِسما، نشان میدهد که مرز بین سازماندهی مسابقات و مدیریت سرکوب تا چه حد محو بود. همزمان، روایت مادران میدان مایو، تلاش آنها برای جلب توجه رسانههای خارجی، کارزارهای عفو بینالملل و تماسهایشان با روزنامهنگاران و بازیکنان اروپایی، بُعد انسانی و عاطفی کتاب را شکل میدهد. ریچاردز سپس به رابطهی پیچیدهی فوتبال و جامعه میپردازد: اینکه چگونه در طول بازیهای آلبیسلسته، نوعی آتشبس نانوشته برقرار میشد و شکنجهگران و شکنجهشدگان همزمان بازیها را دنبال میکردند؛ چگونه پیروزی نهایی، تندروهای ارتش را جسورتر کرد و سرکوب پس از جام ادامه یافت. در فصل مربوط به منوتی، کتاب تضاد میان فلسفهی «فوتبال چپگرا»ی او و استفادهی تبلیغاتی رژیم از تیم ملی را برجسته کرده است؛ از اردوهای طولانی، کنارگذاشتن مارادونای جوان و ساختن تیمی هجومی تا مصادرهی نمادین این موفقیت توسط حکومت. در پایان، کتاب نشان میدهد که کمتر از یکپنجم ناپدیدشدگان عضو گروههای مسلح بودند و جامجهانی، در اوج شور ملی، بخشی از پروژهی وسیعتری برای خاموشکردن هر صدای مخالف بود.
چرا باید کتاب خون روی تیر دروازه را بخوانیم؟
خون روی تیر دروازه برای فهم این نکته اهمیت دارد که فوتبال و بهطور کلی ورزش، در خلأ اتفاق نمیافتد و میتواند همزمان صحنهی شادی جمعی و پردهی استتار خشونت سیاسی باشد. این کتاب نشان داده است که چگونه یک تورنمنت جهانی، با تصمیمهای فیفا، محاسبات ژنرالها، رفتار رسانهها و واکنش گروههای چریکی، به میدان نبردی نمادین تبدیل میشود که در آن مشروعیت، تصویر بینالمللی و حافظهی جمعی به چالش کشیده میشود. این کتاب همچنین برای کسانی که به تاریخ فوتبال علاقهمندند، تصویری متفاوت از جامجهانی ۱۹۷۸ ارائه کرده است: از جزئیات تاکتیکی تیم منوتی، نقش بازیکنانی مثل کِمپس، پاسارلا، آردیلس و لوکه، تا بحثهای پیرامون داوری، زمانبندی بازیها و نفوذ مقامات آرژانتینی در فیفا. در کنار این، روایت مادران میدان مایو، روزنامهنگارانی مثل رابرت کاکس و زندانیانی که جام را از پشت دیوارهای بازداشتگاه دنبال میکردند، بُعد انسانی و اخلاقی ماجرا را برجسته کرده است. خواندن این کتاب کمک میکند رابطهی میان شادیهای فوتبالی، تبلیغات سیاسی و سرنوشت قربانیان خشونت دولتی با جزئیات بیشتری دیده شود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن خون روی تیر دروازه به علاقهمندان تاریخ فوتبال و جامجهانی، پژوهشگران و دانشجویان علوم سیاسی، مطالعات آمریکای لاتین و حقوقبشر، و کسانی که به رابطهی ورزش، رسانه و قدرت سیاسی توجه دارند پیشنهاد میشود. همچنین به خوانندگانی که در پی مقایسهی تجربهی آرژانتین با تحولات سیاسی ایران و منطقهاند، این کتاب تصویری قابلتأمل و آشنا از تلاقی شور ورزشی و بحران سیاسی ارائه کرده است.
بخشی از کتاب خون روی تیر دروازه
«مسابقات در میانهٔ یک «جنگ کثیف» برگزار میشود، جایی که آدمربایی و شکنجه و قتل در مقیاس صنعتی صورت میگیرد. تشویقهای سرخوشانهٔ ورزشگاه مُنومِنتال در سال ۱۹۷۸ تضادی تکاندهنده با صداهای دو سال قبل دارد که خودروهای نظامی خیابانهای بوئنوس آیرس را زیرورو میکردند تا ارتشبد خورخه بیدلا و خونتای نظامیاش در پیشدرآمدی بر سالها سکوت سرد، قدرت را از ایسابل پِرون، سومین همسر و بیوهٔ خوآن پرون، بگیرند. حکومت اقتدارگرای دستِراستیِ بیدلا مسئول مرگ و ناپدیدشدن بین پانزده هزار تا سی هزار شهروند آرژانتینی، کنشگران سیاسی، هواخواهان جناح چپ و سایر مخالفان شناخته خواهد شد. در بازداشتگاهها زندانیان را شکنجه میکنند، کودکان را از والدینشان میربایند و به خانوادههای نظامی میسپارند و دشمنان سیاسی را به «پروازهای مرگ» میفرستند ــ با دارو بیهوش و از هواپیما به رودخانهٔ ریو د لا پلاتا پرتابشان میکنند. در میانهٔ جنگ سرد، این تورنمنت در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ آمریکای لاتین برگزار میشود، درحالیکه خودکامگی سراسر این قاره را در بر گرفته است. برای رژیم آرژانتین، این جامجهانی بهمثابهٔ تمرین روابط عمومی بود؛ فرصتی برای نمایش بهترینهای کشورشان، ارتباط با جهان بیرونی و رهاشدن از دههها انزوا. سایهٔ خودکامگی بر تیمِ بهغایت بااستعدادِ آرژانتین تحت هدایت سزار لوئیس منوتی سنگینی میکرد و این تیم را که نسلها مبارزه کرده بود تا بابت تواناییهای خود و نه بهواسطهٔ ارتباط با نظامیان در یادها باقی بماند، مدتها تحتالشعاع خود قرار داده بود. منوتی سوسیالیست سرسخت و نامنتظرهترین چهره برای رهبری تیم ملی، اما برندهای مادرزاد با فلسفهای برای فوتبال تهاجمی و باز بود که خود نمادی از بازشدنِ درهای آرژانتین به روی جهان به شمار میرفت.»
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه